eitaa logo
شعر ناب
438 دنبال‌کننده
335 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ای بسا هندو و تُرک هم‌زبان ای بسا دو تُرک، چون بیگانگان پس زبان مَحرمی خود دیگر است «همدلی از هم‌زبانی بهتر است.»
گوش کن!اینجا دلِ هر سنگ، می‌گوید: رضا(ع) سینه‌ی نقّاره با آهنگ می‌گوید: رضا(ع) عشق می‌گوید رضا و نور می‌گوید رضا(ع) مشهد از نزدیک و قم از دور می‌گوید رضا(ع)
این همه دست به سوی تو دراز است رضا باز دست من و آغوش تو باز است رضا
به زنده بودن من، نام زندگی مگذار که این غریب فقط رنجِ زندگانی بُرد چه زود پیر شدیم و چه دیر فهمیدیم که عشق هرچه ز ما بُرد، ناگهانی بُرد ...!
شراب تازه چه داند ز کهنه کاری ما چه نسبت است گهر را به آبداری ما مرا به بستن در ناامید نتوان کرد شود ز قفل فزون تر امیدواری ما
آنجا که اشک پای غمت پا گرفت و بعد… بغضی میان سینه من جا گرفت و بعد… وقتی که ذوالجناح بدون تو بازگشت این دخترت بهانه بابا گرفت و بعد … ابری سیاه بر سر راهم نشسته بود ابری که روی صورت من را گرفت و بعد انگار صدای مادری دلخسته می رسید آری صدای گریه ی زهرا گرفت و بعد همراه آن صدا تمامیِّ کودکان ذکر محمدا و خدایا گرفت و بعد هر کس که زنده بود از اهل خیام تو مویه کنان شد و ره صحرا گرفت و بعد دور از نگاه علمدار لشگرت آتش به خیمه های تو بالا گرفت و بعد پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
پیچیده شمیمت همه‌جا ای تن بی‌سر چون شیشهٔ عطری که درش گم شده باشد
جناب مولانا، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۱۴۸ ما در این دور مست و بی‌خبریم سر این دور را تو می‌دانی چون به دور و تسلسل انجامد نکته ابتر بود به ربّانی لیک دور و تسلسل، اندر عشق شرط هر حجتست و برهانی
مطلق آن آواز، از شه بود گرچه از حلقوم عبدالله بود
زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین می‌دهیم کان ملک ما را به شهد و قند و حلوا می‌کشد خویش فربه می‌نماییم از پی قربان عید کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می‌کشد
سکوتِ اهل غم را ترجمانی نیست غیر از اشک معانی هم نمی‌گنجند در ظرفِ بیان گاهی.....
بی‌حسرت از جهان نرود هیچ‌کس به در الا شهید عشق، به تیر از کمان دوست