eitaa logo
شعر ناب
436 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
آسمان خندید ، وقتی من تو را چَشمم ستود.. خیره شد بر چَشمِ تو ، گویی که جانم می ربود.. دل به فریاد آمد ای دیوانه ، او رؤیای توست...! وصف او کن چند بیتی هر چه داری واژه ، زود..! عطر گل وقتی تو عطرت در غزل جاری نشد..! بر مشامم نیست..! از روز ازل گویی نبود...! از گلستان یک اثر دیگر نمی دیدم به شعر...! تا تو را شعرم به شوق آورد و از یادت سرود.. هيچ بودم من ، به دور از چشم های نافذت...! قدر وصفت را نمی دانست اشعارم چه سود..؟! می نویسم از تو در وصف تو می آید غزل..! صفحه می چیند به آغوش آنچه می آید فرود... کارم از حاشا گذشت و..! رنگ رخساره ببین... من تمامم از تو سرشار است دیگر تار و پود... @shernab
هزار جانِ مقدس، فدایِ رویِ تو باد که در جهان چو تو خوبی، کسی ندید و نزاد   هزار رحمتِ دیگر نثارِ آن عاشق که او به دامِ هوایِ چو تو شَهی، افتاد @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشقت بنای عقل به کلی خراب کرد جورت در امید به یک‌بار بر گرفت @shernab
علت عاشق ز علت‌ها جداست عشق اصطرلاب اسرار خداست @shernab 📝اصطرلاب : وسیله‌ای برای محاسبه وضعیت ستارگان و سيارات
923K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوابی‌ست تلخ این قفس تنگ، این جهان پلکی به هم زنیم از این‌جا پریده‌ایم @shernab
تا بداند كه شب ما به چه سان ميگذرد غم عشقش دِه و عشقش دِه و بسيارش دِه @shernab
تو مثل فتح خرمشهر به دست بوسه ای پنهان تویی خوشحالی بعد از شکست حصر آبادان... @shernab
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟ شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟ پر می زند دلم به هوای غزل، ولی گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟ گیرم به فال نیک بگیرم بهار را چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟ تقویم چارفصل دلم را ورق زدم آن برگهای سبزِ سرآغاز سال کو؟ رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟ @shernab
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ز دلبرم که رساند نوازش قلمی کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی @shernab
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آب گر چه رهن ایوان شماست تشنگى شش دانگش از آن شماست حیف از آن رنگ كبودین لبت حیف از آن گل هاى یا رب یا ربت حیف از آن چشم سیاه بسته‏ات حیف از آن لب هاى خشك و خسته‏ات آفتاب من لب بام آمده صاحب منصب، چه بى نام آمده گر چه بى نام آمدى بر روى بام از كبوترها ببینى احترام پیكرت اقلیم باغ دردهاست عطر جسمت رهبر شبگردهاست باغ ما از بام افتاده به خاك اى بهارِ عاطفه روحى فداك استخوانت گر شكست از این فرود بر تو و جدّ غریبِ تو درود گفت «اُسقونى» ولى سنگش زدند گفت هر چه یا على سنگش زدند بر تنش دعوا، كه تاراجش كنند بر سرش غوغا به معراجش كنند عاقبت از هیبت چشمان او از قفا قاتل گرفته جان او... @shernab