3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▫️ روزت مبارک بانو جان🙏🌹
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
خواب دیدم دنبال کسی میگردم.
و این اصلاً منصفانه نبود.
باید خودش را میدیدم.
باید دستانش را میگرفتم و در آغوش میکشیدمش.
باید چشمهایش را در سینهام پناه میدادم و
بوی موهایش میپیچید توی صورتم.
باید میبوسیدمش."
✍️ #حسین_دریابندی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
لا یمکن الفرار من البوسه های تو
انی عجیب عاشق لحن صدای تو
یا لیتنا کنار تو تا آخر الزمان
فی کل حال و قال انا مبتلای تو
من عاشقم گوزل گوزه گوزله گوز اولماسین
با هر زبان رسید غزل شد فدای تو
ای با کلاس، I love you دوست دارمت
انی احبک به جلال خدای تو
✍️ #محمد_میلانی_شاکر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
چشم های تو قهوه ی ترک است ابروانت هوای کردستان
خنده هایت کلوچه ی فومن گریه های تو چای لاهیجان
ساحل انزلی ست چشمانت موج ها آبروت را بردند
تن داغ تو ماسه ی دریاست توی گرمای ظهر تابستان
ای درخت مبارک نارنج تو چراغ محله ی مایی
مرد همسایه ی شما دزد است شاخه ات را برای من بتکان
مثل اخبار تازه می مانی که به چشم کسی نیامده ای
نکند ناگهان یکی برسد برساند تو را به گوش جهان
خبر قتل عام آدم ها صبح یک روز در مزارشریف
خبر یک تصادف خونین عصر یک روز جاده ی تهران
خبر دستگیری صدام مثل یک انفجار در بغداد
خبر دستگیری یک صرب توی شبه جزیزه ی بالکان
آن چنان تشنه ام اگر بدهند آب های مدیترانه کم است
خبر چند شاخه ی زیتون خبر انتفاضه و لبنان
مستی و می روی به جانب چپ، مستی و می روی به جانب راست
گاه مثل مقاله ای در شرق گاه چون سرمقاله ی کیهان!
ماه مرداد بی تو می گذرد حیف این هفت تیر خالی نیست
من خودم پیش پیش می میرم دیگر این قدر ماشه را نچکان
✍️ #آرش_پورعلیزاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
گفته بودی که دگر زلف پریشان نکنی
ماه را روز و شب چارده حیران نکنی
تو مگر قول ندادی ندهی مو به نسیم
دل عشاق به یک زلزله ویران نکنی
نذر کردی که نبندی بغل پنجره تا
شهر ویران مرا قمصر کاشان نکنی
مادر از بچگیم داد مرا بیم نزاع
رو برو کودک ما با صف مژگان نکنی
ای گران ناز چگونه دل تو می آید
مشتری آمده نازت کمی ارزان نکنی
هوس سیب نکن فصل انار است انار
پی این میوه مرا راهی لبنان نکنی
تو اگر در بلد کفر به مسجد بروی
این محال است که یک شهر مسلمان نکنی
با همان خنده ی داغت به خدا گرم شدم
خانه ی گرم مرا باز زمستان نکنی
چون ز یک قصه شدآغاز به خودم میگویم
تا تو باشی هوس خواندن رمان نکنی...
✍️ #سید_حجت_بحرالعلوم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
کجاها را به دنبالت بگردم... شهر خالی را...!؟
دلم انگار باور کرده آن عشق خیالی را
نسیمی نیست... ابری نیست... یعنی نیستی در شهر
تو در شهری اگر باران بگیرد این حوالی را
مرا در حسرت نارنجزارانت رها کردی
چراغان کن شبِ این عصرهای پرتقالی را
دل تنگ مرا با دکمه ی پیراهنت وا کن
رها کن از غم سنجاق... موهای شلالی را
اناری از لب دیوار باغت سرخ می خندد
بگیر از من... بگیر این دست های لاابالی را
شبی دست از سرم بردار و سر بر شانه ام بگذار
بکش بر سینه این دیوانه ی حالی به حالی را
نسیمی هست... ابری هست... اما نیستی در شهر
دلم بیهوده می گردد خیابان های خالی را...!
✍️ #اصغر_معاذی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
من اگر حوا شوم
اين بار طغيان ميکنم
سيب را از شاخه مي چينم
ولي تقديم شيطان ميکنم
گر بخواهد کس مرا بيرون براند زان بهشت
هر چه را دستم رسد
ويران ِ ويران ميکنم
دلبري ها ميکنم در کار آدم دم به دم
بي گمان او را به زور
همدست شيطان ميکنم
من که حوايم
به راه وسوسه يا سادگي
هرچه باشد کار خود بر خويش
آسان ميکنم
چون ميسر شد به کامم
راندن شيطان و مرد
آن بهشت تازه را
همچون گلستان ميکنم
هرچه را ديدم از آدم
من در اين خاک بلا
در بهشت دلکشم اين بار جبران ميکنم
حکم ميرانم
ازين پس بر زنان مهر و وفا
عاشقي را همدلي را
رسم اينان ميکنم
حال اگر آدم خيالش بود تا آدم شود
با خدا يک مشورت
در کار ايشان ميکنم
دست آخر اين بهشت
اما بدون هرکلک
هاي آدم گوش کن
من باز (عصيان ) میکنم...
✍️ #بتول_مبشری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم
که گیسوانت را یک به یک
شعری باید و ستایشی
دیگران
معشوق را مایملک خویش میپندارند
اما من
تنها میخواهم تماشایت کنم
در ایتالیا تو را مدوسا صدا میکنند
( به خاطر موهایت )
قلب من
آستانه ی گیسوانت را، یک به یک میشناسد
آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم میکنی
فراموشم مکن!
و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو
این سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آنکه، دریغشان مکنی
✍️ #پابلو_نرودا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
میتوانی حرف بزنی
برای هر کسی دست تکان دهی
دست بدهی به هر کس
که دوستت ندارد
به گنجشکها بیشتر از من فکر کنی
به من دورتر از مرگ
گوشیات پر از اسمهایی باشد که من نیستم
همیشه پس از صدایم عذر بیاوری
به جایم نیاوری هیچ وقت
بخندی که روبرویت نیستم
خط بزنی لبهایم را
از روزهایی که بوسیدهای
از من کنارتر بکشی
خودت را جمع کنی
پشت گوش بیاندازی حرفهایت را
موهایم را که توی صورتت بود
بالا بیاندازی قرصهای فراموشی مرا
آب را
و دکمههای همآغوشیام را
اصلاً فراموش کنی نوشیدنم را
مثل شیر مادرت حرامم کنی
توی چهارخانهای که پیراهن تو نیست
توی خانهای که
همخانهام نیستی!
✍️ #ناهید_عرجونی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh