eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را تا آب کند این دل یخ بسته ی ما را من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ست با گرمترین پرتو خورشید بیارا از دیده برآنم همه را جز تو برانم پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را من برکه ی آرام و تو پوینده نسیمی در یاب ز من لذت تسلیم و رضا را گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد آمد که کند شاد و دهد شور فضا را هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را می خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
لیلی وقتی که پاک می‌کنی خط چشم‌ات را دیوارهای این شب سنگین را درهم شکسته وای... که بیداد می‌کنی. وقتی که پاک می‌کنی خط چشم‌ات را در باغ‌های سبز تن‌ات شب را آزاد می‌کُنی لیلی! بی‌مرز باش. دیوار را ویران کن، خط را به حالِ خویش رها کُن، بی‌‌خط باش با من بیا...، همیشه‌ترین باش!! ✍️ شاعر: [ ۱۳۷۹ - ۱۳۰۸ ] ✔️ بخشی از شعرِ «من آبروی عشق‌ام» 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
همه ی زخم‌ها یک روز خوب می‌‌شوند. بعضی‌‌ها زود تر، بی‌ درد تر، بی‌ هیچ ردّی از بین می‌‌روند. یک روز صبح که لباس می‌‌پوشی متوجه می‌‌شوی اثری از آن نیست. متوجه می‌‌شوی خیلی‌ وقت است به آن فکر نکرده ای. یکروز دیگر آنجا نیست. بعضی‌ زخم‌ها عمیق ترند. ملتهبند. درد دارند. با هر لمسِ بی‌ هوا، سوزشی از زبری روی زخم شروع می‌‌شود، ریشه می‌‌زند به اعصاب دستانت، به اعصابِ زانوانت، به شقیقه ها، به ماهیچه‌های قلبت، به چشمانت، به کیسه‌های اشکی گوشه ی چشمانت. شب ها، به پهلوی راست می‌‌خوابی‌ و مواظبی زخمت سر باز نکند. روز‌ها روی آن را خوب می‌‌پوشانی. دلت نمی‌خواهد کسی‌ زخمت را ببیند. دلت نمی‌خواهد کسی‌ چیزی بپرسد. می‌‌دانی آنجاست، ولی‌ با همه درد و سوزشش دلت می‌خواهد فراموشش کنی‌. یکروز صبح که لباس می‌‌پوشی متوجه می‌‌شوی از زخم‌هایت تنها خط‌های کج و معوج صورتی رنگی‌ مانده و از درد‌هایت یک یادآوری محو از حسی که مدت‌ها گریبان گیرت بود و حالا دیگر نیست. دیگر نیازی به پنهان کردن هیچ چیزی نداری. از خانه بیرون می‌زنی‌. نفسی تازه میکنی‌. دیگر از خودت و زخم‌هایت نمی‌‌ترسی‌. از آدم‌هایی‌ که زخمی ات می‌‌کنند نمی‌‌ترسی‌. می‌دانی که همه ی زخم‌ها دیر یا زود خوب می‌‌شوند .... حتی آنهایی که از عزیزترین‌هایت خورده ای ✍️ 📚همه ی مادران به بهشت نمی‌‌روند/نشر ایجاز 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
کاش میدانستم،خواب ها تا کجا ادامه می یابند؟ یا بیداری از کجا شروع می شود؟ نمیدانم بودنت را باور کنم یا نبودنت را؟! کاش مزرعه ای از گل سرخ بود میان خواب و بیداری... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
شاید زمین آن سیاره‌ای نیست که ما در آن باید می‌زیستیم و از این رو، چیزی در ما همیشه پنهان می‌مانَد و به این زندگی برنمی‌گردد. از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم از چشم‌هایمان و همه چیزِ این خاک را کاویده‌ایم: ما به همراهِ آب و باد و خاک و آتش به این سیاره تبعید شده‌ایم و این‌جا زیباترین جا برای تنهایی‌ست. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Siavash QomeyshiSiavash Qomeyshi _ Yade Man Bash.mp3
زمان: حجم: 10M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ما همه‌ چیزمان را با خیالمان می‌سازیم؛‌ تا هست نمی‌بینیمش، وقتی از دست رفت، خاطره‌اش را ستاره باران می‌کنیم. ✍️ 📚 خانه‌ی ادریسی‌ها 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر ✍️ نوشتۀ 🎤 صداخوانی 🎶 آهنگساز 🎧 خواننده 🕊 ارائه شده در کانال بوی یلدا را می شنوی؟ انتهای خیابان آذر باز هم قرارِ عاشقانۀ پاییز و زمستان قراری طولانی به بلندای یک شب شب عشق بازیِ برگ و برف پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد! آسمان بغض می کند… می بارد... خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست دقیقه ای بیشتر مُهلت ماندن می دهد آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد دستی تکان می دهد قدمی برمی دارد سنگین و سرد کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز و... تمام می شود پاییز ای آبستن روزهای عاشقی رفتنت به خیر سفرت بی خطر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️🌸 هدیه ای یلدایی 😍🌸 تقدیم به نگاه زیبای شما _ لطفاً پذیرا باشید 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
‍ زمستان ست ، و هایی که معلوم نیست کی شب میشود ... را دزدیده اند انگار .... و کام مان را تلخ تر می کند این زمستان، وقتی شب از راه برسد ، چادرش را بر سرمان پهن کند ، و در میان تو نباشی .... قهوه ی تلخم تلخ تر از نبودن تو نیست ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh