دیشب خدا خودش به هوایت ورق کشید
هی آیه خواند و فال تو را از علق کشید
عکس تو را به لطف قلم موی نازها
بر پیچ و تاب گیسوی خیس فلق کشید
ابلیس هم به سجده در آمد همینکه بر
لبهای غنچهگونِ تو رنگ شفق کشید
لازم به ذکر نیست ولیکن خدا مرا
بر خمسِ عطرِ پیرهنت مستحق کشید
او خط کشید و خط به خط از من غزل دمید
وقتی که پرده بین تو و ماخَلق کشید
دیشب تو خواب بودی و تا صبحدم دلم
نان از تنورِ داغِ خیالت به سَق کشید
حالا نه اینکه قافیهام ته کشیده است
باید ولی تمامِ تو را در بغل کشید❤️
@shernab