eitaa logo
شاعرانه
25.5هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
859 ویدیو
83 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
آزادی به بال‌ها می‌ماند به نسیمی که در میان برگ‌ها می‌وزد و بر گلی ساده آرام می‌گیرد به خوابی می‌ماند که در آن ما خود رویای خویشتنیم... 📜 @sheraneh_eitaa
کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست طمع مدار که دیگر کمر توانی بست به بزم وصل قدم چون نهم که عصمت او گشود دست و مرا پای کامرانی بست دری که دیده بروی دلم گشود این بود که عشق آمد و درهای شادمانی بست گر از خمار دهم جان عجب مدار ای دل که ساقی از لب من آب زندگانی بست رخ از دریچهٔ معنی نمود آن که به ناز میان حسن و نظر سد لن ترانی بست شکست ساغر دل را به صد ملامت و باز به دستیاری یک عشوهٔ نهائی بست به نیم معذرتی آن هم از زبان فریب در هزار شکایت ز نکته دانی بست چو کرد قصد نگه، کار غیر ساخت نخست که چشم او به فریب از نگاهبانی بست به عرض عشق نهان محتشم زبان چو گشود میانهٔ من و او راه همزبانی بست 📜 @sheraneh_eitaa
زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید خط بر رخ تو سبزه سیراب نماید بر روی تو دلها همه شد زار و نگون سار چون پرتوی قندیل که در آب نماید گفتم که شبی چشم تو در خواب ببینم کو بخت که در خواب چنین خواب نماید دیگر به مساجد نبرد سجده جبینم ابروی تو گر گوشۀ محراب نماید گو شاهدی از جمله گدایان در ماست تا بر همه کس فخر ازاین باب نماید 📜 @sheraneh_eitaa
امشب منم آزرده‌دل و سینه‌فگار جان بر لب و جسم زار (من) در آزار نی طاقت بیداری و نی راحت خواب نی قوت اضطراب و نی تاب قرار شبتون خوش🌙 📜 @sheraneh_eitaa
صبح امٖروز خدایا چه مبارک بدمید که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را نتواند کـه همه عـمـر برآید ز سجود | صبحتون بخیر و پر برکت 🌸🍃 📜 @sheraneh_eitaa
بی عشق مباش اگر چه محض سخن است بی درد مزی اگر چه درد بدن است در قید فنا مباش کازادی تو از نیستی و نیست، مجرد شدن است 📜 @sheraneh_eitaa
بسیجی زینت کشور بسیجی‌ بسیجی حافظ رهبر بسیجی به گوشش چون رسد هل من معینی شود بر آن ندا یاور بسیجی چو افتد بر وطن انبوه محنت شود غمخوار چون مادر بسیجی به راه عشق و ایثار و شهادت پیاپی می کشد ساغر بسیجی میان معرکه با خیل دشمن بود چون فاتح خیبر بسیجی برای حفظ خاک پاک میهن شود چون لالهٔ پرپر بسیجی چو می خواهد ولایت را سلامت به غربت می شود بی سر بسیجی چو آید موسم آباد کردن شود احیاگرِ کشور بسیجی «غنی» رو بوسه بر رخسار او زن که دارد گلِ رخِ عنبر بسیجی 📜 @sheraneh_eitaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بهارِ با تو بودن‌ها چه شد؟ پاییز دلتنگی‌ست کجایی صبح من؟ شامِ ملال‌انگیز دلتنگی‌ست ‌ کجایی ماهیِ آرام در آغوش اقیانوس؟ به من برگرد! این دریایِ غم لبریزِ دلتنگی‌ست ‌ اگر چیزی به دست آورده‌ام از عشق، می‌بخشم غزل‌هایی که خود سرمایۀ ناچیزِ دلتنگی‌ست ‌ در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد همانا مرگ، پایانِ سرورآمیزِ دلتنگی‌ست... ‌ نسیمی شاخه‌هایم را شکست و با خودم خواندم: بهارِ با تو بودن‌ها چه شد؟ پاییزِ دلتنگی‌ست ‌‌‌ 📜 @sheraneh_eitaa
یخ آب می‌شود در روح من در اندیشه‌هایم بهار حضور توست بودن توست 📜 @sheraneh_eitaa
nouee.gif
7.8K
محمدرضا خبوشانی معروف به نَوعی خَبوشانی (زاده در خبوشان که نام قدیم قوچان است، درگذشته به سال ۱۰۱۹ هجری قمری در برهانپور هند) شاعر ایرانی و سرایندهٔ مثنوی «سوز و گداز» است. آنچه از احوال وی بر می‌آید آن است که وی به اتفاق دوستش ، کفری تربتی به هندوستان کوچیده، و پس از بازگشت مدتی را در مشهد گذرانده است. به همین دلیل به مشهدی نیز شهره است. سپس باز به هند کوچیده و در دربار شاهان و امیران وقت از جمله اکبرشاه، میرزا یوسف خان رضوی مشهدی، شاهزاده دانیال و عبدالرحیم خان، خان خانان مدیحه و شعر سروده است. وی در اواخر عمر، در دربار جهانگیر شاه به سر برده و سرانجام در برهانپور درگذشته است. کلیات «نوعی»، مشتمل بر قصیده، ترجیع و ترکیب، قطعه، غزل، رباعی و مثنوی در حدود چهار هزار بیت است. ساقی‌نامهٔ او با بیش از چهارصد بیت در ستایش میرزا عبدالرحیم خانخانان سروده شده و در شمار ساقی‌نامه‌های مشهور عهد او است. نسخه‌ای از دیوانش در حدود چهارهزار بیت در کتابخانهٔ ملی پاریس موجود است. مهمترین اثر وی مثنوی «سوز و گداز» است که در واقع در باب اجرای آیین سَتی یا ساتی (الههٔ هندی) در هند است. بر طبق این آیین، همسر مرد متوفا همراه او خود را به آتش می‌کشید. ظاهراً قبل از خودسوزی، پایداری و مصمم بودن زن بر این امر مورد آزمون قرار می‌گرفت، اگر وی مصمم به سوختن خود بود، با مردش سوزانده می‌شد، و اگر تردیدی در خصوص خودسوزی ابراز می‌کرد، بر دیگر مردان حلال می‌شد. نوعی در مثنوی سوز و گداز، خودسوزی همسری وفادار را پس از کشته شدن همسرش روایت کرده‌است. 📜 @sheraneh_eitaa
خداوندا دلم افسردن آموخت نظر دردیده از دل مردنم سوخت به ناخن گربکاوی آهن و سنگ به هرجا شعله ای بینی بر اورنگ غرامت بین که این ناکس دل من نه سنگ طور شد نه سنگ آهن من و این دل که گم نام زبان باد چنین دلها نصیب دشمنان باد زخون این چنین دل خاک تن به چنین دل طعمهٔ زاغ و زغن به به جای این دل افسرده پیکر دل پروانه ام ده یا سمندر دل ریشی از آن اجزای جان ریش دلی کز نام او گردد زبان ریش دلی همپایهٔ فریاد بلبل دلی صید گل و صیاد بلبل دلی سر تا قدم چون شعله روشن کشیده کسوت فانوس بر تن که چون پروانه اش گردد هوا دار نهد از پردهٔ دل داغ دیدار دلی از رنگ و بوی گل سرشته نه همچون تن ز آب و گل سرشته دلی پروانه پرواز محبت به صد جان خانه پرداز محبت چنان مستم کن از جامی که دانی که تاب مستیش هم خود توانی ز شوقی کن سرم را سجده فرسای که شوق از سر ندانم سجده از پای ز چین غم جبینم ساده گردان گشاده ابرو ترم از باده گردان به هر کارم چو همت پیشرو کن گره از رشته زار دل درو کن سرم را تاج بخش از بستر درد لبم را راح ده از ساغر درد چه بستر خوابگاه ماه و خورشید چه ساغر جرعه بخش جام جمشید شهادت را شراب هوش من کن محبت را گل آغوش من کن هر آن خاری که ننگ از وی نفور است مرا در کار و عشقم را ضرور است نبیند معرفت کن در ایاغم خرابات محبت کن دماغم نبیدی خانه زاد نشئه طور کزو مستی و هشیاری شود دور که هرگه سایه اش در ساغر افتد تو گویی آتش اندر مجمر افتد من و نوعی ندامت زادگانیم که چون آئینه از دل سادگانیم ز بس صافی نهادیم از محبت ز عیب دیگران بر ماست تهمت زلوح دل نقوش غیر بزدای خطای دیگران بر ما ببخشای شب تاریک و رهبر دیده اعمی کرامت کن چراغان تجلی ز نور وحدتم خاطر بر افروز به طور رؤیتم راهی در آموز دلم را عاقبت اندیشگی ده نهادم را شریعت پیشگی ده عروجی ده به معراج قبولم رهی بنما به درگاه رسولم 📜 @sheraneh_eitaa
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | شعر پارسی به ابتذال کشیده میشد؛ اگر این شاعر نبود! 📜 @sheraneh_eitaa