هدایت شده از شعر ناب
گر در آتش می پسندد رای دوست … می روم آن سان که خاطرخواه اوست
عاشقان از نیک و از بد فارغند … هر چه از نزدیک یار آید نکوست
هر که بینی جستجویی می کند … آنکه من جویم برون از جستجوست
هر کسی را آرزویی در دل است … آنکه من خواهم برون از آرزوست
رشته ای بر گردنم افکنده دوست … می کشد هر جا که خاطرخواه اوست
#مولوی
@shernab
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این جفای خلق با تو در جهان
گر بدانی گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنین بدخو کنند
تا تو را ناچار رو آن سو کنند
@shernab
مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد
رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت
از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد
من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد
من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم
او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد
جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود
که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟
خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود
که به یک جلوه زمن نام و نشان یکجا برد
خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم
با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد
همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد
همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت
همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد
#علامه_طباطبایی
@shernab