eitaa logo
شعر ناب
513 دنبال‌کننده
517 عکس
160 ویدیو
1 فایل
🌿🌸 گلچین و منتخب زيباترين اشعار عاشقانه و عارفانه و آئینی 🌸🌿
مشاهده در ایتا
دانلود
جان فداییم ... @shernab
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد. سقای حسین سید و سالار نیامد... @shernab
در کلاس عاشقی عباس غوغا می‌کند در دل هر عاشقی عباس مأوا می‌کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین ثبت نامش را فقط عباس امضاء می‌کند @shernab
♦️شاه شمشاد قدان مرحوم کربلایی احمد میرزا حسینعلی تهرانی نقل می کردند: «روزی جناب شیخ رجبعلی خیاط به من فرمودند: در عالم معنا، روح خواجه حافظ شیرازی را مشاهده کردم که بسیار منبسط بود. خواجه حافظ شیرازی رو به من کرده و گفت: من غزل شاه شمشاد قدان را، در وصف ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام سرودم و از این امر خیلی مسرور بود.» غزل این است: شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان @shernab
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 با تبسم گفت ای ایران بخوان... 🔹لحظاتی از شعرخوانی آقای محمود کریمی در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی در جوار محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب. ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ 🏴 «مثْلِي لاَ يُبَايِعُ مِثْلَهُ» @shernab
شده یک عکس ببینی دلت آزار ببیند؟؟ چشمت از شدت گریه همه را تار ببیند؟؟ 😭😭 بله ، این چهار ماه ، هر روز و شب @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوی پیراهن خونین کسی می‌آید... قال مَـولانَا الرِّضا وَ رَويٰ اِبنُ شَبيب: إِنَّ جَديَ الحُسين ماتَ عَطشاناً غَريب... @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشبی راشه دین در حرمش مهمان است ظهرفردا بدنش زیر سم اسبان است😭😭 مکن ای صبح طلوع...مکن ای صبح طللوع @shernab
♦️با حوصله و توجه،بخوانید از اشعار اعجاب آور آتشکده ی نیر تبریزی( استاد ادبیات آیت الله سید علی قاضی ره) شد چو بی خود از رحیق عشق شاه تاخت لشگر زی حریم خیمه گاه نالۀ مستورگان مستمند شد روان از خیمه بر چرخ بلند خصم در غوغا و شه رفته ز هوش کآمد او را نالهٔ خواهر به گوش کای امیر کاروان کربلا کوفیان بر غارت ما زد صلا دیده بگشا سیل لشگر بین به دشت دستگیری کن که آب از سر گذشت غنچه های بوستان بوتراب رفت بر باد و گلستان شد خراب شه چو بشنید این صدای جانگداز غیرت الله چشم حق بین کرد باز بی محابا رو سوی لشگر نهاد پای رفتارش نماند و سر نهاد چون نشست از پا خدیو مستطاب کرد با کافردلان روی عتاب کای گروه کفر کیش و بد نهاد گر شما را نیست بیمی از معاد هین بیاد آرید از احساب خویش رسم احرار عرب گیرید پیش خون من گر بر شما آمد مباح نیست این مشت عقایل را جناح باز گردید ای گروه عهد سست هین فرو ریزید خون من نخست شمر دون با خیل لشگر زان عتاب کرد رو سوی خدیو مستطاب شد فضای آسمان نیلی ز گرد کس نشد واقف که او با شه چه کرد کاخ گردون را چو خون از سر گذشت فاش شد که خنجر از حنجر گذشت علویان در ذروۀ عرش برین جمله زد تاج تقرب بر زمین خرگه چار امهات آمد به یاد لرزه بر اندام هفت آبا فتاد از فلک بر سر زنان روح الامین بر زمین آمد بصد شور و حنین گاه بر چپ می دوید و گه به راست کای گروه این نور چشم مصطفی است ایستاده بر سر اینک جدّ او چشم حسرت بر نهال قدّ او ترسم از آهی جهان بر هم زند آتش اندر مزرع آدم زند ای ذبیح عشق، ای زاد خلیل ای فدایت صد هزاران جبرئیل بی تو فرگاه نبوت شد به باد خاک عالم بر سر جبریل باد بضعهٔ زهرا به صد فریاد و آه پا برهنه تاخت سوی حربگاه دید جسمی در میان خون نگون قاتلان آورده بر وی روزخون غیرت الله نالۀ چون رعد کرد با تعنت رو به پور سعد کرد کای عجب در زیر خنجر خفته شاه تو ستاده می کنی بر وی نگاه زان سپس با لشگر کین با عتاب کرد آن بانوی باغیرت خطاب کاین حسین است ای گروه بی وفا وارث حیدر، سلیل مصطفی خون او خون خداوند ودود گر نبود آن خون خداوندی نبود نیست مانا این سیه بخت اُمّتان یک مسلمانی در این کافرستان چون صدای آشنا بشنید شاه کرد با حسرت سوی خواهر نگاه گفت جانا سوی خیمه باز گرد تیغ می بارد در این دشت نبرد سوی خیمه باز گرد ای خواهرم تا نبینی زیر خنجر حنجرم باز گرد ای خواهر غمگین من که نشسته مرگ بر بالین من باز گرد ای مونس غم پرورم تا نبینی بر سنان رفتن سرم این مدینه نیست دشت کربلاست عشق را هنگام طوفان بلاست رو به خیمه برگ و ساز شام کن برگ و ساز ازدحام عام کن بانوان را کن بدور خویش جمع همچو پروانه همی بر گرد شمع یاد آر آن روزهای دلفروز اشک بر دامن بریز و خوش بسوز دخت زهرا چون به خیمه بازگشت در فغان با بانوان دمساز گشت آنچه دور چرخ کژرو خواست، شد شاه دین را سر به نیزه راست شد بانگ تکبیری از آن سر شد بلند غلغله بر گنبد خضرا فکند شد بلند از نیزه چون تکبیر او شد همه کافردلان تکبیر گو آری آن کو بود از او گویا مسیح اوست خود در پرده گویای فصیح او اگر گوید جهان گویا شود او اگر پوید جهان پویا شود داند آن کِش بینشی در منظر است که نوای این سر نی ز آن سر است @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا