Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Faramosh Mishavi.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
🔹 نام اثر #فراموش_نمیشوی
✍️ نوشته #هستی_دارایی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
🎶 آواز #ماهی_روزبهانی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
جایی نمی روی که باز گردی !
همیشه همینجایی؛
زیرپوستم
میان جانم
درست کنار همین تکه ذغال گرگرفته ای
که نامش دل است ...
گه گاه در میان هیاهوی روزگار
لحظه ای، آنی، دمی ...
فراموش می شوی !!
مانند آتشی به زیر خاکستر ...
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
خواستم تا ته این قصه بمانم که نشد
غزلی از ته دل با تو بخوانم که نشد
خواستم حادثه باشم، که بیفتم به دلت
لذت عشق به خونت بدوانم که نشد
خواستم اشک مرا پاک کنی در بغلت
تن در آغوش غریبت برهانم که نشد
خواستم دست تو بر شانه ی من تکیه کند
و تو را مال دل خویش بدانم که نشد
خواستن نیست توانستن و من از ته دل
خواستم آتش عشقی بنشانم که نشد
✍️ #فاطمه_سادات_بحرینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
خیالی نیست اگر نیستی و دقایقم بودن تو را کم دارند
خیالی نیست اگر بجای ترنمِ دلنواز صدایت
ترانهی تلخ تنهایی را برای سکوت سرکشم زمزمه میکنم
خیالی نیست اگر پای یقینم لنگ میزند وُ
تنِ ترک خوردهی باورم
لباسِ شک پوشیده است
خیالی نیست اگر دور از تو
سر به شانهی دیوار اتاق
بغضهایم را بغل کردهام و
اشکهایم را پوشیدهام
وَ صورت قلبم را با سیلی سرخ نگه داشتهام
همهی اینها خیالی نیست
چون در کوچه پس کوچههای خیالم
تمام دلتنگیام را به دوش واژهها میگذارم وُ به لطف شعر
به هرآنجا که تو هستی سر میزنم جانم
میبوسمت
میپوشمت
مینوشمت
وَ تمام نبودنهایت را جبران میکنم
ای ساکن دائمی کلبهی مُحَقّرانهیِ خیالِ من...
✍️#مجتبی_خوش_زبان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
گفت: تو در من چون استخوان ترقوهای!
فکر کردم به اینکه بهتر بود میگفت چون قلب، چون خون و یا اکسیژن، چرا استخوان ترقوه؟!
گفت: ترقوه اولین استخوانیست که در بدن شکل میگیرد و شکستنش دردناکتر از شکستن هر استخوان دیگریست!
✍️ #محمد_عسکری_ساج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تو را ندیدهاند
صدایت را نشنیدهاند
روبرویت ننشستهاند
گرمیِ دستانت را
لمس نکردهاند
با تو چشم در چشم نشدهاند
که اگر میشدند
دیوانگیام را
سرزنش نمیکردند
✍️ #مریم_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
در خلوت خود شبی صدایت کردم
بر کشتی عشق ناخدایت کردم
از شوق تو و تاب و تب دیدارت
صد موج جنون خود فدایت کردم
دل را که لطیف بود مانند حریر
با عشق تو فرش زیر پایت کردم
طوفان به دلم نشست با رفتن تو
در ساحل غم دگر رهایت کردم
در دفتری از خاطره های شنی ام
صد شکوه ز جور و از جفایت کردم
من برگ به برگ صفحه ی عشقت را
سوزانده و بر خدا شکایت کردم
با رفتن تو شیشه ی این دل که شکست
با قلب شکسته هم دعایت کردم
✍️ #لیلا_سهندی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
خودش را در جهان اطرافش پیدا میکرد،
در گرمای آفتاب
در خنکی رودخانه
در هیاهوی آدمهای اطرافش
در برخورد موجها به دیوارهی سنگی
در بوی چمن معلق در هوا
در بازی سگهای کوچکِ کمی آنطرفتر
در بوسیدن دو فردی که سمت راستش نشسته بودند
و در دعوای دو نفر دیگری که سمت چپش نشسته بودند
و حتی در گُذر بی اعتنای اُردکهای سوار بر تلاطم موجها.
او در سکوتِ کوچک خودش، به شکل و فرمِ پر هیاهو اما آرامِ اکنونِ زندگیاش در اتصال بود.
او مدتها بود رابطهاش را با زندگی ترمیم کرده بود.
و اکنون میدانست هر لحظهای که زندگی بر او ظاهر میشود، فرصتی برای ترمیم کردنِ رابطهاش با خودش است. چه با درد و جنگ و مبارزه ظاهر شود چه با آرامش و سکون و آزادی.
هر روز، هر لحظه، به هر شکل و فرمی که زندگیظاهر شود، قرار است او در مورد خودش شناخت پیدا کند.
و او هیچوقت، اینقدر، با خودِ در حالِ پیدا شدنش، راحت و آرام و صبور و کنجکاو نبوده است.
و این نتیجهی اعتماد او به زندگی در هر شکل و فرم، تحمل دردهایش بدون غر زدن و تلاش برای شناخت خودش بود.
✍️ #پونه_مقیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
گر نشان زندگی، جنبندگی است
خار در صحرا، سراسر زندگی است
هم جعل زنده است و هم پروانه، لیک
فرق ها از زندگی ، تا زندگی است...
✍️ #پژمان_بختیاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آسمان دل من ابری و بس بارانی است
در سرا پرده ی جان زلزله ی ویرانی است
خانه ی دل غم اندوه تو را جار زده
دل دریایی من بی تو دگر طوفانی است
بیخود از خود شدم از برق نگاهت آنروز
حال سرگشته گی ام زمزمه ی حیرانی است
در فراق غم دلبر چه خزان ها دیدم
عاقبت قسمت ما بی سر و بی سامانی است
ساز شیدایی من را همه فریاد زدند
بی تو در کلبه ی احزان دل من زندانی است
راز دل با تو بگویم به تو ای محرم دل
راز من عاشقی و آه و غم و هجرانی است
آه از این درد جدایی که مرا خواهد کشت
درد جانسوز فراق تو غمی طولانی است
تو همان معنی عشقی و من آواره ی تو
تا تو خورشید منی خانه ی من نورانی است
✍️ #لیلا_سهندی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
نخفته ایم که شب بگذرد، سحر بزند
که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند
نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما
ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند
نسیم، بوی تو را می برد به همره خود
که با غرور، به گل های باغ سر بزند
ب از تب تو و من سوخت، وصل مان آبی
مگر بر آتش تن های شعله ور بزند
تمام روز که دور از توأم چه خواهم کرد؟
هوای بستر و بالینم ار، به سر بزند؟
چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست!
دو دیده ام مژه بر هم، دمی اگر بزند
بپوش پنجره را، ای برهنه! می ترسم
که چشم شور ستاره، تو را، نظر بزند!
غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند.
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Hoorosh Band . Mahdi DarabiMahdi Darabi _ Shabaye Niloofari.mp3
زمان:
حجم:
9.2M
🔹 #شبهای_نیلوفری
🔸 #مهدی_دارابی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
جهان جای عجیبی ست
اینجا
هرکس شلیک می کند
خودش کشته می شود...!
✍️ #کنسرت_در_جهنم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh