eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
اون روزا که بوی تموم شدنش میومد ،بزرگترها نقشه شمال میکشیدن و ما چشمامون برق میزد و از فرط ذوقمرگی تا صبح نمیخوابیدیم.. کله ی صبح و خروسخون ،یه لامپ روشن و چند قفله کردن در و در آخر سپردن خونه به همسایه و به سمت وعده صبحونه در جاده و دعوا سر اینکه کی بغل پنجره بشینه وچند ماشین پشت هم قطاری بسم الله ...تو جاده همیشه خدا یکی از ماشینا داغ میکرد و آمپر می‌چسبوند. یه دبه آب واسه روز مبادا تو صندوق‌عقبا بودو هروخ لازم میشد طرف میزد بغل و آب می‌پاچید رو دم‌ودسگاش. صبحونه یکی از لذتای سفر بود. چای پررنگ با قندای درشت، نیمرو توبشقاب روحی ، گوجه و خیار ویه کیسه پر از شکلات درهم . تقزیبآ سیستم همه کاملا اصیل و سنتی بود . به فلاسک‌چائی مجهز‌بودیم و کلمن و کوکو و تخم مرغ اب پز و زیرانداز و بالش و ملافه. دو ساعت یه‌بار میزدیم بغل و کنارجاده بساط‌ میکردیم وهندونه خربزه می‌خوردیم. میدونی ، راهها هم همیشه طولانی بود .مامان پسته پوست میکند ، پیشنهاد میوه میداد وضبط ماشین همیشه حمیرا و هایده میخوند .داداش بزرگه تابلوها رو میخوند و خبر از رسیدن تا دو ساعت دیگه میداد . اون وقتا سرامون از پنجره بیرون بود . دستامونو برای ماشین دایی ، عمو و ...تکون میدادیم .جیغ میزدیم تو تونل عکس انداختن کنار گاو تو جاده هم یه قانون نانوشته بود نو راه شمال .. بوی دریا، بوی رطوبت و نم ،بوی شمال. بوی کلاه حصیری. ،بوی آتیش و بوی کباب خبر میداد که رسیدیم ..برنامه هرساله ی شهریورمون همین بود.بعد رسیدن و کمی استراحت ، پوشیدن مایو دویدن به سمت دریا شروع میشد . کله معلق زدن و فرو رفتن آب شور تو حلق و بینی، خوابیدن روی آب و فخر فروختن به دیگرون بابت این شیرین کاری ! گم شدن لنگه دمپایی تو دریا . جمع کردن گوش ماهی و چاله کندن توی ساحل به قصد رسیدن به آب ، درست کردن قلعه و لاک پشت ودر آخر دوش گرفتن کنار ساحل..بعد دریا همه گشنه بودن . سفره یی که واسه عصرونه پهن میشدو یه سری آدم گرسنه‌ی هیجان‌زده. که فرمون حمله میدادن .بعدش دبِرنا بازی کردن با نخود و لوبیا می‌غلتیدیم به خودمون از فرط خوشی...بعد چند روز با دماغ های پوست پوست شده ، لپهای سوخته و شونه های سیاه دوباره قطار می شدیم توی جاده. موقع برگشتن دیگه کسی حواسش به منظره نبود. چشمهامون رو می بستیم تا خوابمون، درازی راه رو برامون کوتاه تر کنه اون روزا وقتا ی رفتن، بهتر از برگشتن بود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد آفتاب دیدگانم سرد میشد آسمان سینه‌ام پر درد میشد ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
می‌توانست شعری باشد با دست خط من روی دامن بلندِ گُلدارت یا شبیه یک نقاشی از زنی شبیه تو با موهای بلوند روی پرده ی نارنجی اتاقم پاییز می توانست تماشای کازابلانکا باشد کنار هم ؛ در شبی یلدایی یا خواندن کتابی در دستهای پُر از عاشقانه هایی که بلند بلند خواندیم درست شبیه نامه های پدر ؛ برای آیدایش.... می بینی ! شعر،نقاشی،فیلم و کتاب... ترکیبی بی نظیر؛ همراه با موسیقی نگاه تو.... و هر آنچه که تو دوست داری اما من قانعم ! گرمم میکند تا ته زمستان تا رویش سبز دوباره ی بنفشه ها آنجا که یاد تو همچون شراب مست میکند مرا ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
▫️ هنوز قهوه‌های کافه نادری خوب‌اند هنوز بدیع‌زاده خوب می‌خوانَد هنوز سعدی خوب می‌نویسد و هنوز دلتنگِ تو بودن خوب است خوب است که هیچ‌کس اینجا نمی‌پرسد: چرا دوتا قهوه؟ خوب است که هیچ‌کس اینجا نمی‌فهمد چرا دوتا قهوه خوب است که صدا به صدا نمی‌رسد اینجا وقتی داد می‌زنم: آقا! دوتا قهوه آقا! صدای خزان را پایین بیاور دیگر به تنم جان نمانده است و اینکه در رفتنِ جان از بدن مردم حرف‌های زیادی می‌زنند، حرفِ زیادی می‌زنند اینجا هنوز کسی‌ست که به‌اندازهء هزاران‌نفر نیست و جایش روی تمام صندلی‌ها خالی‌ست کسی‌که هر پاییز پای تمام درختان شهر شدخزانِ تازه‌ای خواهد کاشت و کسی‌که تو را دیده باشد پاییزهای سختی خواهد داشت . ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر (داستان واقعی) 🔸 روایتی از 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Mehmane A'rvand.mp3
زمان: حجم: 5.8M
🔹 نام اثر (داستان واقعی) 🔸 روایتی از 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم و میکس 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
ChehraziChehrazi _ Paeiz.mp3
زمان: حجم: 6.2M
🔹 قسمت ۱۶ 🔸 ( یاد بعضی‌ نفرات در گردش فصول) ▫️ چرا همه رفته بودناشون رو میذارن واسه ؟ ▫️ چرا هیشکی بر نمی گرده؟!😔 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ اجرای ▫️ شاعر بی تو مهتاب شبی… نه! شب بارانی بود رشت آبستن یک گریهٔ طولانی بود… 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh