شبها که سر به بالش اوهام مینهم
تا صبح گفتوگوی من و خیل یادهاست
یکبار با خیال تو سرمست خندهام
یکبار نعره میکشم و گریه میکنم
آنگاه غم به خنده نگه میکند به من
میخندم از نگاه غم و گریه میکنم
ناگه نگاه میکنی از آنسوی خیال
شادی شکوفه میزند از گریههای من
سرشار میکند شب تاریک را ز نور
برق نگاه تو!چه نگاهی!خدای من !
درهای هشتگانهی باغ بهشت را
یکباره در نگاه تو بر من گشودهاند
برگشتهاند حافظ و سعدی،به اتفاق
دیوان شاهکار غریبی سرودهاند
تا دستمان به دامن قدیسیات رسد
ماییم خانه ساخته در انزوای شعر
مشغول مشق شعر نگاهت به کِلکِ جهل
وآن بیکران نگاه تو چیزی ورای شعر...
✍️ #وحید_جلالی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #حرف_بزنید
🎤 صداخوانی #فاطیما_اصانلو
🎤 آواز #علی_لهراسبی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🌼 @shernosh
#شهریور اون روزا که بوی تموم شدنش میومد ،بزرگترها نقشه شمال میکشیدن و ما چشمامون برق میزد و از فرط ذوقمرگی تا صبح نمیخوابیدیم..
کله ی صبح و خروسخون ،یه لامپ روشن و چند قفله کردن در و در آخر سپردن خونه به همسایه و به سمت وعده صبحونه در جاده و دعوا سر اینکه کی بغل پنجره بشینه وچند ماشین پشت هم قطاری بسم الله ...تو جاده همیشه خدا یکی از ماشینا داغ میکرد و آمپر میچسبوند. یه دبه آب واسه روز مبادا تو صندوقعقبا بودو هروخ لازم میشد طرف میزد بغل و آب میپاچید رو دمودسگاش.
صبحونه یکی از لذتای سفر بود. چای پررنگ با قندای درشت، نیمرو توبشقاب روحی ، گوجه و خیار ویه کیسه پر از شکلات درهم . تقزیبآ سیستم همه کاملا اصیل و سنتی بود . به فلاسکچائی مجهزبودیم و کلمن و کوکو و تخم مرغ اب پز و زیرانداز و بالش و ملافه. دو ساعت یهبار میزدیم بغل و کنارجاده بساط میکردیم وهندونه خربزه میخوردیم. میدونی ، راهها هم همیشه طولانی بود .مامان پسته پوست میکند ، پیشنهاد میوه میداد وضبط ماشین همیشه حمیرا و هایده میخوند .داداش بزرگه تابلوها رو میخوند و خبر از رسیدن تا دو ساعت دیگه میداد . اون وقتا سرامون از پنجره بیرون بود . دستامونو برای ماشین دایی ، عمو و ...تکون میدادیم .جیغ میزدیم تو تونل عکس انداختن کنار گاو تو جاده هم یه قانون نانوشته بود نو راه شمال ..
بوی دریا، بوی رطوبت و نم ،بوی شمال. بوی کلاه حصیری. ،بوی آتیش و بوی کباب خبر میداد که رسیدیم ..برنامه هرساله ی شهریورمون همین بود.بعد رسیدن و کمی استراحت ، پوشیدن مایو دویدن به سمت دریا شروع میشد . کله معلق زدن و فرو رفتن آب شور تو حلق و بینی، خوابیدن روی آب و فخر فروختن به دیگرون بابت این شیرین کاری ! گم شدن لنگه دمپایی تو دریا . جمع کردن گوش ماهی و چاله کندن توی ساحل به قصد رسیدن به آب ، درست کردن قلعه و لاک پشت ودر آخر دوش گرفتن کنار ساحل..بعد دریا همه گشنه بودن . سفره یی که واسه عصرونه پهن میشدو یه سری آدم گرسنهی هیجانزده. که فرمون حمله میدادن .بعدش دبِرنا بازی کردن با نخود و لوبیا میغلتیدیم به خودمون از فرط خوشی...بعد چند روز با دماغ های پوست پوست شده ، لپهای سوخته و شونه های سیاه دوباره قطار می شدیم توی جاده. موقع برگشتن دیگه کسی حواسش به منظره نبود. چشمهامون رو می بستیم تا خوابمون، درازی راه رو برامون کوتاه تر کنه اون روزا وقتا ی رفتن، بهتر از برگشتن بود...
✍️ #مریم_جهاندار
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #پاییز_جان_گرفت
✍️ شاعر #علیرضا_ناظمی
🎤 صداخوانی #پریسا_حسنلو
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎥 در کانال "آرتا تی وی" {آپارات} با کیفیت اصلی ببینید.
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 #متولدین_مهر
🔸 بفرست برای متولد مهر
▫️ #صبا_اولادغفاری
❤️ تولدت مبارک مهر ماهی ❤️
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش چون پاییز خاموش و ملالانگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد میشد
آسمان سینهام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد
وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
#پاییز میتوانست شعری باشد
با دست خط من
روی دامن بلندِ گُلدارت
یا شبیه یک نقاشی
از زنی شبیه تو با موهای بلوند
روی پرده ی نارنجی اتاقم
پاییز می توانست تماشای کازابلانکا باشد
کنار هم ؛ در شبی یلدایی
یا خواندن کتابی در دستهای #تو
پُر از عاشقانه هایی که بلند بلند خواندیم
درست شبیه نامه های پدر ؛ برای آیدایش....
می بینی !
شعر،نقاشی،فیلم و کتاب...
ترکیبی بی نظیر؛ همراه با موسیقی نگاه تو....
و هر آنچه که تو دوست داری
اما من قانعم !
#برای_من_از_تمام_پاییز_داشتن_یک_خاطره_کافیست
گرمم میکند تا ته زمستان
تا رویش سبز دوباره ی بنفشه ها
آنجا که یاد تو
همچون شراب مست میکند مرا
✍️ #آرش_برزگر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
▫️ #شما_فرستادید
هنوز قهوههای کافه نادری خوباند
هنوز بدیعزاده خوب میخوانَد
هنوز سعدی خوب مینویسد
و هنوز
دلتنگِ تو بودن خوب است
خوب است که هیچکس اینجا نمیپرسد:
چرا دوتا قهوه؟
خوب است که هیچکس اینجا نمیفهمد
چرا دوتا قهوه
خوب است که صدا به صدا نمیرسد اینجا
وقتی داد میزنم: آقا!
دوتا قهوه
آقا!
صدای خزان را پایین بیاور
دیگر به تنم جان نمانده است
و اینکه در رفتنِ جان از بدن
مردم حرفهای زیادی میزنند،
حرفِ زیادی میزنند
اینجا هنوز کسیست
که بهاندازهء هزاراننفر نیست
و جایش روی تمام صندلیها خالیست
کسیکه هر پاییز
پای تمام درختان شهر
شدخزانِ تازهای خواهد کاشت
و کسیکه تو را دیده باشد
پاییزهای سختی خواهد داشت .
✍️ #لیلا_کردبچه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
🔹 نام اثر #میهمان_اروند (داستان واقعی)
🔸 روایتی از #محمد_رعیتی
🎙 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Mehmane A'rvand.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
🔹 نام اثر #میهمان_اروند (داستان واقعی)
🔸 روایتی از #محمد_رعیتی
🎙 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #می_خواهمت
✍️ شاعر #احمد_شاملو
🎤 صداخوانی #آیلا_گونش
📀 تنظیم و میکس #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
ChehraziChehrazi _ Paeiz.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
🔹 قسمت ۱۶ #رادیو_چهرازی
🔸 #پاییز ( یاد بعضی نفرات در گردش فصول)
▫️ چرا همه رفته بودناشون رو میذارن واسه #پاییز؟
▫️ چرا #پاییز هیشکی بر نمی گرده؟!😔
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh