eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
رفتم بهش گفتم آقا اصلاً من سیگارت! میشه دیگه نمیشه؟ دیدم داره هاج و واج نگاهم میکنه. گفتم این همه کنت و وینستون و مارلبرو میکشی من اون بهمن روز مبادا ته جیبت باشم گفت حالا چرا بهمن روز مبادا ته جیب؟ گفتم آخه نمیدونی که وقتی نسخی و تو بی سیگاری موندی یهو اون بهمن روز مبادا ته جیب یادت میاد چه بهشتیِ داشتنش، میخوام اون بهشته فقط و فقط سهم من باشه نه هیچ کس دیگه ای! گفت تو دیوونه ایی، نه تو خیلی دیوونه ایی! گفتم خب دیوونم که همه حال خوبمو عین سیگاری پیچیدم گذاشتم ته جیبت دیگه! خندید، رفت که رفت آنگونه که پاییز از کوچه های شهر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
EhaamEhaam _ Negar.mp3
زمان: حجم: 8.6M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ یهو به خودت میای و می‌بینی؛ یه روزی برای یکی می‌مردی که الان نه تنها هیچ حسی بهش نداری، بلکه به زور چهره و اسم و خاطراتش رو به یاد میاری... بسپار به گذر زمان، همه چی رو درست می‌کنه. حتی سیاهِ الآن، سفیدِ سال‌‌های بعدته. می‌فهمی که چی می‌گم؟! ✍️ (طوفان) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
هرچه در آمد از دهنش کرد بارمان آن گل که غنچه‌ی دهنش کرد خارمان از کل شهر زخم زبانش به ما رسید این بود از تمام جهان افتخارمان ای عشق - لات کوچه‌ی خلوت - تصدقت جوری زدی که یکسره شد روزگارمان گفتیم با شراب سری گرم می‌ کنیم دیدیم از آن خمارکش کهنه‌کارمان، پیکی‌ به قدر لب زدنی مانده بود و عدل آن هم به لطف نیش تو‌ شد زهرمارمان زلف سیاهکار تو راه خیال بست این هم از آخرعاقبت شام تار‌مان از فرط خاکساری اگر دور هم شوی چون سایه پشت پای تو آید غبارمان خاتون چراغ حجله‌ی ما را شکسته‌ای؟! دستت درست بیش نبود انتطارمان ما را به غمزه کشت و کفن کرد و آخرش بی معرفت نکرد بیاید مزارمان امید نیست هیچکسی یادمان کند غیر از رفیق‌های فراموش‌کارمان ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
هزار بار کتاب تن تو را خواندم هنوز فصلی از آن کهنه و مکرر نیست تن تو بوی خود افشانده در تمام اتاق وگرنه هیچ گلی این چنین معطر نیست به انتهای جهان می رسیم در خلائی که جز نفس نفس آنجا صدای دیگر نیست! خوشا رسیدن با هم که حالتی خوش تر ز حالت تو در آن لحظه های آخر نیست... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
اگر که زرد نمی‌شود آبی و عشوه‌یی در تنِ باران نیست اگر که سرد می‌گذرد سایه با رفتنِ فانوس اگر که مه‌تابی، سرخ نمی‌شود امروز و ماه، نه خورشید است نه خورشید، حتا ماه و شنبه‌ها، جمعه یک‌شنبه‌ها، جمعه دوشنبه‌ها، جمعه و جمعه‌ها، جمعه در انتهای تقویم دیوار است. اگر که این چنین‌ام من... اگر که آن چنانی تو... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
حس می‌کنم کنار تو از خود فراترم درگیر چشم‌های تو باشم رهاترم تنهایی‌ام کم از غم دلتنگی تو نیست من هرچه بی‌قرارترم بی‌صداترم گاهی مقابل تو که می‌ایستم نرنج پیش تو از هر آینه بی‌ادعاترم قلبی که کنج سینه‌ی من می‌زند تویی من با غم تو از خود تو آشناترم هر لحظه اتفاق می‌افتم بدون تو از مرگ ها و زلزله‌ها بی‌هواترم حالم بد است با تو فقط خوب می‌شوم خیلی از آن چه فکر کنی مبتلاترم ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
در دوری تو، «صبر» شرابی‌ست مقدس گیرم که عذاب است؛ عذابی‌ست مقدس! جز «آه» بر این دفتر خونین ننوشتند آری، دل عشاق کتابی‌ست مقدس هر چشم فریبنده مرا یاد تو انداخت هر گوشه این شهر سرابی‌ست مقدس ای آینه! چون خویش مرا پاک مپندار ناپاکی ما پشت نقابی‌ست مقدس بیهودگی زندگی ما به چه معناست؟ لبخند تو، ای مرگ، جوابی‌ست مقدس ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بِهِم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا سعدی! ﮐﻪ ﺭﻭﯼِ ﻏﻨﭽﻪﯼ لب‌هات ، ﺑﺸﯿﻨﻪ ﻃﺮﺡِ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ! بهم گفتی خداحافظ،منم می‌گم ؛خدا عطار! ﺑِﺪﻭﻥ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﻣﯽﻣﻮﻧﻪ ، نخستین لحظه‌ی ﺩیدار! بهم گفتی خداحافظ،منم می‌گم ؛خدا سهراب! ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻏﻮﺵِ ﺩﺍﻍِ ﺗﻮ ، ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا خیام! ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﻍِ لب‌هایت ،به ﺭﻭیِ غنچه‌ی لب‌هام ! بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا جامی! اﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻧﺸﯽ ﻫﺮﮔﺰ ، ﺍﺳﯿﺮِ ﺗﯿﺮه ﻓﺮﺟﺎﻣﯽ! بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم ؛ خدا نیما! ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﺷﻖ ، ﺑﺪﻭنِ ﺗﻮ، ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به او که دور است بگویید : در اندیشه ی تو در هوایی بغض آلود یادت را نفس می کشم .. به او که گاهی هست و گاهی نیست بگویید : بوی عطرِ سیبِ دستهایت هنوز در این حوالی به مشام می رسد .. به او محبوبه یِ پاییزی ، بگویید: که مدار دلخوشی هایم به دور او می چرخد .‌‌. به آن باده ی ناب به آن سَروِ خَرام به آن قُرصِ قمر به او بگویید : دوستش دارم ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گفتم منیر خانوم، پرتقال پوست کندم برات، بیارم بزنی به بدن؟ گفت پرتقال‌ها دیگه مزه نداره مادر. بعد ویلچرشو راه انداخت و رفت تو آفتاب. از مرگ پسرش به بعد، دیگه هیچی براش مزه نداره. یه پاکت سیگار یواشکی گذاشتم تو جیب ژاکتش، گفتم کم بکش. گفت اگه زیاد بکشم ممکنه زود بمیرم؟ خندید. خندیدم.‌‎موقع خداحافظی گفت هنوز تنهایی؟ زن نگرفتی؟ گفتم از من گذشته دیگه منیرخانوم، اصلا یا خودت یا هیشکی. گفت عقل نداری. پیر میشی، میفتی یه گوشه، گاهی یکی واسه‌ت سیگار میاره ولی یادش نمی‌مونه وینستون نمی‌کشی. گفتم من سیگار نمی‌کشم خوشگله، طوری نیست. گفت این شوخیات هم خنکه، مادرها می‌فهمن وقتی بچه الکی میخنده. گفتم هرکی یه جیره‌ای داره دیگه رییس، سهم ما هم شد تماشا و نوشتن. آه کشید و ویلچرشو راه انداخت و رفت‌‎جلوی خیریه نشستم تو ایستگاه اتوبوس. یادم افتاد اون روز صبح ماهیگیر جزیره زنش رو بوسید و بغل کرد و قایق رو انداخت تو آب و رفت. زنش وایساد تو ساحل و نگاه کرد به رفتنش. بعد با قدم‌های آهسته رفت. یادم افتاد هزار ساله قبل از این که بزنم به دریا، با کسی خداحافظی نکردم. ماهی نگرفتم. غرق نشدم. یادم افتاد هزار ساله کسی منتظرم نبوده. ‌‎این‌طوریه منیرخانوم. هرکی یه قصه‌ای داره، و کاش آدم بلد باشه تنهایی بره دریا و تنهایی برگرده، همین... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
حواست نبود نه به من نه به چای دارچینِ فنجانِ میانِ دست هات که دلمان می رفت برای جادوی تراشِ انگشت هات بخار می شدیم پرمی کشیدیم از این همه زیباییت بی هوا دستم را می گرفتی به خیابان می بردی ام به ابتدای باران و پرسه دلم می خواست هیچوقت حواست نباشد حواست نباشد دلِ سیر نگاهت کنم حواست نباشد بی هوا ببوسمت دوباره موهایت را ببافم و باز کنم و ببافم باز هزارباره حواست نباشد به ترافیک به ساعت بلندتر از آوازخوان بخوانی ترانه ای را که به نام زده بودیم بی اجازه و دوباره و دوباره تکرارش کنی دلم می خواست حواست نباشد به آخرِ راه به خداحافظی به رفتن های طولانی حواسم نبود که هیچوقت تو را نداشته ام که نشد یک دل سیر نگاهت کنم یک بار حتی ببوسمت ¤ حواسم نبود که تو باید می رفتی پیش تر از آن که بیایی حواست نیست که چقدر دلتنگم... ✍️ 📚 از کتاب "مویه‌ها به زبانِ مادری ساز می‌شوند" 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh