گفت آیا یاوری مانده است تا یاری کند؟
با گلوی خشک طفلی گفت آری مانده است
دست و پازد در دل گهواره سرداری غیور
یعنیای سالار عاشق ها ،سواری مانده است
جناب مولانا فرمود:
مکتـب تعلیــــم عشاق ، آتش است
من شب و روز اَنـــدرون مکتبــــــم!
گوش کن!اینجا دلِ هر سنگ، میگوید: رضا(ع)
سینهی نقّاره با آهنگ میگوید: رضا(ع)
عشق میگوید رضا و نور میگوید رضا(ع)
مشهد از نزدیک و قم از دور میگوید رضا(ع)
به زنده بودن من، نام زندگی مگذار
که این غریب فقط رنجِ زندگانی بُرد
چه زود پیر شدیم و چه دیر فهمیدیم
که عشق هرچه ز ما بُرد، ناگهانی بُرد ...!