سرمای هیچ زمستونی به سردی خاطرهای نیست که هرچی بهش فکر میکنی دلتنگتر میشی. گاهی خاطرههات رو میگردی تا دوباره در آغوش بگیریش. دوست داشتن یعنی بغل کردن، یعنی یهنفر آغوشش رو بهت هدیه بده. یعنی اجازه بده هروقت خواستی بهش پناه ببری. حالا برای اینکه روح یهنفر بُکشی، فقط کافیه آغوشت رو ازش پس بگیری. از سرما میمیره، به همین سادگی. جهنم هم سرده وقتی کسی رو برای در آغوش کشیدن نداشته باشی.
بغلم کن. محکم و طولانی. انقدر که اگه فردا صبح بیدار نشدم، گرمای تنت رو برای همیشه با خودم به اون دنیا ببرم.
✍️ #پویا_جمشیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن
شده ام عاشق تو، عشق مرا جار نزن
ای که از راز دل عاشق من با خبری
عشقِ پنهانِ مرا تهمتِ انکار نزن
شده ام بسته به عشقت، به یقین میدانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شیرین مرا، مُهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشقِ تبدار نزن
من که دیگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بیمار نزن
✍️ #آنجلا_راد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
یه شب خواب دیدم که آغوش تو
تمووم تنم رو بغل کرده بود
نگاهت مثِ شاعری چیره دست
نگاهِ دلم رو غزل کرده بود
یه شب خواب دیدم لبم رو لبت
از عشق و شرابِ تو دم میزدم
هم آغوشِ با عطرِ گلبرگِ تو
تووی باغِ رویا قدم میزدم
یه شب خواب دیدم که روو صورتم
سرانگشتایِ گرم دستِ تو بود
سر و گردنم عطرِ بازوتو داشت
تنِ سرکشم مستِ مستِ تو بود
یه شب خواب دیدم که روی تنت
توو حال و هوای تو حل میشدم
به زیرِ تنت،، با تماامِ تنم
ترانه، قصیده، غزل میشدم
من اون شب به لطف تو و بوسههات
به هفت آسمونِ خدا پُل زدم
هوای غزل چیدنو دیدمش
از اون لحظه که توو چشات زُل زدم
من اون شب توو آغوش بیتابمون
بهشتِ خدا رو به چِش دیدمش
همون لحظه با بوسهی ممتدت
گُل عشقو از باغِ تو چیدمش
من اون شب به لطف تن مست تو
پر از عطر خوشبوی گلها شدم
به خورشید، لبخند عشقی زدم
توو اون لحظه که روو تنت جا شدم
✍️ #شعله_نیکخواه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh