eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
در دوری تو، «صبر» شرابی‌ست مقدس گیرم که عذاب است؛ عذابی‌ست مقدس! جز «آه» بر این دفتر خونین ننوشتند آری، دل عشاق کتابی‌ست مقدس هر چشم فریبنده مرا یاد تو انداخت هر گوشه این شهر سرابی‌ست مقدس ای آینه! چون خویش مرا پاک مپندار ناپاکی ما پشت نقابی‌ست مقدس بیهودگی زندگی ما به چه معناست؟ لبخند تو، ای مرگ، جوابی‌ست مقدس ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بِهِم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا سعدی! ﮐﻪ ﺭﻭﯼِ ﻏﻨﭽﻪﯼ لب‌هات ، ﺑﺸﯿﻨﻪ ﻃﺮﺡِ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ! بهم گفتی خداحافظ،منم می‌گم ؛خدا عطار! ﺑِﺪﻭﻥ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﻣﯽﻣﻮﻧﻪ ، نخستین لحظه‌ی ﺩیدار! بهم گفتی خداحافظ،منم می‌گم ؛خدا سهراب! ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻏﻮﺵِ ﺩﺍﻍِ ﺗﻮ ، ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا خیام! ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﻍِ لب‌هایت ،به ﺭﻭیِ غنچه‌ی لب‌هام ! بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم؛ خدا جامی! اﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻧﺸﯽ ﻫﺮﮔﺰ ، ﺍﺳﯿﺮِ ﺗﯿﺮه ﻓﺮﺟﺎﻣﯽ! بهم گفتی خداحافظ، منم می‌گم ؛ خدا نیما! ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻋﺎﺷﻖ ، ﺑﺪﻭنِ ﺗﻮ، ﺗﮏ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به او که دور است بگویید : در اندیشه ی تو در هوایی بغض آلود یادت را نفس می کشم .. به او که گاهی هست و گاهی نیست بگویید : بوی عطرِ سیبِ دستهایت هنوز در این حوالی به مشام می رسد .. به او محبوبه یِ پاییزی ، بگویید: که مدار دلخوشی هایم به دور او می چرخد .‌‌. به آن باده ی ناب به آن سَروِ خَرام به آن قُرصِ قمر به او بگویید : دوستش دارم ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گفتم منیر خانوم، پرتقال پوست کندم برات، بیارم بزنی به بدن؟ گفت پرتقال‌ها دیگه مزه نداره مادر. بعد ویلچرشو راه انداخت و رفت تو آفتاب. از مرگ پسرش به بعد، دیگه هیچی براش مزه نداره. یه پاکت سیگار یواشکی گذاشتم تو جیب ژاکتش، گفتم کم بکش. گفت اگه زیاد بکشم ممکنه زود بمیرم؟ خندید. خندیدم.‌‎موقع خداحافظی گفت هنوز تنهایی؟ زن نگرفتی؟ گفتم از من گذشته دیگه منیرخانوم، اصلا یا خودت یا هیشکی. گفت عقل نداری. پیر میشی، میفتی یه گوشه، گاهی یکی واسه‌ت سیگار میاره ولی یادش نمی‌مونه وینستون نمی‌کشی. گفتم من سیگار نمی‌کشم خوشگله، طوری نیست. گفت این شوخیات هم خنکه، مادرها می‌فهمن وقتی بچه الکی میخنده. گفتم هرکی یه جیره‌ای داره دیگه رییس، سهم ما هم شد تماشا و نوشتن. آه کشید و ویلچرشو راه انداخت و رفت‌‎جلوی خیریه نشستم تو ایستگاه اتوبوس. یادم افتاد اون روز صبح ماهیگیر جزیره زنش رو بوسید و بغل کرد و قایق رو انداخت تو آب و رفت. زنش وایساد تو ساحل و نگاه کرد به رفتنش. بعد با قدم‌های آهسته رفت. یادم افتاد هزار ساله قبل از این که بزنم به دریا، با کسی خداحافظی نکردم. ماهی نگرفتم. غرق نشدم. یادم افتاد هزار ساله کسی منتظرم نبوده. ‌‎این‌طوریه منیرخانوم. هرکی یه قصه‌ای داره، و کاش آدم بلد باشه تنهایی بره دریا و تنهایی برگرده، همین... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
حواست نبود نه به من نه به چای دارچینِ فنجانِ میانِ دست هات که دلمان می رفت برای جادوی تراشِ انگشت هات بخار می شدیم پرمی کشیدیم از این همه زیباییت بی هوا دستم را می گرفتی به خیابان می بردی ام به ابتدای باران و پرسه دلم می خواست هیچوقت حواست نباشد حواست نباشد دلِ سیر نگاهت کنم حواست نباشد بی هوا ببوسمت دوباره موهایت را ببافم و باز کنم و ببافم باز هزارباره حواست نباشد به ترافیک به ساعت بلندتر از آوازخوان بخوانی ترانه ای را که به نام زده بودیم بی اجازه و دوباره و دوباره تکرارش کنی دلم می خواست حواست نباشد به آخرِ راه به خداحافظی به رفتن های طولانی حواسم نبود که هیچوقت تو را نداشته ام که نشد یک دل سیر نگاهت کنم یک بار حتی ببوسمت ¤ حواسم نبود که تو باید می رفتی پیش تر از آن که بیایی حواست نیست که چقدر دلتنگم... ✍️ 📚 از کتاب "مویه‌ها به زبانِ مادری ساز می‌شوند" 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
دیشب که ماه نبود دلتنگ بودم و امشب که در آسمان است با ستاره‌ها عشق بازی می‌کند باز هم دلتنگ شده‌ام. فردا هم بهانه ای دیگر... ولی دلتنگ تو بودن بهانه نمی‌خواهد. دلتنگی یعنی دور باشی ولبهای تشنه‌ام در حسرت نوشیدن جرعه‌ای از لبهایت به تَرَک بنشیند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Arman GarshasbiArman Garshasbi _ Bargard.mp3
زمان: حجم: 10.6M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ این روزها همه چیز پریشان است ! فکرهایم نوشته هایم تنها چیزی که سر جای خودش است موهایم است ! وقتی که دستهای تو نیست تا پریشانشان کند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
جلوی تاكسی نشسته بودم. راديو روشن بود و گوينده داشت به مناسبت هفته درختكاری از فوايد درخت می‌گفت. ياد درختی افتادم كه در حياط خانه قديمی‌مان بود؛ درختی كه رازی برای من داشت. روی تنه درخت قلبی كنده شده بود و زير آن اين نوشته بود: «تا ابد عاشق تو می‌مانم... مرداد ١٣١٤.» چه جمله عجيبی. هنوز بعد از اين همه سال دلم می‌خواهد بدانم كه در مرداد سال هزار و سيصد و چهارده زير آن درخت چه كسی اين جمله را براي چه كسی حك كرده است. كاش می‌دانستم كه سرنوشت عشق‌شان به كجا كشيده. كاش قصه زندگی نويسنده اين جمله را می‌دانستم. هشتاد و دو سال پيش دو نفر احساس كرده‌اند كه عشقي ابدی خواهند داشت و امروز من جلوی يك تاكسی نشسته بودم و به دو نفری كه نمی‌دانستم كيستند فكر می‌كردم... به قلبی كه روی تنه درخت مانده بود. روی تنه درخت‌ها نبايد چيزی نوشت؛ ولی با اين وسوسه چه می‌توان كرد كه نوشته‌ها روی تنه درختان باقی می‌مانند؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به من زنگ نزن به دیدنم بیا این تلفن لعنتی دکمه‌ی ندارد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
برای نوشیدن یک فنجان چای از پاییز از خیابان‌های پر برگ از کوچه‌های تنگ و تاریک از میدان‌های پرهیاهو از پله‌های نمور از اتاق‌های متروک گذشتند به فنجان چای رسیدند چای سرد شده بود! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
اتفاقی وارد زندگیم شدی غیرمنتظره عاشقم شدی ندونسته منم عاشقت شدم بی‌قید و شرط با تمام قلبت بهم عشق ورزیدی... وقتی باهات آشنا شدم احساس کردم بعد از چند سال سفر طولانی؛ بالاخره رسیدم خونه... من متعلق به تو هستم تا ابد... 🎬|Me Before You ▫️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh