من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
مدهوش چشمِ مست و مِیِ صافِ بیغَشَم
گفتی ز سِرِّ عهدِ ازل یک سخن بگو
آنگَه بگویمت که دو پیمانه دَر کَشَم
من آدمِ بهشتیَم اما در این سفر
حالی اسیرِ عشقِ جوانان مَهوَشَم
از بس که چَشمِ مست در این شهر دیدهام
حقّا که مِی نمیخورم اکنون و سَرخوشم
شهریست پُر کِرشمهٔ حوران ز شِش جهت
چیزیم نیست وَر نه خریدار هر شِشَم
#حافظ
@shernab
در معنی «وجود» همین بس که پیشِ دوست
اظهار «هیچ» بودن ما هم جسارت است
#فاضل_نظری
@shernab
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#السلام_علیك_يااباعبدالله
بنده ی عشقم و مجنون حسین بن علی
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی
@shernab