eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
هر شب به رفتن فکر می کنم اما هر صبح پیراهنم را از چمدانی که در خیال بسته بودم بیرون می کشم هر شب به رفتن فکر می کنم اما هر صبح موهایم را می بافم سر کار می روم و به نرفتن ادامه می دهم چند زن مثل من مدام لای لیوانهای ته گنجه در پی دری به سمت کوچیدنند چند تن مثل من ملافه ها را جوری صاف می کنند که انگار جاده های جهان را برای رفتن تو تابه حال از خانه ات در طبقه آخر یک آپارتمان تونلی برای فرار کنده ای تو تا به حال وقت اتو کشیدن نقشه فرارت را هم کشیده ای؟ آدم چطور می تواند پشت دری که قفل نیست اینقدر زندانی مانده باشد؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
از شب گذشته ام همه بیدار خواب تو ظلمت شمارِ سرزدنِ آفتابِ تو جانِ تهی به راه نگاهت نهاده ام تا پر کنم هر آیینه جام از شرابِ تو گیسوی خود مگیر ز دستم که هم چنان من چنگ التجا زده ام در طناب تو ای من تو را سپرده عنان ، در سکون نمان سویی بتاز تا بدوم در رکاب تو یک بوسه،یک نگاه از آن چشم و آن دهان اینک شراب ناب تو و شعر ناب تو گر بین دیگران و تو پیش آیدم قیاس دریای دیگری نه و آری سراب تو جز عشق نیست، خواندم و دیدم هزار بار واژه به واژه سطر به سطر کتاب تو این جاست منزلم که بسی جُستم و نبود آبادی یی از آنسوی چشم خراب تو ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر (بحر طویل) 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🌼 @shernosh
Zinat BeykiNejat Zinat BeykiNejat _ Ja Mande Az Ghafeleye Eshgh.mp3
زمان: حجم: 7.8M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر (بحر طویل) 🎤 صداخوانی 🎧 مادحین ؛ ؛ و 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال باز از سینه دلم – با دل خون-پای برهنه زده بیرون _ به گمانم شده مجنون به کجا میبردم این که چنین بال کشیده است و پریده است و رهیده است چه جانکاه – کشید از دل خون آه – دلم سوخت برای دلم و تا که نشستم به بَرِ حرفِ دلِ خویش شنیدم که به لب ندبه کنان – مویه کنان – موی کنان آه کشان – از دل و جان – گفت: سوال از چه؟ ببین حال شب و روزم و این غصه جانسوز که یاران و رفیقان همه گشتند مسافر- همه زائر- همه حاجی-همه مُحرم و گمانم که هم الان همگی گرم طوافند به دور حرم قبله عالم -همان عشق معظم -همان روح مکرم خداوند غم و اشک محرم- و من غم زده اینجا- تک و تنها باز هم با دل خون گفت: دل من تو کجا دیده دو چشمت که در این ظلمت گمراهی و این عصر سیاهی که کسی خرج کسی شعله کبریت نکرده است دو خورشید طلائی -که دو تا پرچم سرخ است نمادش به مدار هم و با هم بدرخشند و بتابند و نخوابند شب و روز دل گمشدگان را چو بیابند چه بزمیست در این سفره که یک سوی بود جنت الارباب و بود سوی دگر جنت العباس و در آن بین چه بین الحرمینی است که با شور حسینی همه سینه زنان -گریه کنان- ناله زنان شور بگیرند برای پسر حضرت زهرا 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
امشب عشق در خاموشی محض با من سخن میگوید امشب راز عاشقی را از چشمهایت در سکوت میخوانم امشب دل و جانم از تف عشق میسوزد ای معشوق من من راز بازی عشق را بی پرده میدانم امشب دردمندان در سکوتند و شیدایان مست امشب عاشقان بیخودند و بیقراران در شور عاشقی دربست امشب بساط عشق پا بر جاست و دل و دلبر گوییا بیقرارانی هستند دست در دست امشب بزم دلم بر پاست و مستان هر کدام باده بدست رقصی انچنان تا میانه میدان است که باید از دل و جان گفت مردان میدان ناز شصت اگر مستی که در حضوری اگر بیگانه که تو از عشق دوری اگر اشنایی که عشق چو سلیمان است و اشنایان چو موری و اگر جای دل در پیش معشوق است تو از شاهراه عشق در حال عبوری امشب را که چه بگویم دل در پی ماه رخان است و عشق جای خوش کرده و در دل عاشقان است امشب عکس تو پدیدار در مهتاب اسمان است و من شاعر در خم ابرو و چشم مست تو غزلی میسرایم که رباینده جان است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
تو انگار خوب می‌دانستی که وقتش است. وقتِ آنکه بیایی و به دنیای من رنگِ زندگی بپاشی. میدانستی که دیگر وقت آن است که غم ‌هایم به سفری دور و دراز بروند و معنی خوشحالی را بیشتر از هرکس دیگری بفهمم. انگار همه‌ی اینها را از قبل می‌دانستی! و سرانجام از کوچه هایی که بوی شعر و پرتقال می‌دادند، آمدی، ماندی و من تازه فهمیدم که قبل از تو زندگی‌ام، چه قدر بی معنی بوده است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
پلک بستی که تماشا به تمنا برسد پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد چشم کنعان نگران است خدایا مگذار بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد ترسم این نیست که او با لب خندان برود ترسم این است که او روز مبادا برسد عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است عشق فرمود‌: نباید به مساوا برسد‌ ! 《گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر ... درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد....》 ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
جمشید هیچ قرص خوابی روش اثر نداشت فقط هوا که تاریک می‌شد یه صندلی آبی ورمیداشت با اون سیبیلا یه خط درمیونش با یه لیوان چایی میرفت زیر درخت جا خوش می‌کرد خیره میشد به آسمون دنبال ماه میگشت... واسش فرقی نداشت وسط بهمن باشه و یه متر برف رد پاشو قایم کنه یا پاییز باشه و یه متر برگ نارنجی جای صندلیشو پرکرده باشه... جای جمشید همیشه زیر درخت خرمالو بود،میگفت راحتم اونجا... عاشق ترم اونجا... هرشب میشست اونجا تا ماهو ببینه میگفت ماه یه آینه گنده اس تو آسمون که شبا میگرده کوچه به کوچه تا دلبرو پیدا کنه قشنگیشو منعکس کنه و تا صب بالاسرم باشه که نترسم از تنهایی اینجا میگفت ماه خودش یه تیکه سنگه از اونا که باقی بچه ها باش روزا لِی لِی بازی میکنن ولی وقتی دلبرو میبینه میشه ماه... ولی امون از شبایی که ابری بود هوا مگه جمشید آروم میگرفت؟ مگه جمشید میخوابید تا صب؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
دلتنگی آدم را به خیابان میکشد دلتنگم! و مردم نمیفهمند قدم زدن -گاهی- از گریه کردن غم انگیز تر است! مثل تو که فکر میکردی سیگار کشیدن کار مردانه ای است! دل تنگم! باید تو را به یاد بیاورم به من فکر کن! به نیمه شبی که تورا ندارم! از آدم ها بیشتر از تنهایی میترسم، و فکر میکنم مرگ، با من چه نسبتی دارد؟! _باید تو را به یاد بیاورم زمستان های بی برف بی رحم ترند مثل زنان بی عشق مثل من... که نامت را هم فراموش کرده ام اما هنوز دوستت دارم به من فکر کن... به نیمه شبی زمستانی که سیگارت را رها کنی تا مرا در آغوش بگیری لب هایت را بگذاری روی موهایم... -من اسمت را به یاد نیاورم- و تو فراموش کنی گریه کار مردانه ای نیست قرار است فردا صبح رفتگر ها جسدم را پیدا کنند زنی که از نداشتنت یخ زده و گنجشک ها برایش گریه میکنند به من فکر کن به جنازه ی زخمی زنی که موهایش بوی سیگار میدهد و با ناخن اسمت را روی تنش تراشیده است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
کاش صدات نوار کاستِ دو لبه ای بود که از تموم شدنش نمی ترسیدم. می دونستم میشه برش گردوند. می دونستم یه جاهایی گیر میکنه،به خودش میپیچه. اما با دستام درست می شه. کاش صدات کیفم بود که می ذاشتم روی میز. کاش صدات مبل خونه م بود. شناسنامه بود. اسم کوچیکم بود. دستخطم بود.کاش صدات هود اشپزخونه م بود. لولای در اتاقم بود. زنگ ِ تلفن همراهم بود. کاش می شد از صدات عکس گرفت.نگاهش کرد. کاش میشد بعد از نبودن،صدات رو گذاشت توی کمد. کاش صدات جیب داشت. دستهام رو گرم میکرد. کاش میشد روی صدات نوشت.تاش زد،گریه کرد. کاش می شد سرم رو روی صدات میذاشتم. دستم رو دورش میگرفتم،دست دیگه‌م خیس می شد. کاش صدات چنگالی بود که موقع ظرف شستن از دستم افتاد توی سینک. صدات ترافیک اتوبان کرج بود. کاش صدات دکمه ی اسانسوری بود که هر روز به انگشتم میخورد. به زحمت بسته شدن ِ در تاکسی قدیمی بود.خوردنِ پاشنه ی کفش به سرامیکای راهرو بود.کاش صدات گلستان بود وقتی از فروغ می پرسن. نیچه بود وقتی با اسب گریه کرد. همینگوی بود وقتی به معشوقه ش گفت"انگار پاهات از شونه هات شروع میشن". کاش صدات یه جفت پابود. می تونستم با صدات برم. با صدات بیفتم. با صدات دراز بکشم. با صدات بپرم. کاش صدات دستی بود که شیشه ی ماشینو می کشه پایین. کاش صدات با سرعت بیست تا زیر بارون می روند. صدات گرماشو می ذاشت روی پشتی صندلی م. صدات میخندید. صدات توی تراس ِ خونه سیگار می کشید. دوش رو باز میکرد.موهاشو کنارِ میز صبحونه با حوله خشک می کرد و چند قطره اش می پرید روی صورتم. کاش من صدات بودم. کاش من بودم.حتی با اینکه نیستی. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
با من بيا ! مگو كجا؟ تنها با من بيا ! با من بيا تا درد، تا زخم با من بيا تا نشانت دهم عشقم را آغاز از كجاست با من بيا تا دوباره به نوشداروی تو روئينه جانی تازه بگيرم . تا شرابی باشی كه عشقی را سيراب می كند . با من بيا تا طعم آتش را دوباره احساس كنم آتشی از خون و ميخك آتشی از عشق و شراب... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
زنی که سکوت میکند اصلا شبیه زنی که گلایه می کند نیست. این به معنی خوب یا بد بودن هیچکدام هم نیست. زنی که سکوت میکند، فریاد نمی زند و راهش را می کشد می رود اتفاقاً از آن زنی که گلایه می کند خسته تر است. خیلی خسته تر آنقدر خسته که نمی تواند لب باز کند و گلایه کند. نمیتواند فریاد بزند و کاسه را به کوزه بکوبد فقط میتواند در نهایت خستگی سکوت کند. این بار اگر به زنی که بنظر بی تفاوت و سرد و ساکت می آید برخوردید و خواستید بر او خرده بگیرید به این فکر کنید که شاید فقط خسته است همین... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh