eitaa logo
شعر ناب
435 دنبال‌کننده
336 عکس
99 ویدیو
1 فایل
گلچین و منتخب اشعار عاشقانه و عارفانه وآئینی 🌸 ارتباط با ما و انتقادات و پیشنهادات: @RuholahQ روح‌الله قادری
مشاهده در ایتا
دانلود
‌آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم سیر نمی‌شود‌ نظر بس که لطیف‌منظری @shernab
فراز و نشیب بیابان عشق دام بلاست کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد ... @shernab
عشّاقِ پاکباز تو در کارزار عشق با‌ بذلِ جان مباهله با کافران کنند @shernab
هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نماند دلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نماند دل و جان به آب حکمت، ز غبارها بشویید هله تا دو چشم حسرت، سوی خاک‌دان نماند نه که هر چه در جهان است، نه که عشق جانِ آن است جز عشق هر چه بینی، همه جاودان نماند عدم تو هم‌چو مشرق، اجل تو هم‌چو مغرب سوی آسمان دیگر، که به آسمان نماند ره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبان پَر عشق چون قَوی شد، غم نردبان نماند تو مبین جهان ز بیرون، که جهان درونِ دیده‌ست چو دو دیده را ببستی، ز جهان، جهان نماند دل تو مثال بام است و حواس ناودان‌ها تو ز بام آب می‌خور، که چو ناودان نماند تو ز لوح دل فروخوان، به تمامی این غزل را منگر تو در زبانم، که لب و زبان نماند تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش چو برفت تیر و ترکش، عمل کمان نماند @shernab
گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش چشم ما @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟ برو ای خواجه‌ی عاقل ، هنری بهتر از این ؟ @shernab
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست هر وقتِ خوش که دست دهد مغتنم شمار کس را وقوف نیست که انجامِ کار چیست پیوندِ عمر بسته به مویی‌ست هوش دار غمخوارِ خویش باش، غم روزگار چیست مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند ما دل به عشوهٔ که دهیم اختیار چیست راز درونِ پرده چه داند فلک، خموش ای مدعی نزاعِ تو با پرده‌دار چیست سهو و خطایِ بنده گرش اعتبار نیست معنی عفو و رحمتِ آمُرزگار چیست زاهد شرابِ کوثر و حافظ پیاله خواست تا در میانه خواستهٔ کردگار چیست @shernab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی در عرصه خیال که آمد کدام رفت @shernab
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی إلا بر آن که دارد با دلبری وصالی دانی کدام دولت در وصف می‌نیاید؟ چشمی که باز باشد هر لحظه بر جمالی سال وصال با او، یک روز بود گویی و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی @shernab
وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم، از یاد برفت آن‌ها ای مِهر تو در دل‌ها وی مُهر تو بر لب‌ها وی شور تو در سرها وی سِرّ تو در جان‌ها @shernab