eitaa logo
شعر ناب
438 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از شعر ناب
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیایید از عشق صحبت کنیم تمام عبادات ما عادت است به بی‌عادتی کاش عادت کنیم چه اشکال دارد که در هر قنوت دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟ چه اشکال دارد در آیینه‌ها جمال خدا را زیارت کنیم؟ مگر موج دریا ز دریا جداست؟ چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟ پراکندگی حاصل کثرت است بیایید تمرین وحدت کنیم «وجود» تو چون عین «ماهیت» است چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟ اگر عشق خود علت اصلی است چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟ بیا جیب احساس و اندیشه را پر از نُقل مهر و محبت کنیم مگو کهنه شد رسم عهد الست بیایید تجدید بیعت کنیم بگو قافیه سست یا نادرست همین بس که ما ساده صحبت کنیم خدایا دلی آفتابی بده که از باغ گلها حمایت کنیم رعایت کن آن عاشقی را که گفت: بیا عاشقی را رعایت کنیم قیصر امین پور 🌸 @shernab
با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟ با من تنها تر از ستارخان بی سپاه موی من مانند یال اسب مغرورم سپید روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق کنده ی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه! آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن آدم‌ست و سیب خوردن، آدم است و اشتباه @shernab
موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش آیین آینه، خود را ندیدن است گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را خامیم و درد ما، از کال چیدن است @shernab
مست خیال را به وصال احتیاج نیست بوی گلم ز صحبت گل بی نیاز کرد @shernab
هر که با یار آشنا شد، گو: زِ خود بیگانه باش تکیه بر هستی مَکُن، در «نیستی» مردانه باش کی بُوَد جای مَلَک در خانهٔ صورت‌پَرَست؟ رو، چو صورت محو کردی با مَلَک همخانه باش @shernab
جان ببر آنجا که دلم برده ای ... @shernab
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم دگر آن جا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم نذر کردم که هم از راه به میخانه روم تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک به درِ صومعه با بَربَط و پیمانه روم آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم گر ببینم خمِ ابروی چو محرابش باز سجده ی شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم خُرَّم آن دَم که چو حافظ به تَوَلّای وزیر سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم @shernab
لاله ها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود هیچ کس در باغ، مثل باغبان تنها نبود یک مدینه دشمن و یک خانه بی فاطمه بانوی آن خانه ،کس؛ جز زینب کبری نبود روی سیلی خورده زهرا شهادت می‌دهد از علی مظلوم تر مردی در این دنیا نبود @shernab
جوانی نکودار، کاین مرغ زیبا نماند در این خانهٔ استخوانی متاعی که من رایگان دادم از کف تو گر میتوانی ، مده رایگانی از آن برد گنج مرا، دزد گیتی که در خواب بودم گه پاسبانی @aavine
در عشق دو چیز است، که پایانش نیست اول ، سرِ زلفِ یار و آخر شبِ ماست... @shernab
دل غریب من از گردش زمانه گرفت به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت شبانه بغض گلوگیر من كنار بقیع شكست و دیده ز دل اشك دانه‌دانه گرفت كنار پنجره‌ها دیدگان پُر اَشكم سراغ مدفن پنهان و بی‌نشانه گرفت نشان شعله و درد و نوای زهرا را توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت مصیبتی‌ست علی را كه پیش چشمانش عدو امید دلش را به تازیانه گرفت چه گفت فاطمه كانگونه با تأثّر و غم علی مراسم تدفین او شبانه گرفت فراق فاطمه را بوتراب باور كرد دمی كه چوبۀ تابوت را به شانه گرفت @shernab
زین حجاب ما و من یکدم برآ در مقام وصل او بی من درآ شد من و مایی حجاب راه ما تا تو پیدایی نهان باشد خدا @shernab