eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎶 آهنگساز 📀 تنظیم 🎤 صداخوانی: ؛ ؛ 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🌼 @shernosh
Avaze GouAvaze Gou _ Zeynab Ast.mp3
زمان: حجم: 7.9M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎶 آهنگساز 📀 تنظیم 🎤 صداخوانی: ؛ ؛ 🕊 ارائه شده در کانال آن که دل ها را گرفتار تو کرده زینب (س) است هر دو عالم را خریدار تو کرده زینب (س) است آنکه کرده کربلا را کعبه ی دل ها، حسین (ع) عرش را مدیون دربار تو کرده زینب (س) است آنکه بعد از بوسه بر رگهای تو قدش خمید گریه ها بر زخم بسیار تو کرده زینب (س) است آنکه جای حضرت ام البنین (س) در کربلا مادری بهر علمدار تو کرده زینب (س) است آنکه در گودال نزد حضرت زین العباد (ع) یاد از عشاق و زوّار تو کرده زینب (س) است آنکه نطقش چون علی (ع) برنده تر از ذوالفقار گرم تر از پیش، بازار تو کرده زینب (س) است آنکه از خصم لعین، پیراهنت را پس گرفت شیعیان را زار و بیمار تو کرده زینب (س) است آنکه با صوت حزین و گریه ی جانسوز خود دشمنان را هم عزادار تو کرده زینب (س) است 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
میگه: "پیشونیم داغ شده حالم خوب نیست" میگم: "میام تب به تب کنیم." می خنده، میگه: "یعنی چی...!؟" میگم: "یعنی نزدیکت شم، پیشونیمو بچسبونیم تختِ پیشونیت... اینجوری هم_دما میشیم؛متعادل. بقیه ی اعضای صورتمونم بیکار نمی مونن... چش توو چشم؛ بینی با بینی، لب رو ..." باز میخنده، میگه: "چقدر تو چرت و پرت میگی آخه،" وسط خنده هاش سرفه می کنه، آروم میگم: "ویروسا... ویروسا... چقدر خوشبختن توو سینه ی تُو جا خوش کردن، چقدر هوا شاده که نفس توو رو قاطیِ اکیسژنش می کنه، چقد آسمون ... " حرفامو قطع میکنه، میگه: "چی میگی واسه خودت؛ نمی شنوم؛ بلندتر..." میگم: "عصر میام دنبالت بریم دکتر، اینجوری همه رو مریض می کنی، ملت عاصی میشن..." بعد آرومتر میگم: "دلم نمی خواد کسی از تو وا بگیره... فقط من، مرضتم فقط مال منه!" ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
می‌خواهی به تنت نگاه ببوسم که پاهات بپیچد به هم سکندری بنوشی، مست کنی خراب آغوش من؟ جوری که دلت بریزد خانه بر سرت خراب شود؟ می‌خواهی هی صدات کنم، جوابم را ندهی پشت میز اتو پیدات کنم، لباست بسوزد برهنه بمانی بین شب و روز سرگردان دست‌های خودت؟ ماه پیشانی! می‌خواهی اصلاً هیچ کاری نکنم خوابت را ببینم، دست‌هام بوی نارنج بگیرد؟ فقط باش... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
شَهدی که در رگانِ آبی توست مرا تا اتاقت کِشاند دلم میخواست خونت را ببوسم و دشت را به بوته ها و گندمزاران ببخشم دلم می خواست روی گردنت بنشینم و با بال‌های نیمه‌_باز گرده های رستگاریِ تن‌ات را به نیش بکِشم دلم... چرا کسی نگفته بود که عمر پروانه‌ها کوتاست و "گرده ها"... خونی ست به گردن زیبایی تو که به دسته‌ی بزرگ پروانه‌های بیشتری فکر می کند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
قلبم را بپذیر آنقدر دوستت دارم را تکرار خواهم‌ کرد که نفس هایم عطرت، شعر هایم نقشت، حرفهایم طرح اندامت، و چشم هایم آینه ای باشد، که خویش را در آن بنگری و بگویی من‌ نیز دوستت دارم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
انگشتانم را چون خُرده‌های لانه‌ای از روی شانه‌هات می‌تکانی و پیداست که روزی با تماشای آسمان بی‌پرنده گریه خواهی کرد برای زنی که یک‌تنه می‌توانست غمگین‌ترین شهر جهان باشد و به‌اندازۀ تمام زنانی که دوستت داشته‌اند رنج بکشد من به تو مربوطم طوری‌که اندوه به شب طوری‌که صدای بنان به حاشیۀ غروب طوری‌که آن قناری زرد غمگین به شاملو بی‌آنکه هیچ‎‌کدام دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشیم من به تو مربوطم و تصورم این است که چیز زیادی نمی‌خواهم اگر بخش کوچکی از قلب تو را می‌خواهم و دقیقۀ کوتاهی از دست‌هایت را تا بعدها به دوستانم بگویم: روزی پوست من بسیار خوشبخت بوده است چه‌کار کنم؟ که مثل یک گناهِ تازه دلپذیری و آدم نه می‌تواند از خیر تو بگذرد نه می‌تواند از شرّ تو بگذرد تو که سیگارت را در انبار باروت روشن کرده‌ای و می‌ترسی دود، دیدگانت را بیازارد! □ زن سرسختی بودم رویینه‌تنی که پیش از تو مرد نبرد بود و خنجر قَتّال شعر عاشقانۀ فارسی در مواجهه با قلبش کُند می‌شد سایه‌ای شدم جا‌مانده از پرنده‌ای رفته که سمت چپش مهربان‌تر است و روزهای ابری دست‌های تنهاتری دارد روزی با تماشای آسمان بی‌پرنده رنج خواهی کشید و برای چشمان زنی دلتنگ خواهی شد؛ زنی که تمام ‌عمر چون فعلی اندوهگین خود را صرف گریه برای تو کرده بود بی‌آنکه پس از سال‌ها برای مربوط بودن به تو دلیل قانع‌کننده‌ای پیدا کرده باشد. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
بعضی صداها را دوست داشتم. صدای گشتن دنبال خودکار در شلوغی جامدادی. بازو بسته کردن لیوان حلقه ای. از جلو نظام ناظم. صدای هان؟ نگاه کن! با تو ام. سرت را بالا بگیر ببینم پیراشکی نیمکت جلویی را چرا خوردی؟ صدای گریه هایم. بخشیده شدن. سر خوردن روی نرده های راه پله. شکاندن گچ پای تخته‌ی سیاه. آقا اجازه ما نوشتیم. دیکته های معلمی که لهجه داشت. صدای معاون وقتی که می گفت یک کلاس دو کلاس. پچ پچه های هنگام تقلب. فریاد بیرون دویدن از مدرسه. صدای نگاه دختری که همکلاسی خواهرم بود. صدای سلام کردنش با چشم. صدای زنگ خانه‌مان. صدای کلید انداختن پدرم. صدای باز کردن شکلات هایی که می‌آورد. صدای موج های رادیو. صدای آژیر خطر. شنوندگان عزیز توجه فرمایید‌، توجه فرمایید. صدای دکتر ارنست. بیگلی بیگلی. سوت های داخل سینما. صدای ماشین دستی ِ سر و چهار راه وسط کله. صدای خنده های از ته دل! چقدر صدای این روزها را دوست ندارم. چقدر گوشم گناه دارد. چقدر ناخواسته بزرگ شدم. چقدر آن روزها زندگی در هم و برهم اما شنیدنی بود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
▫️ معرفی هنرمند: ، متولد 1344، از نقاشان بنام و پرتوان تبریزی است که مهارت زیادی در و دارد. آثاراین هنرمند تبریزی، ساده و به دور از خیال پردازی و دستكاری در دنیای واقعی، روی بوم نقش می بندد و خودش می گوید که از سبك پیروی می كند و هرآنچه را كه در پیرامون خود می بیند با ذكر جزئیات و دقت فراوان نقاشی می كند. وی در سال 1382 به استانبول ترکیه مهاجرت کرده است و کسی است که ۱۰ تابلوی بی نظیر وی از روسای جمهوری ترکیه، بر دیوارهای "قصر چانکایا"، کاخ ریاست جمهوری ترکیه، در آنکارا آویخته شده و در معرض دید رهبران میهمان جهان قرار گرفته است. معتقد است که توانایی وی در ترسیم طبیعی ترِ تصاویر رنگ و روغن سبب شده است تا از وی درخواست انجام چنین پروژه ای به عمل آید. وی دهها اثر خود را تا کنون در نمایشگاه های مختلف در داخل و خارج از کشور به تماشا گذاشته شده و جوایزی را نیز كسب كرده است. هم اکنون استاد به برگزاری کارگاه های آموزشی و کلاسهای حضوری و آنلاین اقدام می کند. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh