eitaa logo
شعر ناب
435 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها تا خار غم عشقت آویخته در دامن کوته نظری باشد رفتن به گلستان‌ها آن را که چنین دردی از پای دراندازد باید که فروشوید دست از همه درمان‌ها 🌸 @shernab
هیچ‌کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید هر چقدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر @shernab
مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست @shernab
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی @shernab
اشک روشنگر چشم است ولیکن نه چنان که چراغ دل افروخته خاموش کنیم @shernab
هدایت شده از شعر ناب
منزلگه یار است دل، ماوای دلدارست دل از غیر بیزارست دل، کی جای اغیار است دل؟ جمعیت خاطر مده از دست بهر کار تن در بارگاه قدس جان، پیوسته در کار است دل گر در ره دلدار نیست، بر اهل دل عار است جان از مهر جانان گر تهیست، بر دوش جان بار است دل از پرتو رخسار او جان مجمع انوار شد از عکس خال و خط او پیوسته گلزار است دل تا روی او را دیده‌ام محراب جان ابروی اوست تا چشم او را دیده‌ام پیوسته بیمار است دل گیسوش تا آشفته شد دود از سر من میرود تا شد پریشان زلف او مشتاق زنّار است دل طرز خرام قامتش یاد از قیامت می‌دهد جان واله از بالای او، بیخود ز رفتار است دل بر دور شمع روی او پروانهٔ دل بی‌شمار در تار زلفش مو بمو، گم گشته بسیار است دل از روی او در آتشم از موی او در دود و آه از خوی او جان در بلا، در عشق او زار است دل تا در دل من جا گرفت، عشقش به دل ماوا گرفت کار جنون بالا گرفت، از عقل بیزار است دل گاهی ز وصلش سرخوشم گاهی بهجران مبتلا گه سود دارد گه زیان، در عشق ما زار است دل دل را به بند ای فیض در، از جسم و بگشا سوی جان زان رهگذر راحت رسان، زین ره در آزار است دل 🌸 @shernab
نگارا، وقت آن آمد که یکدَم ز آنِ من باشی دلم بی‌تو به جان آمد، بیا، تا جانِ من باشی دلم آنگاه خوش گردد که تو دلدارِ من باشی مرا جان آن زمان باشد که تو جانانِ من باشی فَلَک پیشم زمین بوسد، چو من خاک دَرَت بوسم مَلَک پیشم کمر بندد، چو تو سلطانِ من باشی @shernab
تو اگر خامی و ما سوخته‌ ، توفیر بَسی است شُعلهٔ عِشق نه گیرنده‌ی هر خاروخَسی است @shernab
چو شمعِ صبحدمم شد ز مِهر او روشن که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد به یادِ چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بنایِ عهدِ قدیم استوار خواهم کرد صبا کجاست؟ که این جانِ خون گرفته چو گُل فدای نَکهَتِ گیسویِ یار خواهم کرد 🌸 @shernab
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی نروم جز به همان ره که تو ام راه نمایی همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم همه توحید تو گویم که به توحید سزایی تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری أحد بی زن و جفتی مَلِکِ کام‌روایی تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی بری‌از خوردن‌وخفتن بری‌از شرک‌وشبیهی بری‌از صورت و رنگی بری‌از عیب و خطایی نتوان وصف‌تو گفتن که‌تو در فهم نگنجی نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی نبد این‌خلق‌و تو بودی نبود خلق‌و تو باشی نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی همه نوری و سروری همه جودی و جزایی همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی 🌸 @shernab
سه ماه مِی خور... 🌸 @shernab