eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید نفسگیرترین زیبایی را زنان وقتی دارند که مردی را پناه می دهند در معبد تن خود. بعد از تنانگی، زمانی که مرد رها شده از همه دردها و رنج ها، کودکی سرخوش است و پنهان می شود در خاک مقدس تن زن. در این حال، خوب که نگاه کنی، زنان خود اغلب غمگینند، یا ساکت، یا ساکت و غمگین. انگار که به نیکی دریافته اند سهمشان از این دنیا همین است، همین صخره شدن در مسیر تندباد. همین پناه بودن و نجات آدمیزاد گم شده در خود. زنان، چراغ های دریایی اقیانوس خلقتند، با نوری به بهای جان. نشانه های زیبایی بر مسیر. زن اگر نبود، همین تن ساده زن، کتف برهنه زن اگر نبود، استخوان ترقوه و انحناهای نفسگیر زن اگر نبود، اعجاز بوسه اگر حذف می شد از دنیا، جهنمی که مقیمش هستیم از این هم که هست داغ تر می شد. همین شکوه عزیز تنانگی را انگار برخی مردها خوب درک نمی کنند، نه که نخواهند، شاید مغز ساده مرد تحلیل پیچیدگی رابطه ای شورانگیز را بلد نیست. زن اما نه فقط با تن، که با همه جان خود پا به این وادی مقدس می گذارد، که او بی که بداند یا بخواهد پیامبری برگزیده است بر بلندای مناره های تن. و مردی که به درک آیین عبادت تن با تن رسیده باشد، مقیم سرخوش بهشت است در دوران امتداد دوزخ. خود به قدر بوسه ای اگر مجال باشد، یا شبی، یا عمری. مرد ابر بود، در اسفند دلگیر. رسید به زن، خاک تن زن کویر بود. ابر دلش گرفت و بارید، باهار شد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
هیچ احساسی ندارم اما تو باور مکن که همیشه این گونه ام! من با تو شب هایی دارم که تا صبح در آغوش هم تنگ می چسبیم و می غلتیم و در هم می رقصیم . و صبح هنگام به نماز می ایستیم بی وضو به شکرانه ی شب هایی که می گذرد با هم و روزهایی که می گذرد بی هم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
حالا من و تنها من و تنها دو چشم‌تر از بی‌قراری‌های عصر جمعه تنها‌تر... لعنت به پایانی‌ترین ساعاتِ هر هفته لعنت به رویایی كه دیگر یادمان رفته لعنت به آغوشت به آغوشش به تنهایی لعنت به من وقتی که با هر بغض می‌آیی... لعنت به من وقتی هنوز از عطر تو مستم! لعنت اگر در انتظار دیدنت هستم... اصلاً مگر راهی برای دیدنتم هم هست اصلاً مگر حرفی به جز بوسیدنت هم هست اصلاً همین حال و همین روز و همین ساعت اصلاً به شبهای بدون بودنت لعنت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
فرصت برای با تو نشستن اگر کم‌است شکر خدا که خاطره‌هایت فراهم‌است آغوش تو بهشت‌ترین نقطۀ زمین دنیا بدون روی تو بی‌شک جهنم‌است گاهی که از زبان تو انکار می‌‌شوم در شهر بی مقاطعه باران پی‌ِ هم‌است هر صبح و شام دلهره‌ها می‌کشد مرا وقتی که نیستم چه کسی با تو همدم‌است شاعر تر از من، این من دیوانه دیده ای دیوانه ای که بی تو خوراکش فقط غم‌است از من دریغ دانه گندم چه می‌کنی باور کن این بلا زده فرزند آدم‌است دلواپس نگاه سکوت آفرین توست در این غزل که دست به دامان ماتم‌است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آهای تو که یه «جونم»ت هزار تا جون بها داره بکش منو با لبی که، بوسه شو خون بها داره بذار حسودی بکشه، رقیب و وقتی می کشه سرش تو کار خودشه، چی کار به کار ما داره سرت سلامت اگه باز میخونه ها بسته شدن با چشم مست تو آخه، به می کی اعتنا داره؟ این همه مهربونی رو، از تو چطو باور کنم؟ تو این قحط وفا که عشق، صورت کیمیا داره حرف «من»و«تو» رو نزن،ای من و تو یه جون، دو تن بدون که از تو عاشقت،فقط سری،سوا داره خوشگلا خوشگلن ولی ،باز تو نمیشن کی میگه خوشگل خالی ربطی با خوشگل خوشگلا داره؟ کی گفته ماه و زهره رو،که شکل چشمای تواَن؟ چه دخلی خورشیدای تو،به اون ستاره ها داره؟ *** قصه ی من با تن تو،قصه ی آب و ماهیه وگرنه کی یه خوابیدن، این همه ماجرا داره تو بودن و نبودنت،یه بغض سنگین باهامه آسمونم بارونیه، تا دلم این هوا داره من خودمم نمی دونم ،که از کی عاشقت شدم چیزی که انتها نداشت، چه طوری ابتدا داره؟ نترس از اینکه عشق من با تو یه روز تموم بشه چیزی که ابتدا نداشت،چه طوری انتها داره؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Aminadin MomeniAminadin Momeni _ Ashegh Shodea'm.mp3
زمان: حجم: 12.1M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ دورتر هم بروی من به تو می اندیشم... از تماشای سراب تو خوشم می آید ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
باران و هوای ابری گیلانت پاییز نفس کشیدن چشمانت من با تو قدم زدم کنار ساحل دریا شده گیسوان سرگردانت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
داد از این دهری لاادری عصیان زاده جسم‌‌ دریا جگر و روح‌ بیابان زاده داد از این عامی‌ رسواشده در جلد خواص داد از این هیچ کم از هیچ سر از پا نشناس از پدرکشتگی رعیت و ارباب نپرس نقل این واقعه از رستم و سهراب نپرس این دو خط شعر رکب‌خورده‌ی دنیاست رفیق گفتم و گفت دو تا آدم تنهاست رفیق؛ گفتم: آزادی ما مسأله‌ای ساده نبود گفت: جُز بستن و واکردن قلاده نبود گفتم: این باغ زمین سوخته میراث من است! گفت: خاکستر شومینه‌ی هیزم شکن است گفتم: از عشق هزار ‌آینه‌خوانی کردیم گفت: آن‌هم غلطی بود، جوانی کردیم گفتم: عشق است و بلایای شکر در شکرش گفت: نامادری‌ام بود که گور پدرش گفتم: از عشق کسی هست که پرهیز کند؟ گفت: این لاشه فقط شامه‌ی سگ تیز کند گفتم: عشق است و غزل با دل طاق آمده جفت خنده‌ و اخم بهم دوخت و در گوشم گفت: مرحبا بچه به ملق‌زدنی شاد شدی لفظ و معنی به هم آلودی و استاد شدی مرحبا مسخ دو تا به به و چه چه شده‌ای بت بازاری هفتاد و دو ابله‌ شده‌ای شاعری جوهر آمیخته با زهر بلاست فکر کردی که همین گفتن حلوا حلواست؟ گفتم: ارباب هنر را چه غم از سود و ضرر گفت: دانا به گوهر نازد و نادان به هنر گفتم: از پنجره خورشید تمام آمده است گفت: این فاحشه، دزد سر بام آمده است گفتم: از دزد بعید است چراغ آوردن! گفت: آورده به صندوقچه خالی کردن گفتم: از خرمن دین گفت : الک‌ باید کرد؛ به تنوری که گلستان شده شک‌ باید کرد گفتم: از حجره‌ی ایمان نشدی حلقه به گوش گفت: ما تاجگزاریم نه دستارفروش؟ گفتم: این قوم قسم خورده‌ی حق الناسند ! گفت: از پل که گذشتند تو را نشناسند گفتم: اینان نه مگر نوحه گر یاس شدند؟ گفت: شمرند که در تعزیه عباس شدند گفت: شرمنده‌ی شمشیر یزیدم کردند بس که پشت سپر این قوم شهیدم کردند گفتم: از کفر تو ایمان به ستوه آمده است! گفت: خر باش پسر! کشتی نوح آمده است گفتم: ای موج به ساحل زده پیشانی ننگ... گفت: از سر که گذشت آب، چه ما‌هی چه نهنگ گفتم: از روزنه، گفت: از شب بیداد بپرس حال این شمع‌ زبان سوخته از باد بپرس گفتم: ای باد، چه ‌می‌خواهی از این چرخیدن؟ گفت: طوفان شدن و نسخه‌ی خود پیچیدن شمس خود نیستی آتش‌زن خود باش پسر نیمه‌ی دیگر اهریمن خود باش پسر آنکه شمع دوهزار انجمنت می‌خواهد خرقه‌ آتش زن و منبر شکنت می‌خواهد گفتم: این مرتبه رفتیم که رفتیم پدر گفت: از سفره‌ی نفرین شده نان‌خور کمتر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍁 @shernosh
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Faramosh Mishavi.mp3
زمان: حجم: 5.1M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال جایی نمی روی که باز گردی ! همیشه همینجایی؛ زیرپوستم میان جانم درست کنار همین تکه ذغال گرگرفته ای که نامش دل است ... گه گاه در میان هیاهوی روزگار لحظه ای، آنی، دمی ... فراموش می شوی !! مانند آتشی به زیر خاکستر ... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خواستم تا ته این قصه بمانم که نشد غزلی از ته دل با تو بخوانم که نشد خواستم حادثه باشم، که بیفتم به دلت لذت عشق به خونت بدوانم که نشد خواستم اشک مرا پاک کنی در بغلت تن در آغوش غریبت برهانم که نشد خواستم دست تو بر شانه ی من تکیه کند و تو را مال دل خویش بدانم که نشد خواستن نیست توانستن و من از ته دل خواستم آتش عشقی بنشانم که نشد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh