eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Faramosh Mishavi.mp3
زمان: حجم: 5.1M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال جایی نمی روی که باز گردی ! همیشه همینجایی؛ زیرپوستم میان جانم درست کنار همین تکه ذغال گرگرفته ای که نامش دل است ... گه گاه در میان هیاهوی روزگار لحظه ای، آنی، دمی ... فراموش می شوی !! مانند آتشی به زیر خاکستر ... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خواستم تا ته این قصه بمانم که نشد غزلی از ته دل با تو بخوانم که نشد خواستم حادثه باشم، که بیفتم به دلت لذت عشق به خونت بدوانم که نشد خواستم اشک مرا پاک کنی در بغلت تن در آغوش غریبت برهانم که نشد خواستم دست تو بر شانه ی من تکیه کند و تو را مال دل خویش بدانم که نشد خواستن نیست توانستن و من از ته دل خواستم آتش عشقی بنشانم که نشد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خیالی نیست اگر نیستی و دقایقم بودن تو را کم دارند خیالی نیست اگر بجای ترنمِ دلنواز صدایت ترانه‌ی تلخ تنهایی را برای سکوت سرکشم زمزمه میکنم خیالی نیست اگر پای یقینم لنگ میزند وُ تنِ ترک خورده‌ی باورم لباسِ شک پوشیده است خیالی نیست اگر دور از تو سر به شانه‌ی دیوار اتاق بغض‌هایم را بغل کرده‌ام و اشک‌هایم را پوشیده‌ام وَ صورت قلبم را با سیلی سرخ نگه داشته‌ام همه‌ی اینها خیالی نیست چون در کوچه پس کوچه‌های خیالم تمام دلتنگی‌ام را به دوش واژه‌ها میگذارم وُ به لطف شعر به هرآنجا که تو هستی سر میزنم جانم می‌بوسمت می‌پوشمت می‌نوشمت وَ تمام نبودن‌هایت را جبران میکنم ای ساکن دائمی کلبه‌ی مُحَقّرانه‌یِ خیالِ من... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گفت: تو در من چون استخوان ترقوه‌ای! فکر کردم به این‌که بهتر بود می‌گفت چون قلب، چون خون و یا اکسیژن، چرا استخوان ترقوه؟! گفت: ترقوه اولین استخوانی‌ست که در بدن شکل میگیرد و شکستنش دردناکتر از شکستن هر استخوان دیگری‌ست! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تو را ندیده‌اند صدایت را نشنیده‌اند روبرویت ننشسته‌اند گرمیِ دستانت را لمس نکرده‌اند با تو چشم در چشم نشده‌اند که اگر می‌شدند دیوانگی‌‌ام را سرزنش نمی‌کردند ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
در خلوت خود شبی صدایت کردم بر کشتی عشق ناخدایت کردم از شوق تو و تاب و تب دیدارت صد موج جنون خود فدایت کردم دل را که لطیف بود مانند حریر با عشق تو فرش زیر پایت کردم طوفان به دلم نشست با رفتن تو در ساحل غم دگر رهایت کردم در دفتری از خاطره های شنی ام صد شکوه ز جور و از جفایت کردم من برگ به برگ صفحه ی عشقت را سوزانده و بر خدا شکایت کردم با رفتن تو شیشه ی این دل که شکست با قلب شکسته هم دعایت کردم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خودش را در جهان اطرافش پیدا میکرد، در گرمای آفتاب در خنکی رودخانه در هیاهوی آدمهای اطرافش در برخورد موج‌ها به دیواره‌ی سنگی در بوی چمن معلق در هوا در بازی سگ‌های کوچکِ کمی آنطرف‌تر در بوسیدن دو فردی که سمت راستش نشسته بودند و در دعوای دو نفر دیگری که سمت چپش نشسته بودند و حتی در گُذر‌‌‌‌ بی اعتنای اُردک‌های سوار بر تلاطم‌ موج‌ها. او در سکوتِ کوچک خودش، به شکل و فرمِ پر هیاهو اما آرامِ اکنونِ زندگی‌اش در اتصال بود. او مد‌ت‌ها بود رابطه‌اش را با زندگی ترمیم کرده بود. و اکنون میدانست هر لحظه‌ای که زندگی بر او ظاهر میشود، فرصتی برای ترمیم کردنِ رابطه‌اش با خودش است. چه با درد و جنگ و مبارزه ظاهر شود چه با آرامش و سکون و آزادی. هر روز، هر لحظه، به هر شکل و فرمی که زندگی‌ظاهر شود، قرار است او در مورد خودش شناخت پیدا کند. و او هیچوقت، اینقدر، با خودِ در حالِ پیدا شدنش، راحت و آرام و صبور و کنجکاو نبوده است. و این نتیجه‌ی اعتماد او به زندگی در هر شکل و فرم، تحمل دردهایش بدون غر زدن و تلاش برای شناخت خودش بود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گر نشان زندگی، جنبندگی است خار در صحرا، سراسر زندگی است هم جعل زنده است و هم پروانه، لیک فرق ها از زندگی ، تا زندگی است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
آسمان دل من ابری و بس بارانی است در سرا پرده ی جان زلزله ی ویرانی است خانه ی دل غم اندوه تو را جار زده دل دریایی من بی تو دگر طوفانی است بیخود از خود شدم از برق نگاهت آنروز حال سرگشته گی ام زمزمه ی حیرانی است در فراق غم دلبر چه خزان ها دیدم عاقبت قسمت ما بی سر و بی سامانی است ساز شیدایی من را همه فریاد زدند بی تو در کلبه ی احزان دل من زندانی است راز دل با تو بگویم به تو ای محرم دل راز من عاشقی و آه و غم و هجرانی است آه از این درد جدایی که مرا خواهد کشت درد جانسوز فراق تو غمی طولانی است تو همان معنی عشقی و من آواره ی تو تا تو خورشید منی خانه ی من نورانی است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
نخفته ایم که شب بگذرد، سحر بزند که آفتاب چو ققنوس، بال و پر بزند نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما ز ره رسیده و همراه عشق، در بزند نسیم، بوی تو را می برد به همره خود که با غرور، به گل های باغ سر بزند ب از تب تو و من سوخت، وصل مان آبی مگر بر آتش تن های شعله ور بزند تمام روز که دور از توأم چه خواهم کرد؟ هوای بستر و بالینم ار، به سر بزند؟ چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست! دو دیده ام مژه بر هم، دمی اگر بزند بپوش پنجره را، ای برهنه! می ترسم که چشم شور ستاره، تو را، نظر بزند! غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Hoorosh Band . Mahdi DarabiMahdi Darabi _ Shabaye Niloofari.mp3
زمان: حجم: 9.2M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ جهان جای عجیبی ست اینجا هرکس شلیک می کند خودش کشته می شود...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh