eitaa logo
شعر ناب
437 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
میله‌ی زندان من هر موی مژگان تو بود من از این زندان برای خویش قصری ساختم @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گر کنی خیری به دست خویش کن خیر خود را وقف هر درویش کن یک درم کان را به دست خود دهند به بود زان کز پی او صد دهند گر ببخشی خود یکی خرمای تر بهتر از بعد تو صد مثقال زر @shernab
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم @shernab
هدایت شده از شعر ناب
مقدار یار هم‌نفس چون من نداند هیچ‌کس ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو» ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شعر ناب
گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید چون عشق حرم باشد سهل است بیابان‌ها هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها @shernab
هدایت شده از شعر ناب
آری عَجَب نباشد گر در دلم نیایی در کلبه گدایان، سلطان چه کار دارد؟ من نیز اگر نگنجم در حضرتت، عَجَب نیست آنجا که آن کمال است، نقصان چه کار دارد؟ در تنگنای وحدت، کثرت چگونه گنجد؟ در عالم حقیقت، بطلان چه کار دارد؟ @shernab
هدایت شده از شعر ناب
مهر خوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟ خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود که به یک جلوه زمن نام و نشان یکجا برد خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد همه یاران به سر راه تو بودیم ولی خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد @shernab
نقدِ بازارِ جهان بِنگر و آزارِ جهان گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس @shernab
دست خواهش چون صدف مگشای پیشِ خاکیان هر چه می خواهد دلت از عالم بالا طلب هیچ قفلی نیست در بازارِ امکان بی‌کلید بستگی ها را گشایش از در دلها طلب @shernab