در معنی «وجود» همین بس که پیشِ دوست
اظهار «هیچ» بودن ما هم جسارت است
#فاضل_نظری
@shernab
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#السلام_علیك_يااباعبدالله
بنده ی عشقم و مجنون حسین بن علی
در رگم نیست به جز خون حسین بن علی
@shernab
ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش
همچو گلبرگِ طَریّ، هست وجودِ تو لطیف
همچو سروِ چمنِ خُلد، سراپای تو خوش
شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح
چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش
هم گلستانِ خیالم ز تو پُر نقش و نگار
هم مَشامِ دلم از زلفِ سَمَن سایِ تو خوش
در رَهِ عشق که از سیلِ بلا نیست گذار
کردهام خاطرِ خود را به تمنّایِ تو خوش
شُکرِ چشمِ تو چه گویم؟ که بِدان بیماری
میکُنَد دَردِ مرا از رخِ زیبایِ تو خوش
در بیابانِ طلب گرچه ز هر سو خطریست
میرود حافظِ بیدل به تَوَلّایِ تو خوش
طریّ = تازه
#حافظ
@shernab
هدایت شده از فصل پنجم
از زبان حضرت خدیجه سلاماللهعلیها، خطاب به برترین انسان هستی حضرت سید الانبیاء رسولخدا صلیاللهعلیهوآله:
دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم
آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم
سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمیخرم
نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم
بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم
دانهی عشق کاشتم، در قفست رها شدم
ای که ملول میشوی از نفس فرشتهها
باور من نمی شود، همنفس خدا شدم
سفرهی دل برای من، باز کن آیه ای بخوان
حرف بزن که مَحرمِ زمزمهی حرا شدم
قطرهی من فرات شد، ذرّه ام آفتاب شد
پیش تو سیّدالبشر، سیّدة النّسا شدم
پشت سرت من و علی، قامت عشق بسته ایم
تو همه مقتدا شدی، من همه اقتدا شدم
#برقعی
http://eitaa.com/joinchat/2791374852Cb49b0358a0
کانال جامع فصل پنجم 🔺
نمانده است مرا در بساط جز آهی
هزار دشمن و یک تیر در کمان دارم
#صائب_تبریزی
@shernab
دزدیده چون جان میروی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون میروی بیمن مرو ای جان جان بیتن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من
هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
خوش میروی درجان من خوش میکنی درمان من
ای دین و ای ایمان من ای بحر گوهردار من
از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من
#مولانا
@shernab