نکند خام شوی حضرت پاییز برو
که در این شهر دگر دست به گیسویی نیست
برهوت است نه انگار بهاری بوده
بر لب جوی چرا قامت دلجویی نیست
همه ی شهر به پای قدمت زانـــو زد
خبری از در و دروازه و بارویی نیست
هر کجا که دلی از زخم به خون غلتیده
خوب که می نگری جز رد ابرویی نیست
✍️ #سید_کمیل_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تا آمدم یک خط بخوانم درس را هربار
یاد تو افتادم من و شاعر شد این خودکار
گویا جهان مصرع به مصرع شعر بارید و
یک بیت من میخواندم و یک بیت هم دیوار
گاهی شدم غرق خیالت، گاه آشفتم
من امتحان دارم، برو! دست از سرم بردار!
یادت همیشه با من و بی من کجایی تو؟!
ای بی وفای بی مروت! با توأم ای یار!
هی لابه لای جزوه هایم نقش می بندد
غیر ارادی اسم تو، عاشق شدم انگار!
مشروط خواهم شد، ندارم چاره ای، اما
منصور حلاجم، ندارم باکی از این دار!
گفتند آب و نان نخواهد شد برایت عشق؛
گفتم نخواهد شد برایم درستان هم کار!
پایان شعرم بود و روی جزوه خوابم برد
میخواستم یک خط بخوانم درس را این بار!
✍️ #طاهره_اباذری_هریس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
▫️ #حرف_حساب🤨
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنيا را
نه جان و روح مي بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟ چه معني دارد اين کارا؟
و خال هندويش ديگر ندارد ارزشي اصلاً
که با جراحي صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکي، نه صائب دست و پا ها را
فقط مي خواستند اين ها، بگيرند وقت ما ها را...؟!
✍️ #محمد_عليزاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
لیوان ز لبت بوسد و من بوسه ز لیوان
دیدی ز لبت بوسه گرفتم به چه عنوان؟!
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
🔰 دومین دوسالانه
جایزه ملی غزل «حسین منزوی»
▪️در بخش های: تک اثر - مجموعه غزل - پژوهش (در مورد آثار حسین منزوی)
▪️در دو زبان فارسی و ترکی
▪️ارسال از طریق
http://www.festivalzanjan.ir
▪️آخرین مهلت : ۱۰ آذر ۱۴۰۲
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
🆔 https://eitaa.com/Honarmandan_Zanjan_ir
🆔 https://rubika.ir/Honarmandan_Zanjan_ir
🌐 http://www.zanjan.basijhonarmandan.ir
┄┅┅❀💠🇮🇷💠❀┅┅┄
#بسیج_هنرمندان_زنجان
بهار زنی است
که سیلی پاییز روی تنش
شکوفه های بنفش می شود؛
و سپیدیِ زمستان
روی موهایش شکوفه می کند!
این شعر هرشب
روی اجاق گاز جا می افتد؛
و هر صبح،
عطرِ چاییِ پخش شده
روی میزِ صبحانه می شود...!
شبیه مادری
که گوشهی چادرش را
به دندان گرفته، تا زندگی
را داغِ داغ
از تنور نانوایی بیرون بکشد...!
✍️ #مریم_اسدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
▫️ #رساله_دلدادگی
تو را به مشاعره می خوانم
جایی میانه ی سقوط غزل
آنجا که عاشق / زبانش بلغزد!
" قافیه ای ردیف کن"
تو را به معاشقه می خوانم
جایی که آغوش این پیامبر
از مؤمن تهی باشد!
" بوسه ای نازل کن "
تو را به محاکمه می خوانم
در شهری که
شریعت چشمان تو
بدعتی بر مذهب من باشد!
" حجتی دلیل کن "
****
▪️استفتاء:
آیا هر معشوقه که صاحب شریعت باشد، بدعت گزار محسوب می شود و محکوم به اعدام است؟!
▫️ فتوا:
در مسلک عشاقِ لامذهب، هر شریعت که از اندام معشوقه جاری شود، جرم محسوب می شود مگر اینکه بتواند، پیامبر خویش را مجنون کند؛ چنین زنی به جانشینی نیز سزاوارتر است.
📚 رسالۀ دلدادگی/ فقه عاشقی/ باب الخلافه
✍️ #امیر_معصومی/آمونیاک
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
تو با يك آسمون خوبي
تو با يك التماس گرم
تو با هر چي كه من ميخوام
هميشه بوده اي عادت
تو رو مي خوام و مي دونم
هميشه با مني عشقم
نفس هاي تو اميده
براي موندن اين زن
از اين آرامش مطلق
از اين احساس آزادي
شدي بتخونه دنيام
شدي آغوش تنهايي
بذار دستاتو تو دستام
نمك گيرم كنن چشمات
تو رو خواستن همين لحظه ست
عزيزم من تو رو مي خوام
✍️ #تهمینه_فرجی_نژاد (قديسه)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
لطفاً نگو که روسری ات وا نمی شود
باد از سکوت موی تو دیوانه می شود
اینجای شعر، شاعر ِ آن سکته کرد و مرد
بعدش تمام حرف دلش را به من سپرد
حالا منم که شاعر ِ بعد از جنازه ام
من رک ترین جنازه ی این شعر تازه ام
بانوی همزمان شده با شادی و عذاب
سرگیجه های خلّری ِ تاک اضطراب
انگیزه ی همیشگی ِ انتحار قلب
وحشی ترین ترانه ی روی نوار قلب
غسلیده زیر بارش باران کندوان!
قدیسه ی الک شده از چشم آهوان
دخترترین بکارت ِ عشق عجیب من
محصول ِ ذکر ِ دائم ِ "امن یجیب ِ" من
ولگرد ِکوچه های خیال حوالی ام
"کیجای ناردانه ی" لحن شمالی ام
خورشید ِ ابتدای سحرگاه ِ مشرقی
باران ِ پشت شیشه ی شعر مصدقی...
یک گله شعر روی لبت ناز میکند
باد از هجوم موی تو آغاز میکند
باد از سکوت موی تو دیوانه می شود
لطفاً نگو که روسری ات وا نمی شود
شاعر برای فتح ِ تو، این دکمه های تو...
این دکمه های لعنتی ات را نمی شود...!؟
اصلاً تو پاک ِ پاک ، تو مریم ولی دلت
اندازه ی سه دکمه زلیخا نمی شود؟
دریا بشو و سنگ مرا سینه ات بزن
دریا بدون صخره که دریا نمی شود
خانم چه می شود بکشانی مرا به تن
آیا نمی شود ندهی پس "مرا" به "من"؟
خانم اجازه هست بدزدم شب ِ تو را؟
اصلاً اجازه هست بپوشم تب ِ تو را؟
بر روی هر چه مثل ِ خدا را قلم بزن
با من بیا و صحن ِ تنم را قدم بزن
باید تمام حجم تنت را سفر کنم
از من بخواه تا همه را "دست به سر" کنم
از من فقط بخواهی و قصد خطر کنم
از من فقط بخواهی و "شق القمر" کنم
آتش بزن که شعله بگیرم برای تو
از من بخواه تا که بمیرم برای تو
اما نگو که روسری ات وا نمی شود
باد از سکوت موی تو دیوانه می شود
خانم ببخش در هیجان بچه می شوم
این بچه هر چه می زنی آقا نمی شود
فواره ام که میل تو دارد پریدنم
فواره تا زمین نخورد پا نمی شود
✍️ #حمید_رضا_نجات
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
وقتي سكوت ِ دهكده فرياد مي شود
تاريخ ، از انحصار ِ تو آزاد مي شود
تاريخ ، يك كتاب ِ قديمي ست كه در آن
از زخم هاي كهنه ي من ياد مي شود
از من گرفت دخترِ ِخان هرچه داشتم
تا كي به اهل ِ دهكده بيداد مي شود؟
خاتون! به رودخانه ي قصرت سري بزن
موسي، دل ِ من است كه نوزاد مي شود
با اين غزل، به مـُلك ِ سليمان رسيده ام
اين مرد ِ خسته ، همسفر ِ باد مي شود
اي ابروان ِوحشــي ِتو لشكر ِ مغول!
پس كي دل ِ خراب ِ من، آباد مي شود؟
در تو هزار مزرعه، خشخاش ِ تازه است
آدم به چشم هاي تو معتاد مي شود
✍️ #آرش_علیزاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
بی طاقتی هایم را
برایت تمبر می زنم
تو هم از
دلبستگی هایت بنویس!
راستی ...
شهری که در آن
بویی از من نیست ...
آسمانش آبیست؟!
✍️ #محبوبه_شاهسون (راگا)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh