eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Dariush EghbaliDariush Eghbali _ Paria.mp3
زمان: حجم: 2.5M
🔹 (پریا) 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ چه فرق می‌کند که این شعر از کجا آب می‌خورد شعر در پنجره‌ای‌ست که پشت آن دریاست باور کن ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
اصرار نکن... ما شدنِ ما شدنی نیست تردید نکن... این گره ها وا شدنی نیست این مثنوی حسرت و بغض و غم و آهم در دفتر اشعار دلت جا شدنی نیست صد ابر اگر تا ابد الدّهر ببارند این برکه ی قحطی زده، دریا شدنی نیست در فرش غزل نقش تو را بافته ام تا این فاصله را پر کنم... اما شدنی نیست کم وعده بده... موعد انگور گذشته است این غوره ی هجر است که حلوا شدنی نیست دلبسته ی مویی شده ام... سرنخ این عشق در خرمن گیسوی تو پیدا شدنی نیست من دُور تو می گردم و می گردم و این دُور هر چند محال است... ولی ناشدنی نیست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
درین محاکمه تفهیم اتهامم کن سپس به بوسه ی کارآمدی تمامم کن اگرچه تیغ زمانه نکرد آرامم، تو با سیاست ابروی خویش رامم کن به اشتیاق تو جمعیتی‌ست در دل من بگیر تنگ در آغوش و قتل عامم کن شهید نیستم اما تو کوچه ی خود را به پاس این همه سرگشتگی به نامم کن شراب کهنه چرا؟ خون تازه آوردم... اگر که باب دلت نیستم حرامم کن لبم به جان نرسید و رسید جان به لبم تو مرحمت کن و با بوسه ای تمامم کن ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
پیشانی‌ام را می‌بوسی و قسم می‌خوری آخرین زنی هستم که دوستش خواهی داشت می‌گویی این‌بار که برگشتم برایت کلبه‌ای می‌سازم بر لب رودخانه‌ای دور روزها به شکار آهوان کوهی می‌روم و از درز سنگ‌های سخت گل‌های نایابی را می‌چینم که تو دوست داری به موهایت بیاویزی می‌گویی بخند تمام می‌شود این جنگ! باور می‌کنم حرف‌هایت را همان‌طور که هزار بار دیگر باور کرده بودم دریغ اما آخرین عشق همان‌قدر ناممکن است که آخرین گلوله! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
حرفی بزن! چیزی بگو! بگذار جهان در همهمه ی حرفهایمان بیدار شود و سکوت مرگبار زمان از تکرّری‌ بی پایان نجات یابد دستانت را به خوش خیالی فصل هایی ‌بسپار که در تکثیر نور آلاله هایی سرخ را به بار می‌ آورَد و نگاهت را آنگونه در عمق تاریخ برویان که از اوراق کهنه ی به ‌گِل نشسته اش طعم آزادی بر گلوگاه تشنه مان جاری شود همپای من باش! هم شانه‌ با خستگی‌هایم و‌ همسفر در مسیری که از هجوم وحشی سایه ها تاریک مانده است... نگاه‌ کن! ما تشنه ایم و جهان در انتظار عدالت باران بیدار‌ گشته است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
می خواستم ببوسمت، ايمان نمی‌گذاشت ترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌گذاشت می‌خواستم بغل کُنمت تنگ و تنگ‌تر امّا لهیب شعله‌ی سوزان نمی‌گذاشت باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر اعجاز توی طرز نگاهت نمی‌گذاشت یا سیبِ گونه‌های تو را کال می کشید یا در دهانم این همه دندان نمی‌گذاشت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Sina HejaziSina Hejazi _ Mariz.mp3
زمان: حجم: 6.9M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به او رسیدم و گفتم: «تمام شد غربت» به خنده گفت: «که این ابتدای تنهایی‌ست» ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Maziar MoghadamMaziar Moghadam _ Zahre Hasrat.mp3
زمان: حجم: 11.9M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال سینه می سوزانی ای دل، چو می آغازی سخن بس کن این شب ناله ها را، از چه خواهی رنج من؟ جرم و تقصیر از تو بود، از یار دیرین بد نگو هر چه کرد آن یار شیرین باتو ناز شصت او هرزه گی کردی، سزای هرزه گی رسوایی است حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است ▪️ متن کامل شعر در پست بعدی 👇👇 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
☘️ متن کامل شعر 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال سینه می سوزانی ای دل، چو می آغازی سخن بس کن این شب ناله ها را، از چه خواهی رنج من؟ جرم و تقصیر از تو بود، از یار دیرین بد نگو هر چه کرد آن یار شیرین باتو ناز شصت او هرزه گی کردی، سزای هرزه گی رسوایی است حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است از بهشت وصل جانان، دوزخ غم ساختی سینه ی رنجور من در التهاب انداختی در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی پرنیان بنهادی و بار کتان برداشتی ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست وصف گلرویان شنیدی پا ز سر نشناختی عیش نااهلان گزیدی تا گل خود باختی در پس و پیشت گل خوش عطر و بو بسیار بود آن گلی گز جور تو پژمرده می شد یار بود همچو شاهین بر ستیغ قله ها پر می زدی مسخ موشی گشتی و از قله پایین آمدی با همه خردی ز تو آرامش و شادی ربود آنکه پایینت کشید از قله ها نفس تو بود بر خم بیراه از خود پشت پا خوردی دریغ رفت عمری و ندیدی از کجا خوردی دریغ هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیست هر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیست یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی در میان باده نوشان؛ اعتباری داشتی از گذر ها می گذشتی خیره سر هنگامه جو روز و شب با یار یکدل می نشستی رو به رو حالیا! بی های و هویی، آن سرافرازی چه شد؟ یار را بازی گرفتی، آخر بازی چه شد؟ این زمان دیگر سر تو با گریبان آشناست هر دلی ارزان فروشد یار، او را این سزاست اعتبار هر دلی در خوبیِ دلدار اوست آبروی هر کسی در آبروی یار اوست گفته بودم با تو رسم عاشقی اینگونه نیست پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گی ست گفته بودم با تو ای دیوانه بس کن سرکشی بس نکردی سرکشی، اکنون اسیر آتشی شب سحر شد بامداد آمد تو می نالی هنوز نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نمایش رادیویی ▪️ در دو قسمت 🔹 🎙 (راوی) 🎙 (شازده‌کوچولو) 🎙 (جغرافی‌دان) 🎙 (روباه) 🎙 (پادشاه) 🎙 (تاجر) 🎙 (خودپسند) 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh