رنگ رؤیا زده ام بر افق دیده و دل
تا تماشا کنم آن شاهد رؤیائی را
از نسیم سحر آموختم و شعله شمع
رسم شوریدگی و شیوه شیدائی را
دل به هجران تو عمریست شکیباست ولی
بار پیری شکند پشت شکیبائی را
تکلیف نشد روزه به "طفل" و به "مسافر"
ای "طفل مسافر" ، تو چرا آب نخوردی؟
#یا_علی_اصغر 💔😭
گفت آیا یاوری مانده است تا یاری کند؟
با گلوی خشک طفلی گفت آری مانده است
دست و پازد در دل گهواره سرداری غیور
یعنیای سالار عاشق ها ،سواری مانده است