گفتم مرا هم ببر
جای زیادی نمی گیرم
گوشه چمدانت،
توی جیب کتت،
نه...
اصلاً فقط نامم را بنویس
گوشه یکی از کتاب هایی که هرگز نمی خوانیش...
✍️ #نیلوفر_لاری_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بعد از سالها
اتفاقى،
دقيقاً آنجا كه جانَم به لب رسيده بود تا فراموشش كنم،
ديدَمَش...
همانجايی كه پاتوقِ تمامِ عاشقانه هايمان بود!
دست در دستِ مردى كه عجيب شبيه من؛
مدلِ عينكش
موهايش
لباس پوشيدنش
لبخندش
راه رفتنش...
هر دو خشكمان زد
زمان گير كرده بود و انگار عقربه ها
هم باورشان نمی شد اين اتفاق را...
يك دستش را همسرش قفل كرده بود و
دستِ ديگرش را پسرى كه شيرين ترين بچه ى دنيا بود!
نشستند ميزِ پشتِ سرم
اين عجيب ترين فاصله اى بود كه در عينِ نزديكى داشتيم
اسم من را صدا زد!
برگشتم
اما...
پسرش جوابش را داد...
✍️ #علی_قاضی_نظام
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
در من اُستان هایی ست
که سخت حالشان خراب است
سفرهای استانی ات کی آغاز می شود
وعده های آبدار؟!
آباد که نمی کنی...
لااقل برای یادگار
کُلنگی بزن و برو!
✍️ #رضا_محبی_راد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
زن های زیادی
شبیه تو
لبخند میزنند
راه می روند
حرف می زنند
اما
هیچ زنی
شبیه تو
در شعر های من نمی رقصد...
✍️ #محسن_حسینخانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
گیسوهایت
ادامه ی شعرهای بلند جهانند
که وقتی بر صورتت می افتند
لب هایت
این شکوفه های گیلاس
مزه ی دوستت دارم می گیرند...
✍️ #داریوش_حسن_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
نمی دانم
نور از آفتاب است
یا از تو
فقط می دانم
صبح بخیر هایت
دنیای مرا نورانی می کند.
✍️#لیلا_صابری_منش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
باید عاشق شد و خواند
باید اندیشهکنان پنجره را بست
و نشست
پشت دیوار کسی میگذرد،
میخواند:
باید عاشق شد و رفت...
✍️ #حمید_مصدق
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
اگر میدانستی که درد من
برای دوست داشتن تو چه عمقی دارد
و اشتیاق من برای امیدوار بودن
در آن ساعت پرثمر
هنگامی که وارد دنیای تو میشوم
در خلسهای عمیق
همهچیز در نظرم فرو میریزد.
اگر میدانستی اشکهای تلخ
تا چه حد زلال هستند
و نیایشی تازه
در شبهای روشن
که نبودِ دردناک تو
هر آن به یادم میآورد
عهدی که قلبت بسته است.
اگر میدانستی این نبودِ وصفناپذیر
تا چه حد دردناک است
و این حضورِ نامرئی
که خود را همچون تیری به سمت آن پرت میکنم
در جستجوی تو
دنیای تو را با تصویری از رویایم باز میسازم.
✍️ #داریوش_شایگان
📚 #از_کران_به_کران_از_دریا_با_دریا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
محبوب من...!
سر به کجا بگذارم که یاد شما
در آنجا نباشد...؟
کدام هوا را تنفس کنم که هوای شما نباشد...؟
در کدام غروب نقشی از صورت شما نیست...
کدام خورشید در نگاه شما طلوع نمیکند...
کجا بروم که شما آنجا نباشید...
گیلاسهای باغچهی خانهی پدریام
هنوز به خاطر شما میرسند
و سیبها به خاطر شما سرخ میشوند...
✍️ #محمد_صالح_علاء
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
درس زیاد میخواندم و هر جایی که برایم مهم بود
با یک مداد زیرش خط میکشیدم!
"قانون اول نیوتن"، همیشه یکی از سوالهای امتحانی بود!
قانون جاذبه هم...
گفتم جاذبه یاد چشمهای مادرم افتادم،
یاد چشمهای بی بی ، یاد چشمهای تو...
و چشم عضو مهمیست!!
اگر نه زنها اینقدر با دقت و
رو به آینه زیرش با مداد خط نمیکشیدند!
✍️ #حمید_جدیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
زمانی که رادیو به بازار آمد
خیلیها گفتند که دیگر هیچکس تنها نخواهد بود
زیرا همیشه و همهجا چیزی هست که با انسان سخن بگوید.
آنچه نمیدانستند این بود که
آدمی برای پیروزی بر تنهایی...
به کسی برای گوش سپردن نیاز دارد،
نه به کسی برای سخن گفتن.
✍️ #امیرعلی_بنی_اسدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تا زنده ای
در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئولی!
مسئولی در برابر غم هایش...
در برابر اشکهایش...
در برابر تنهایی اش...
اگر روزی فراموش کنی
دنیا به یادت خواهد آورد...
✍️ #خسرو_شکیبایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh