قهوه تلخی به یاد تو سفارش می دهم
دل به آهنگ خیال انگیز دلکش می دهم
رفتی و با یاد جای بوسه هایت سالهاست
رد پای اشکهایم را نوازش می دهم
برگ خشکم، تا بچسبد پرسه های کوچه باغ
زیر پاهایت صدای زرد خش خش می دهم
من غریبی آشنایم با امید بودنت
چونکه ناچارم بمانم تن به سازش می دهم
من شبیه شیشه ی روی چراغ نفتی ام
آتشِ در سینه را زیبا نمایش می دهم
من اسیر غربتم ناچار در شهری غریب
چون تو هستی آشنایم تن به سازش می دهم
دلخوشم با یاد تو اینجا نمی فهمد کسی
که چرا این شعر ها را بی جهت کش می دهم
🖌 مصطفی هاشمی
🍁 @shernosh
در تمام شعرهایی که برای تو نبودند حضور داشته ای!
از درخت نوشتم و ریشه شدی!
از آسمان گفتم و باران شدی!
از آزادی نوشتم و وطن شدی!
از راه گفتم و سفر شدی!
مردم تو را در نوشته هایم یافته اند
می پرسند: تا چشم کار می کند عاشقی؟!
می گویم: مشق عشق نمی دانم!
می گویند: دل داده ای؟!
هراسان می شوم...
به صرافت می افتم...
با دو دلی پاسخ می دهم:
روزی در چشمانم خیره ماند
نامم را پرسید؛
تکان بال هایش رؤیایم را به هم ریخت...
قلمم به لب هایش خورد
سرخ شد...
از عشق نوشت!
رفت...
حیران می مانند!
بازمانده این گونه، عاشقانه، نمی ماند!
نمی آفریند!
نباید...!
_می دانم؛
تمام محبوب های جهان این گونه اند...
تو را به بی رحم ترین رنگ دنیا شبیه می کنند:
_منتظر _
🖌 آرزو یزدانی (رها)
🍁 @shernosh
دفترم را بسته ام! آری...
اینبار بر بسترم خواهم نوشت
شعر شهوت
شعر گناه
سیاه...
مست از شراب تنت...!
🖌 شیدا نواب
🍁 @shernosh
رقص تنت برایم هشتمین اعجوبه ی دنیا بود!
انحنای اندامت مرا
معادله ای تازه بود در هندسه...
لمس تنت
حس تازه ای بود
حواس را ششگانه کرد...
و بوی تنت
دنیایی نو بود مرا
دنیایی بالاتر از حس جنون...
و #زنانگی_ات
حکم تیر خلاص داشت بعد از اعدام هوس
🖌 وحید خانمُحمّدی
🍁 @shernosh
کابوس این شبهایم
صدای قهقه های توست
خنده هایی که روزی زنده میکردند مرا
امروز طنینش فوج عذاب است
به وقت عاشقی ها...
🖌 وحید خانمُحمّدی
🍁 @shernosh
Martik _ Mah.mp3
زمان:
حجم:
10.8M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای با صدای #مارتیک برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام.
🌸با تشکر از دوست عزیزمان جناب #مهدی_ندرلو امیدوارم مورد پسندتان قرار بگیرد.
❤️ #شما_فرستادید
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #ماه_در_میاد
🎤 خواننده #مارتیک
ماه درمیاد که چی بشه
میخواد عزیزِ کی بشه
ماه درمیاد چیکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
به جای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیقِ راهی
عجب حکایتی شده فکرِ تو عادتی شده
که از سرم نمیره
عجب روایتی شده عشقت عبادتی شده
خدا ازم نگیره
ماه درمیاد که چی بشه
میخواد عزیزِ کی بشه
ماه در میاد چی کار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمی دونه تو ماهی
تو که رفیقِ راهی
یه ماه می خواستم که دارم ای ماه شامِ تارم
تویی رفیق راهِ من ای غنچه ی بهارم
ماه در میاد که چی بشه
میخواد عزیز کی بشه
ماه در میاد چیکار کنه
باز آسمون رو تار کنه
نمی دونه تو هستی
بجای اون نشستی
نمیدونه تو ماهی
تو که رفیق راهی
🍁 @shernosh
مادري پیر مرا،
نکته ای زیبا گفت!
از بد دنیا گفت!
گفت طاووس مشو که به عیبت خیزند،
گر شوی شعله شمع، زیر پایت ریزند!
گفت: پروانه مشو، که به سرگردانی،
لای انگشت کتاب، سال ها می مانی!
نه زمین باش نه خاک، که تو را خوار کنند،
وانگهی ذهن تو را، پر ز مرداب کنند!
آسمان باش که خلق، به نگاهت بخرند!
وز پی دیدن تو، سر به بالا ببرند...
آسمان باش عزیز؛
ﮔﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍر!
ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺲ ﻛﻦ!
ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﮔﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﻲ ﺷِﻜﻮﻩ ﻛﻨﻲ!
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭼﺸﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺒﻴﻨﺪ، ﺍﺧﻢ ﺩﻟﺘﻨﮓِ ﺗﺮا!
ﻓﺮﺻﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺻﺮﻑ ﮔﻠﻪ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﺷﻮد!
ﺗﺎ ﺑﺠﻨﺒﻴﻢ ﺗﻤﺎﻡ است تمام است تمام...
🖌 لاادری
🍁 @shernosh
🔴 کفر...
خدایا تو بوسیدهای هیچگاه، لب سرخ فام زنی مست را؟
ز وسواس لرزید دندان تو، به پستان کالش زدی دست را
خدایا دلت خواست تا نیمه شب، به فنجان نافش بریزی شراب
لب خویش بر جام نافش نهی، بنوشی بدان سان که گردی به خواب
خدایا تو لرزیده ای هیچگاه به محراب گم رنگ چشمان او
شنیدی تو بانگ دل خویش را ز تاریکی سینهی تنگ او
خدایا شبی شد که مدهوش و مست، ره خانهی خویش را گم کنی
بکوبی در روسپی خانهها، به میخانهها سجده بر خم کنی
خدایا تو هیچ از زنی خواستی که تا صبح خوابد در آغوش تو
سحر مست برخیزی از بسترش،گناهش بود جمله بر دوش تو
خدایا شب تیرهی تیرماه گرفتهاست شهوت گریبان تو
کنی روی سوی خوابگاه زنی، تپد قلب و بر لب رسد جان تو
خدایا تو گرییده ای هیچگاه به دنبال تابوتهای سیاه
ز چشمان خاموش پاشیدهای به چشم کسی خون بجای نگاه
تو ای ایزد رانده از دردها، چه دانی که احساس و اندوه چیست
شبی گر بیایی به میخانهها، بگویی خدای شما کیست کیست؟
دریغا تو احساس اگر داشتی، دلت را چو من مفت میباختی
برای خود ای ایزد بی خدا، خدایی دگر نیز میساختی!
🖌 نصرت رحمانی
🍁 @shernosh
Reza Navidi _ To Kisti.mp3
زمان:
حجم:
10M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای کمتر شنیده شده از اشعار شاعر معاصر #فریدون_مشیری برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام که توسط خواننده ی جوان #رضا_نویدی اجرا شده است. امیدوارم مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #تو_کیستی
🎤 خواننده #رضا_نویدی
تو کیستی، که من اینگونه، بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی، که من از موج هر تبسّم تو
بسان قایق سرگشته، روی گردابم!
تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
کدام نشأه دویده است از تو در تن من؟
که ذرّه های وجودم تو را که می بینند،
به رقص می آیند،
سرود می خوانند!
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو:
به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟
تو را به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!
تو آرزوی بلندی و، دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جانِ من محروم
چراغِ چشم تو سبزست و راه من بسته است.
🍁 @shernosh
عینکی بودنِ او، راز ظریفی دارد...
شیر محبوس نباشد همه را خواهد کشت!
🖌علی خدابنده
🍁 @shernosh