eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتى داريد در "همان جاده" مى‌رانید و "همان آهنگ" را با دیگری گوش می‌دهید، "همان غذا" را در "همان رستوران" با دیگری می‌خورید، "همان حرف" را با "همان لحن" در گوش دیگری زمزمه می‌کنید، عزیزانِ من، دارید به جنگ طبیعت می‌روید! دارید اکوسیستم عشق را برهم می‌زنید. دارید چوب لای چرخ جهان می‌گذارید، نگذارید. این‌همه دست بردیم در طبیعت، خاطر خاک و باد و ابر و باران را آشفتیم، بس است. خاطر خاطرخواهانِ جهان را مشوش نکنیم. راه‌ها و موسیقی‌ها و صداها و طعم‌ها و زمزمه‌ها را بگذاریم با یارِ رفته برود. برای خاطر یارها، برای خاطر یادها... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
قلبت معدن بزرگی‌ست و کارگران زیادی در آن مشغول کارند که قطعاتِ «دوست داشتن» را از آن استخراج می‌کنند. من اما بیل و کلنگم را گوشه‌ای انداخته‌ام دست از کار کشیده‌ام و به اعماق می‌روم، آنقدر عمیق که هیچ گروه نجاتی نتواند جنازه‌ی دفن شده‌ام را از این معدن بیرون بکشد... ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
زنها دوست داشتن مردها را درک می کنند، یعنی احساسش می کنند. مانند بو و طعم. با پوستشان درک می کنند، با چشمهایشان و گاهی بو می کنند ... هرچند دوست دارند آنرا از طریق گوشهایشان بشنوند ولی گاهی میشود فهمید که حال زنی خوب است، این دوست داشتن رسیده است به لایه های زیرین پوستش، رفته است درون قلبش. مرد حتی اگر نگوید ، این دوست داشتن می رسد به زیر پوست زن، ولی بهتر است برسد به گوش زن. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
کاری که چشم‌های تو با شعر کرد یک اتفاق ساده نبود .. تو آرام پایت را به شعر باز کردی و در واژه واژه‌اش معانی تازه‌ای از جنس عشق ریختی .. تو با چشم‌هایت در شعر کودتا کردی تا ارتش منظم کلماتِ من در شبِ انقلابِ مخملیِ نگاه تو در خود فرو پاشد.. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
تو را دوباره خواهم بوسید با همین لب‌هایی که قاطعانه می‌گویند: «تو را دوباره خواهم بوسید»، تو را دوباره خواهم بوسید و این‌بار طوری روی پا بلند خواهم شد که دیگر بازگشتم به زمین ممکن نباشد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
گاهی می‌خواهم بر تو غلبه کنم چون میوه‌ای برای پنهان کردن دانه‌اش گاه بر تو می‌پیچم چون باد و تو را از حرکت باز می‌دارم این وجود ناآرام من است که هر بار به شیوه‌ای حرف می‌زند ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
نامش برف بود... تنش برفی قلبش از برف و تپشش صدای چکیدن برف بر بام های کاهگلی... و من او را چون شاخه ای که زیر بهمن شکسته باشد دوست می داشتم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
عادت داشت نوک خودکار را بین لب‌هایش بگیرد. یک‌روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمام خودکارهایش را بوسیدم... وقتی بابا آمد خانه، ازم پرسید چرا لب‌هایم آبی شده؟ می‌خواستم بگویم برای اینکه او آبی می‌نویسد. همیشه آبی... ✍️ 📚 جزء از کل 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
می‌ گفت آدم‌ها گنجشک‌های حیاط پشتی‌ خانه تان نیستند که برایشان دانه بپاشی، به هر روز آمدنت عادتشان بدهی‌.... گاه و بیگاه روی پله‌ها بنشینی برایشان درد دل کنی‌ یا چشم‌هایت را ببندی و در خلسه ی مالیخولیایی خودت به جیک جیکشان گوش کنی‌. بعد یکروز حوصله‌ ‌ات سر برود. خسته از شلوغی، خسته از بودنشان ، راهت را بکشی بروی. آدم‌ها حتی مثل گنجشک‌ها نیاز به کیش کیش ندارند. می‌‌روند اما با دلی‌ شکسته... ✍️ 📚 همه مادران به بهشت نمى روند 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هر آدمی شاید در عمرش فقط یک بار می تواند کسی را به تمامی دوست بدارد تمامش را ... حتی تیرگی های روحش را بپرستد هر کسی شاید فقط یک بار، با یک آدم، پرنده می‌شود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Ehsan NazariEhsan Nazari _ Piraahan e Bitaab.mp3
زمان: حجم: 12M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ پيراهنت در باد تكان ميخورد، اين تنها پرچميست كه دوستش دارم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh