eitaa logo
اشعار ناب آئینے
22.1هزار دنبال‌کننده
630 عکس
14 ویدیو
3 فایل
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹 محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن کانــال شعــر مذهبـی در تلگرام و ایتا زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری ادمین ارسال شعر و تبلیغات: @ad_shereaeini کانال اشعارناب با همین آیدی در تلگرام فعال است
مشاهده در ایتا
دانلود
@shere_aeini اي آفتـاب حُسن به زيبائيت سلام وي آسمــان فضل به دانائيت سلام در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام تنها تو کاظمي که به تنهائيت سلام هرگه غضب به قلب رئوف تو يافت دست از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست اي صرف گشته عمر گران تو در نماز دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز مطلوب ايزد است بيان تو در نمــاز واجب بُود درود به جان تو در نماز اي جلوه هاي لطف خدا دودمان تـو اين دوستي است دوستي خاندان تو تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست هارون چگونه صاحب اين دعوي خطاست کي ابر هر کجا که بباري ز ملک ماست قدرت از آن توست کــه بر ابر پيــل وار فرمان دهي و شيعـۀ خود را کني سوار اي نبض روزگار بـه کفِ با کفايتــت شيرازۀ کتــاب شفاعــت ولايتت شمس و قمر دو جلـوه ز نور هدايتت گر، مي نبود جوشش بحر عنايتت تبليغ سوء رشتۀ احکام مي گسست طوفان کفر کشتي اسلام مي شکست بـاران ابــر دست تو پايــان پذير نيست دريــاي قلب پاک تو طوفـان پذير نيست مهر تو گوهري است که نقصان پذير نيست خصم تو کافري است که ايمان پذير نيست آن سان که نور عشق خدا در وجود توست از صبح تا به ظهر، زمان سجـــود توست اي کشتي نجات به درياي حادثـات دارند شيعيان به شما چشم التفات لب تشنه ايم تشنۀ يک جرعۀ فرات بر ما ببخش از کرم خويشتن برات در آستــان قدس رضا نور عين تو دل پر زند به سوي تو و کاظمين تو چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست سر تا به پاي دردم و درمانـم آرزوست پا تا به سر نيــازم و احسانـم آرزوست بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضــا سوگند مي دهم به جگر گوشه ات رضا 🔸شاعر: _______________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini می رسد از هر طرف زائر مدام از راهِ دور سهم من در حدّ یک عرض ِسلام از راه دور نیستم دور ضریحت! در خیالم بارها- می روم گم می شوم در ازدحام از راه دور در طوافت می دوَم با پای شعرم هفت بار تا کمی زائر شوم با احترام از راه دور اشک می ریزد دلم! از شوق٬ پرپر می زند دور گنبد؛ بر فراز پشت بام از راه دور آیهٔ «وٱلکاظمینَ ٱلغَیظ» راه و رسم توست کاش دریابی مرا در این مقام از راه دور حضرت باب ٱلحوائج هستی و تا زنده ام میگذاری مهربان... سنگ تمام از راه دور بارها با چشم خود دیدم سپردی از کرم زخم هایم را به دست التیام از راه دور بُعد منزل نیست... اما در حرم حالم خوش است گر چه می دانم نظر دارد امام از راه دور! 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم زائران دختر تو زائران فاطمه اند تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_ بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini اي آفتـاب حُسن به زيبائيت سلام وي آسمــان فضل به دانائيت سلام در صبر شاخصي به شکيبائيـت سلام تنها تو کاظمي که به تنهائيت سلام هرگه غضب به قلب رئوف تو يافت دست از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست اي صرف گشته عمر گران تو در نماز دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز مطلوب ايزد است بيان تو در نمــاز واجب بُود درود به جان تو در نماز اي جلوه هاي لطف خدا دودمان تـو اين دوستي است دوستي خاندان تو تو عبد صالح و به کفت قدرت خــداست هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست هارون چگونه صاحب اين دعوي خطاست کي ابر هر کجا که بباري ز ملک ماست قدرت از آن توست کــه بر ابر پيــل وار فرمان دهي و شيعـۀ خود را کني سوار اي نبض روزگار بـه کفِ با کفايتــت شيرازۀ کتــاب شفاعــت ولايتت شمس و قمر دو جلـوه ز نور هدايتت گر، مي نبود جوشش بحر عنايتت تبليغ سوء رشتۀ احکام مي گسست طوفان کفر کشتي اسلام مي شکست بـاران ابــر دست تو پايــان پذير نيست دريــاي قلب پاک تو طوفـان پذير نيست مهر تو گوهري است که نقصان پذير نيست خصم تو کافري است که ايمان پذير نيست آن سان که نور عشق خدا در وجود توست از صبح تا به ظهر، زمان سجـــود توست اي کشتي نجات به درياي حادثـات دارند شيعيان به شما چشم التفات لب تشنه ايم تشنۀ يک جرعۀ فرات بر ما ببخش از کرم خويشتن برات در آستــان قدس رضا نور عين تو دل پر زند به سوي تو و کاظمين تو چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست سر تا به پاي دردم و درمانـم آرزوست پا تا به سر نيــازم و احسانـم آرزوست بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضــا سوگند مي دهم به جگر گوشه ات رضا 🔸شاعر: _______________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini انفجار نور در عرش خدا رخ داده است هفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده است عشق در انوار حق او چو حیدر منجلیست عالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیست این مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرست حیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرست لافتی ای تازه از نام آوری های علیست ذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیست آیه هایش در دل قرآن تلاوت میشود آیه های نور بر صادق عنایت میشود امشب از گهواره ی ناهید می آید خبر از میان حاله ی خورشید می آید خبر در کنار بسترش موسی بن عمران آمده آسیه زانو زده ، مریم خرامان آمده با مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمه با حسن آمد حسین و پادشاه علقمه شد اذان گویش علی و تا به أشهد میرسید از پر قنداقه اش انگار باران میچکید خنده هایش فاطمی و گریه هایش زینبیست در کرامت چون حسن در عشق مانند علیست هفتمین خورشید از آرایه ی طه پرست گونه هایش از شمیم مادرش زهرا پرست رحمت از دست حسن وارش چوباریدن گرفت سوره ی والشمس بر عالم تراویدن گرفت دوخته پیراهنش را فاطمه خیرالنساء اینچنین شد کاظمین او شبیه کربلا 🔸شاعر: ______________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini می رسد از هر طرف زائر مدام از راهِ دور سهم من در حدّ یک عرض ِسلام از راه دور نیستم دور ضریحت! در خیالم بارها- می روم گم می شوم در ازدحام از راه دور در طوافت می دوَم با پای شعرم هفت بار تا کمی زائر شوم با احترام از راه دور اشک می ریزد دلم! از شوق٬ پرپر می زند دور گنبد؛ بر فراز پشت بام از راه دور آیهٔ «وٱلکاظمینَ ٱلغَیظ» راه و رسم توست کاش دریابی مرا در این مقام از راه دور حضرت باب ٱلحوائج هستی و تا زنده ام میگذاری مهربان... سنگ تمام از راه دور بارها با چشم خود دیدم سپردی از کرم زخم هایم را به دست التیام از راه دور بُعد منزل نیست... اما در حرم حالم خوش است گر چه می دانم نظر دارد امام از راه دور! 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini هر شاعري ست در تب تضمين چشم تو از بس سرودني ست مضامين چشم تو چشم جهان به مقدمت اي عشق روشن است از اولين دقايق تکوين چشم تو ما را اسير صبح نگاه تو کرده است آقا کرشمه هاي نخستين چشم تو از ابتداي خلقت عالم از آن ازل شيعه شدم به شيوۀ آئين چشم تو مي شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد از پشت پلکت از پس پرچين چشم تو امشب شکوه خلد برين ديدني شده وقتي شده ست منظر و آئينه چشم تو گل کرده بر لب غزلم باغی از رطب امشب به لطف لهجۀ شیرین چشم تو چشم تو آسمان سخا و کرامت است آقا خوشا به حال مساکین چشم تو حالا دو خط دعا به لبم نقش بسته است در انتظار لحظۀ آمین چشم تو «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشۀ چشمی به ما کنند» چه عالمي ست عالم باب الحوائجي با توست نورِ اعظم باب الحوائجي مهر تو است حلقۀ وصل خدا و خلق داری به دست خاتم باب الحوائجی در عرش و فرش واسطۀ فیض و رحمتی بر دوش توست پرچم باب الحوائجی در آستانۀ تو کسی نا امید نیست آقا برای ما همه باب الحوائجی بی شک شفیع ماست نگاه رئوف تو در رستخیز واهمه باب الحوائجی دیوانۀ سخای ابا الفضلیِ توام مانند ماه علقمه باب الحوائجی صحن و سرات غرق گل ياس مي شود وقتي که ميهمان تو عباس مي شود در ساحل سخاوت درياي کاظمين مائيم و خاک پاي مسيحاي کاظمين با دست هاي خالي از اينجا نمي رويم ما سائليم، سائل آقاي کاظمين رشک بهشتيان شده حال کسي که هست گوشه نشين جنت الاعلاي کاظمين نور الهي از همه جا موج مي زند توحيدي است بسکه سراپاي کاظمين داریم در جوار حرم، حق آب و گِل خاتون شهر ما شده زهرای کاظمین ما ريزه خوار صحن و سرای کريمه ايم اين افتخار ماست، گداي کريمه ايم در سايه سار کوکب موسي بن جعفريم ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم فيضش به گوشه گوشۀ ايران رسيده است يعني گداي هر شب موسي بن جعفريم هستي ماست نوکري اهل بيت او ما خانه زاد زينب موسي بن جعفريم قم آستان رحمت آل پيمبر است در این حرم، مُقرَّب موسی بن جعفریم با مهر و رأفتش دل ما را خریده است ما بندۀ مُکاتَب موسی بن جعفریم چشم اميد اهل دو عالم به دست اوست مات مرام و مشرب موسي بن جعفريم حتي قفس براش مجال پرندگي ست مديون ذکر و يارب موسي بن جعفريم دلسوخته ز ندبۀ چشمان خسته اش دلخون ز ناله و تبِ موسي بن جعفريم آتش زده به قلب پريشان، مصيبتش با دست بسته غرق سجود است حضرتش از طعنه هاي دشمن نادان چه مي‌کشيد بين کوير، حضرت باران چه مي‌کشيد در بند ظلم و کينۀ قوي ستمگري تنها پناه عالم امکان چه مي‌کشيد خورشيد عشق و رحمت و نور و سخا و جود در بين اين قبيلۀ عصيان چه مي‌کشيد با پيکرش چه کرده تب تازيانه ها با حال خسته گوشۀ زندان چه مي‌کشيد شکر خدا که دختر مظلومه اش نديد باباي بي شکيب و پريشان چه مي‌کشيد اما دلم گرفته ز اندوه ديگري طفل سه ساله گوشۀ ويران چه مي‌کشيد با ديدن سر پدرش در ميان طشت هنگام بوسه بر لب عطشان چه مي‌کشيد وقتي که ديد چشم کبودش در آن ميان خونين شده تلاوت قرآن چه مي‌کشيد مي گفت با لب پر از آهي که جان نداشت: اي کاش هيچ سنگدلي خيزران نداشت 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم زائران دختر تو زائران فاطمه اند تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_ بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini احساس می کردم که درخاک خراسانم در مِلک طِلق اهل بیتم توی ایرانم روی لبم هم ذکر یا موسی بن جعفر بود هم یا جواد العشق بود و هم رضا جانم از بس فضای صحن ها مانند مشهد بود شک کرده بودم میزبانم یا که مهمانم دنبال جسمی تازه بودم بین زائرها دنبال یک قالب برای روح عریانم درمحضر باب الحوائج حس من این است با پهلوان نَفْس پیش هفتمین خوانم دور ضریحش بود که یک لحظه حس کردم در نوکری هم شانه با موسی بن عمرانم یک بار کظم غیظ کردم تازه با سختی از آن به بعد احساس کردم من مسلمانم تا که بگردد چرخ بر وِفق مراد من باید خودم را دور این مرقد بگردانم 🔸شاعر: _____________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini محمد(ص) آمد و نورٌ علی نور است همراهش علی(ع) یک سمت و آن سو حضرتِ زهرای دلخواهش حسن(ع) محکم گرفته مهربان؛ دستِ حسینش(ع) را قدم برداشت و رویید گل ها بر سرِ راهش خدا دلدادۂ این پنج تن بود و سفارش کرد که بی وقفه بگردد دورشان، خورشید با ماهش مسیحیانِ نجران آمدند اما عقب رفتند پیمبر(ص) بود و خانوادۂ از غیب آگاهش هراس افتاده بر جانِ کلیسا، میزند ناقوس ترک خورده صلیبِ سنگی از اندوهِ جانکاهش علی(ع) بر هم گره اندازد ابرو را، همین کافیست که عیسی میرسد بیتاب و سرگردان به درگاهش خدا داده به زهرا(س) آنچنان اعجاز که والله به ویرانی مبدّل میکند یک آهِ کوتاهش پسرهای علی(ع) هم که اگر نفرین کنند ای وای... زمین می مانَد و کوهی که نه! آری بخوان کاهش مبادا لحظه ای بیرون بیاید از غلاف خود امان از ذوالفقارِ مرتضی(ع) و خشم گهگاهش! 🔸شاعر: _________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است این بس مرا که سایه ی مهر تو بر سر است ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟ امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟ بهر دو نان، خجالت دونان چه می کشی؟ ای دل صبور باش که روزی مقدّر است خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس زیب اذان و زینت محراب و منبر است پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب در حال سجده روی به درگاه حیدر است شمس ضحی، امام هدی، نور هل أتی چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است در آیه ی مباهله این مهر و ماه را جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است نازم به دست او که یکی ناز شست او از جای کندنِ درِ سنگینِ خیبر است با اشک چشم، ابر کَرَم بر سر یتیم با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است جز راه او به سوی خداوند راه نیست یعنی که شهر علم نبی را، علی، در است بر تارک زمان و مکان، تاج افتخار در آسمان فضل، درخشنده اختر است کمتر ز ذرّه ایم و فزونتر ز آفتاب ما را که خاک پای علی بر سر افسر است وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم وز هرچه گفته اند و شنیدیم، برتر است شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد شاخ نبات خواجه  شیراز و شکّر است 🔸شاعر: _____________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini
@shere_aeini حق و باطل در مدینه روبروست اهل حق را حق پرستی آبروست حق پرستان همچو انگشتان دست پرتو این حق پرستان هرچه هست اهل بیت مصطفی دانی که پنچ رحمت للعالمین مانند گنج مصطفی ختم رسل در پیش بود منزلت از هر پیامبر بیش بود درگه حق او که برتر از همه در بغل دارد حسین فاطمه سبط اکبر در کنار مصطفاست دست او در دست خیر انبیاست بعد پیغمبر علی مرتضاست جانشین و همچو جان مصطفاست فاطمه خَیرُ نساء العالمین فاطمه نور سماوات و زمین مقتدای او پسر عمش علی ست تا قیامت مرتضی بر حق ولی ست آیت حق اهل بیت مصطفاست مستجاب الدّعوه ی ارض و سماست. او در پایان این شعر چنین سروده است: هر که را حُبّ محمد در دل است چلچراغ روشن هر محفل است تا ابد بر جا بماند این سرود بر محمّد گو و آل او درود تا توانی گو«طبیبا» این درود درگه حق این دعا مقبول بود 🔸شاعر: _________________________ 🔹اشعار ناب آئینے🔹 @shere_aeini