مرا تا كی ز هجرانت بسوزد جان به تنهایی
چه شد ای جان شیرینم كه یك ساعت نمیآیی
جهان شد تیره دور از تو بیا ای مونس جانم
كه چون خورشید عالم را به یك پرتو بیارایی
به رویت جان بر افشاندن ز من شاید كه مشتاقم
به غمزه بی دلان كشتن تو را زیبد كه زیبایی
چه بیم از آتش سوزان خیالت با من ار سازد
چه سود از روضه ی رضوان اگر دیدار بنمایی
نقاب شب به روی خود كشد خورشید از خجلت
تو ای ماه ملك سیما چو از رخ پرده بگشایی
شدم خاك وهنوز از جان هوای دوست می ورزم
ندارم حاصل از گیتی به غیر از باده پیمایی
به امید وصال او تسلی می دهم دل را
ولی تا وصل درمانم تو ای عمرم نمی پایی
چو آمد باده ی صافی چه جای زهد ای صوفی
چو باشد یار من ساقی كجا باشد شكیبایی
جنون عشق پوشیدن حسین اكنون نمی یارد
چو طاقت طاق شد دل را بر آرد سر به شیدایی.
✍️ منصوب به #حسین_منصور_حلاج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا
تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟
شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
خانهآرایی نمیآید ز من همچون حباب
موج بیپروای دریای حقیقت کن مرا
استخوانم سرمه شد از کوچه گردیهای حرص
خانه دار گوشه ی چشم قناعت کن مرا
چند باشد شمع من بازیچه ی دست فنا؟
زنده ی جاوید از دست حمایت کن مرا
خشک بر جا ماندهام چون گوهر از افسردگی
آتشین رفتار چون اشک ندامت کن مرا
گرچه در صحبت همان در گوشهٔ تنهاییم
از فراموشان امن آباد عزلت کن مرا
از خیالت در دل شبها اگر غافل شوم
تا قیامت سنگسار از خواب غفلت کن مرا
در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من
مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا
از فضولیهای خود صائب خجالت میکشم
من که باشم تا کنم تلقین که رحمت کن مرا؟
✍️ #صائب_تبریزی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
چه ساده لوح اند آنان که می پندارند
عکس تو رابه دیوار های خانه ام آویخته ام
و نمی دانند که من دیوار های خانه ام را به عکس تو آویخته ام!
✍️ #شمس_لنگرودی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
شعر های بلند را دوست ندارم
در آنها
همیشه تو را گم می کنم
✍️ #نسرین_فخیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
مردان بسیاری را دیده ام که
به ضرب بوسه از پای در آمده اند...
و هنوز هم رژهای سرخ
سلاح گرم محسوب نمی شوند!
✍️ #هانی_محمدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بیرون زِ تو نیست
آنچه می خواسته ام...
فهرستِ تمامِ آرزوهای منی...!
✍️ #شفیعی_کدکنی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
"دوستت دارم"
در زبان مردان شکلهای مختلفی دارد...
بعضیها با یک شاخه گل...
بعضیها با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ...
برخی با بوسهای آتشین در نیمههای شب...
عدهای با گفتن: "خانم، آستینم را تا میزنی ؟"
اما...
فقط تعداد اندکی از آنها
بجای گفتن دوستت دارم...
برای معشوقه شان شعر میسرایند؛
با این تفاوت،
که میخواهند،
تمام دنیا از این دوست داشتن
با خبر شوند...!
✍️ #هادی_نبی_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
دیروز
كودكی در امتداد
كوچههای
بی كسی این شهر،
دست تمنایی
به سویم دراز كرد
خالی تر از تمامی
آرزوهای كودكانه...
دنیا عوض شده است
كودكان به دنبال ناناند
بزرگ ها به دنبال عشق.
✍️ #زینا_بیتا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
آيا گلوله ها
اجازهی لبخند میدهند؟
گلولهها،
اجازه ی بوسه می دهند؟
ما درميانهی جنگ،
عاشق شديم؛
بين دو نيم نگاه...
بين دو دستور تيرباران...
✍️ #الياس_علوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هر بار که با دلم می جنگم
تو برنده می شوی،
جهان
جای خوبی
برای عاشقانه زیستن نیست
این حرف را اما
با هیچ گلوله ای نمی شود
در مغز دل فرو کرد!
می میرد اما
باور نمی کند!
✍️ #رویا_شاه_حسین_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
امشب دریای وجود تو
چه طوفانی است
موج سوار احساس تو هستم
از بلندترین قله موج تنت
غرقم کن...
درآرامترین...
آب وجودت!!
✍️ #بتول_عباسی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh