eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
شاید زمین آن سیاره‌ای نیست که ما در آن باید می‌زیستیم و از این رو، چیزی در ما همیشه پنهان می‌مانَد و به این زندگی برنمی‌گردد. از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم از چشم‌هایمان و همه چیزِ این خاک را کاویده‌ایم: ما به همراهِ آب و باد و خاک و آتش به این سیاره تبعید شده‌ایم و این‌جا زیباترین جا برای تنهایی‌ست. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Siavash QomeyshiSiavash Qomeyshi _ Yade Man Bash.mp3
زمان: حجم: 10M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ما همه‌ چیزمان را با خیالمان می‌سازیم؛‌ تا هست نمی‌بینیمش، وقتی از دست رفت، خاطره‌اش را ستاره باران می‌کنیم. ✍️ 📚 خانه‌ی ادریسی‌ها 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر ✍️ نوشتۀ 🎤 صداخوانی 🎶 آهنگساز 🎧 خواننده 🕊 ارائه شده در کانال بوی یلدا را می شنوی؟ انتهای خیابان آذر باز هم قرارِ عاشقانۀ پاییز و زمستان قراری طولانی به بلندای یک شب شب عشق بازیِ برگ و برف پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد! آسمان بغض می کند… می بارد... خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست دقیقه ای بیشتر مُهلت ماندن می دهد آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد دستی تکان می دهد قدمی برمی دارد سنگین و سرد کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز و... تمام می شود پاییز ای آبستن روزهای عاشقی رفتنت به خیر سفرت بی خطر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️🌸 هدیه ای یلدایی 😍🌸 تقدیم به نگاه زیبای شما _ لطفاً پذیرا باشید 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
‍ زمستان ست ، و هایی که معلوم نیست کی شب میشود ... را دزدیده اند انگار .... و کام مان را تلخ تر می کند این زمستان، وقتی شب از راه برسد ، چادرش را بر سرمان پهن کند ، و در میان تو نباشی .... قهوه ی تلخم تلخ تر از نبودن تو نیست ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
تا چشم وا کردم به طوفان رفته بودی در غربت سرد خیابان رفته بودی با اولین باران پاییزی رسیدی با آخرین برف زمستان رفته بودی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
يکي را دوست دارم ولي افسوس او هرگز نميداند نگاهش ميکنم شايد بخواند از نگاه من که او را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نميداند به برگ گل نوشتم من تو را دوست مي دارم ولي افسوس او گل را به زلف کودکي آويخت تا او را بخنداند به مهتاب گفتم اي مهتاب سر راهت به کوي او سلام من رسان و گو تو را من دوست مي دارم ولي افسوس چون مهتاب به روي بسترش لغزيد يکي ابر سيه آمد که روي ماه تابان را بپوشانيد صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم ولي افسوس و صد افسوس زابر تيره برقي جست که قاصد را ميان ره بسوزانيد کنون وامانده از هر جا دگر با خود کنم نجوا يکي را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نميداند… ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
اعتراف میکنم که همیشه با ترس‌های عجیب و غریبی زیسته ‌ام. تمام لحظه‌هایی‌ که با تو بوده ام، از ترسِ لحظه خداحافظی بر خود لرزیده ام. هربار که به من نزدیکتر شدی و تظاهر به بازگو کردنِ مکنوناتِ قلبی ‌ات کردی، از ترسِ برملا شدنِ دروغی دیگر دچار تهوع شده ام. پس از هربار عشق ورزی، از فکرِ فاجعه ی رها شدن در بستری نفرین شده رعشه گرفته ام. و هربار که برای دیداری دوباره بهانه آوردی، هزاران بار ترسیده ام که نکند حتی سایه ‌ات از این خانه برود. محبوبِ من! با وجودِ تمام این ترس‌ها به دیدارت آمدم، زیرا برای روحِ سازگارِ من دیگر طاقتی نمانده بود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
شعر من باز به پایان نرسد از گریه... جگرم تا لب دندان نرسد از گریه! شهر تا خرخره سیگار شده! دودش کرد... مردی از کوچه به میدان نرسد از گریه دهن‌آلوده شدم جام جهان خالی بود! زوزه‌ی گرگ به کنعان نرسد از گریه... برگ من خسته‌تر از بازی این تقویم است! عمر این باغ به آبان نرسد از گریه.... من که مقتول خودم هستم و چاقو، خودکار قاتل خسته به زندان نرسد از گریه! "تن" تنهای من و هجمه‌ی "سر"گردانی... ته این کوچ به سامان نرسد! از گریه... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh