مثل ستاره
پر از تازگی بودی و نور
و در دستت انگشتری بود از عشق
و پاکیزه مثل درختی
که از جنگل ابر برگشته باشد
سرآغاز تو
مثل یک غنچه سرشار پاکی
زمین روشنی تو را حدس می زد
تو بودی، هوا روشنی پخش می کرد
و من
هر گلی را که می دیدم از
دستهای تو آغاز می شد
و آبی که از بیشه ای دور می آمد آرام
بوی تو را داشت
من از ابتدای تو فهمیده بودم
که یک روز خورشید را خواهی آورد
دریغا تو رفتی!
هراسی ندارم
مهم نیست ای دوست
خدا دستهای تو را
منتشر کرد.
✍️ #سلمان_هراتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 به بهانه ی #دومین_دوسالانه_جایزه_ملی_غزل
▫️ «استاد حسین منزوی»
🔹 نام اثر #آهای_خبردار
✍️ شعر و اجرا #استاد_حسین_منزوی
.💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #آتش_عشق
✍️ شاعر #آرین_صادقی
🎤 صداخوانی #مازیار_مقدم
🎶 موسیقی متن #مجید_انتظامی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Maziar MoghadamMaziar Moghadam _ Atashe Eeshghe.mp3
زمان:
حجم:
8.5M
🔹 نام اثر #آتش_عشق
✍️ شاعر #آرین_صادقی
🎤 صداخوانی #مازیار_مقدم
🎶 موسیقی متن #مجید_انتظامی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
نیمه شب آواره و بی حس حال
در سرم سودای جامی بیزوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال،
دل بیاد آورد هنگام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت،
یک دو سال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را،
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را،
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود،
چون من از تکرار، او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او،
همنشین و، هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او،
ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی،
این چنین آغاز شد دلبستگی...
▪️ متن کامل شعر در پست بعدی👇
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
نیمه شب آواره و بی حس حال
در سرم سودای جامی بیزوال
پرسه ای آغاز کردیم در خیال،
دل بیاد آورد هنگام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت،
یک دو سال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را،
خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را،
آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود،
چون من از تکرار، او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او،
همنشین و، هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او،
ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی،
این چنین آغاز شد دلبستگی...
وای از شب زنده داری تا سحر،
وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زدنیا بی خبر،
دم به دم این عشق میشد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد،
گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش در عشق پا برجاست دل،
گر گشایی چشمِ دل زیباست دل
گر تو زورق بان شوی دریاست دل،
بی تو شام بی فرداست دل
دل زعشق روی تو حیران شده
در پی عشق تو سرگردان شده...
گفت در عشقت وفا دارم بدان،
من تو رو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان،
چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من،
با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده،
دل ز جادوی رخت افسون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده،
عالم از زیبایی ات مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش،
طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود،
بهر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود،
همچو عشق من هیچ گل، زیبا نبود
خوبی او شهره ی آفاق بود،
در نجابت، در نکویی پاک بود...
روزگار اما وفا با ما نداشت،
طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت،
بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس،
حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود،
در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود،
سهم من از عشق، جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست،
ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست،
این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رفت،
رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است،
خصم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد،
این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاضر به این قیمت نشد...
عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست،
با چنین تقدیر بد، تدبیر نیست
از غمش با دود دم همدم شدم،
باده نوش غصه او من شدم
مست مخمور و خراب از غم شدم،
ذره ذره آب گشتم، کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را،
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر،
بعد از این حتّی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر،
دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند،
بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود،
عشق دیرین گسسته تارو پود
گرچه آب رفته باز آید به رود،
ماهی بیچاره امّا مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است،
باش با او یاد تو ما را بس است...!
✍️ #آرین_صادقی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
گیسوانت زیر باران، عطر گندمزار... فکرش را بکن!
با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!
در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعد از سالها
بوسه و گریه، شکوه لحظه ی دیدار... فکرش را بکن!
سایه ها در هم گره، نور ملایم، استکان مشترک
خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!
ابر باشم تا که ماه نقره ای را در تنم پنهان کنم
دوست دارد دور هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!
خانه ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر
تکیه بر پشتی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!
از سماور دستهایت چای و از ایوان لبانت قند را...
بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!
اضطراب زنگ، رفتم واکنم در را، که پرتم میکنند
سایه ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!
ناگهان دیوانه خانه... و پرستاری که شکل تو نبود
قرص ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن!
✍️ #غلامرضا_سلیمانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 به بهانه ی #دومین_دوسالانه_جایزه_ملی_غزل
▫️ «استاد حسین منزوی»
🔹 نام اثر #خیال_خام
✍️ شاعر #استاد_حسین_منزوی
🎤 صدا خوانی #افسانه_بایگان «بازیگر»
.💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #باب_رجا
✍️ شاعر #سید_ناصر_ولایی
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Babol Raja.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
🔹 نام اثر #باب_رجا
✍️ شاعر #سید_ناصر_ولایی
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
عجب شهری ست نورانی پر از لطف خدا اینجا
همین شهری که باشد محضر اخت الرضا اینجا
بُوَد او دخت پیغمبر شبیه حضرت کوثر
به یُمنِ مَقدمش محفوظ باشد از بلا اینجا
نظیر کعبه دارد حُرمت و درچشم معصومان
خدا را بیت کعبه ، خانه ی آل عبا اینجا
به زیر گنبدش گردد دعاها مستجاب آری
برای مردمان باشد بحق باب رجاء اینجا
مدینه شهر پیغمبر، حبیب حضرت داور
بوَد در باغ معصومان گل خیر النسا اینجا
شفیعه در جزا باشد نظیر مادرش زهرا
درِ جنّت بود آری بیا ای آشنا اینجا
برای پنج تن دلتنگ هستی چشم خود بگشا
علی اینجا، حسین اینجا ، امام مجتبی اینجا
رسول الله آن والا،شهیده فاطمه زهرا
شوی پاک از گناهان گر، ببینی آن دو را اینجا
به زیر گنبد این بانوی معصومه باید گفت:
که از لطف خدا هرگز نگردد رد دعا اینجا
اگر خواهی شوی زائر برای چارده معصوم
شوی یکجا تو نائل بر تمام اولیا اینجا
زنخل باغ پیغمبر اگر کوتاه شد دستت
بیا در قم که باشد میوه ی باغ وِلا اینجا
علی و آل او باشند حبل الله بر مردم
بگیر از دامن معصومه با صدق و صفا اینجا
بُوَد مشهد نظیر مَروه از لطف خدا سرشار
بُوَد قم چون صفا دارد صفا همچون صفا اینجا
خدا گردد رضا از زائران جمله معصومان
به شرط آنکه معصومه شود از تو رضا اینجا
اگر چه قم نمکزار است اگر با نوح همراهی
ببینی گرکنی دقّت به کشتی ناخدا اینجا
چه زیبا گفت آن استاد در تعریف این وادی
"دوا اینجا شفا اینجا طبیب دردها اینجا"
▪️ ( کربلای معلی 3 آبان 1402)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌹
✅ 🔻رویداد هنری «مشقهای ناتمام» بمناسبت گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دانشآموز بمباران مدارس کوچه بینش در سال 1365
🔸 با حضور و خاطرهگویی و روایتگری دانشآموزان، رزمندگان و شاهدان واقعه تلخ بمباران دوم بهمنماه 1365
و
🔹رونمایی از آثار هنری تولید شده در حوزه هنری زنجان
📆 زمان: سهشنبه سوم بهمن ماه 1402 - ساعت 10 صبح
📌 مکان: کانون سهروردی واقع در خیابان فاتح
#حوزه_هنری_استان_زنجان
#مدارس_کوچه_بینش
#بمباران_کوچه_بینش
#دانشآموزان_کوچه_بینش
#همکلاسی
#زنجان_سال_65
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
▫️ نخستین کنگره ملی شعر
✨ «در انتظار مهدی (عج)»
▫️ توضیحات و نحوه ی ارسال اثر به دبیرخانه در پوستر قرار داده شده است.
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 به بهانه ی #دومین_دوسالانه_جایزه_ملی_غزل
▫️ «استاد حسین منزوی»
🔹 نام اثر #که_عشق_تویی
✍️ شعر و اجرا #استاد_حسین_منزوی
.💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh