1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم وقتی یک بار رابطه درست و حسابی را تجربه میکند بدل بودن بقیه را زود تشخیص میدهد. دیگر سرش کلاه نمیرود. یعنی زندگی نمیتواند گولش بزند.
✍️ #فریبا_وفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
MahSima Ahadi (Massy)MahSima Ahadi (Massy) _ Arezooha.mp3
زمان:
حجم:
12.4M
🔹 #آرزوها
🔸 #مه_سیما_احدی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
خیلی مسخره است:
شب، خانه رفتن...
و صبح از آن بیرون زدن!
ما
باید با خورشید فرق داشته باشیم!
✍️ #رسول_یونان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
میدونم تکراریه ولی:
پشتِ این ثانیه ها ...
سفری هست مرا ...
تا به فراسوی خیال !!!
تا بدانجا ... که تویی ...
تو همانی که هنوز ...
غصه ات٬ غصهٔ من ...
قصه ام٬ قصهٔ توست ...
گرمی هر نفست ...
تپشِ نبضِ تنِ سردِ من است!
وسعتِ بودنت اما هر روز ...
قدّ ویرانیِ اندیشهٔ من ...
نام تو ... در گذرِ ثانیه ها ...
بر لبِ من ...
هوسِ قلبِ پریشانِ من اما هرشب
گذر از خاطر توست !!!
خاطِرم را مبر از یاد ... که من ...
بی تو و خاطره ات ...خواهم مرد !!!
✍️ #میثم_گلواری_سپید
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
من این صحنه را از بچگی دوست داشتم
زنی که در پاییز
برای مردی در زمستان
شال گردن میبافد
✍️ #رویا_شاه_حسین_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
زن ها دو دسته اند؛
دسته اول آنهایی هستند که توی پوسته زنانگیشان مانده اند، عشوه و ناز و ادا بلدند.
دغدغه ذهنی آنها این است که مهمانی شهناز کدام لباس را بپوشند!
دورهمی لیلا موهایشان را هایلایت کنند یا نه! تولد پریسا حواسشان باشد که رنگ کفش و پیراهن و لاک ست باشد!
آخر وقت هم یک مردی هست که برای این همه خستگی روزانه شان در آغوشش بگیرد، او را ببوسد، باز هم به او این اطمینان را دهد که من هستم، به من تکیه کن...
دسته دوم زن هایی هستند که خیلی وقت است یادشان رفته زن هستند...
یادشان رفته توی راه رفتنشان، حرف زدنشان، تمام حرکات و رفتارشان، یکم ناز و کرشمه زنانه قاطی کنند. صبح ها ساعت کوکی بیدارشان میکند! کسی آنها را جایی نمیرساند، یا ایستاده اند منتظر تاکسی یا ماشین را روشن می کنند و راه می افتند...
حواسشان هست که مردها فقط یا همکارند یا یک دوست مثل تمام زن های دیگر. یاد گرفتند که به کسی تکیه نکنند. آخر شب هم خود را در آغوش خودشان می گیرند...
به خودشان عادت داده اند که منتظر شب بخیر گفتن کسی نباشند
یاد گرفته اند که تنها و یک تنه با همه مشکلاتشان بجنگند...
این ها از روز اول اینگونه قوی نبودند، این ها یک روزی در قبل ترها
دلشان را پیش مردی که شاید بی معرفت بود، مردی که شاید نتوانست بماند، مردی که نصفه و نیمه او را رها کرد، جا گذاشته اند...
گذر زمان و جبر روزگار
این همه قدرت را به آنها داد...
✍️ #سیما_امیرخانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
یادت به خیر،
تو که فراموش نمیشوی!
با توام...مسبب شعر!
خالق رنگین کمان! دلیل باران!
همزاد نسیم!
یادت به خیر تلخ ترین شیرینی دنیا!
فراموش نمیشوی
لبخند پس از بوسه!
آرامش میان آغوش! مستی شراب!
تویی که فراموش نمیشوی
تویی که از یاد نمی روی
تویی که شک ندارم اگر هیچ نبودی
عشق اما بودی!...
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
🔹 نام اثر #شعر_کودک
🔸 کاری از گروه فرهنگی_ادبی #دردانه ( آموزشی )
✍️ شاعر #لیلا_سهندی
🎤 صداخوانی #پریسا ؛ #سمانه ؛ #زینت
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
DordaneDordane _ Part 1.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
🔹 نام اثر #شعر_کودک
🔸 کاری از گروه فرهنگی_ادبی #دردانه ( آموزشی )
✍️ شاعر #لیلا_سهندی
🎤 صداخوانی #پریسا ؛ #سمانه ؛ #زینت
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
▫️ عزیزانی که علاقمند به شرکت در کلاس های تمرینی آموزشی #گویندگی / #دوبلوری و فعالیت های ادبی از قبیل #شعرنویسی / #داستان_نویسی و #نمایشنامه_نویسی هستند به آیدی زیر پیام دهند.
🆔 @Arta_Rahimi
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
بهشان بگو دوستم دارد و من نیز
بگو در آغوشم گرفت و چنان روئیدیم
که آسمان چشم گشود و بارید
بگو ناگهان زمزمهام کرد و نور به رگهایم ریخت
ناگهان مرا بوسید
مرا بوئید و به جهان خود کشاند
انکار اگر کردند
مرا برایشان شرح بده
چنان که رسولِ بی قبیلهای در غربت خود، خدایش را
از لبهایم بگو
که بوسه میآفرینند
و از قدرت دست هایم که آغوش
باور نمیکنند
اما تو شرح بده
از دوست داشتنمان بگو
از تپش قلبهایمان برای هم
از چشم به راه داشتن
از میراث عشقمان بگو
و بعد
به یادشان بیاور احساس سرکوب شدهیشان را
بگذار به یاد بیاورند در ابتدا
همه عاشق بودهایم
بگو ما به اصالتمان برگشتهایم و آنان که غریباند، آنهایند
بگو تا میتوانند دوست بدارند
دست از سرسختیِ خود بردارند که در انزوا خبری نیست
سپس به حال خود رهایشان کن
به آغوش من بازگرد
برای من از حسرتِ جامانده در چشمهایشان بگو
و چون کودکی بیتاب
از من پناه بخواه
و در من آرام بگیر
✍️ #زهرا_مهدوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
روزها شب شد و شبها همه بیدوست، سرآمد
چه خبر بود که از هر که به جز او، خبر آمد؟
عمر خوشبختی کوتاه من، آن نیم نفس بود
که پریوار من آن لحظهی قدرم به بر آمد
رقمم از چه قلم بود که در دفتر عمرم
هر ورق از ورق پیش، غمانگیزتر آمد
تازه از بدرقهی درد به خویش آمده بودم
که به مهمانیم از سوی تو دردی دگر آمد
گله از دوست ندارد پر خونین من، آری
سنگ، سنگیست که از بخت سیاهم به پر آمد
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh