به تو فکر می کنم
به خانه نداشته مان
به فنجان های دست نخورده روی میز
به قهوه هایی که سرد می شود
به بوسه هایی که بیات شده اند
و به انحنای گردن تا شانه ات
که جای خالی مرا فریاد می زند...
✍️ #غزال_استوارنیا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
من و تو
در کوله هایمان
برای درمان زخم دلتنگی،
آغوش داشتیم
بوسه داشتیم
و
دوستت دارم!
اما در نهایت
بی رحمانه سکوت را انتخاب کردیم
"برای همیشه"...
✍️ #سحر_رستگار
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
Ali PormehrAli Pormehr _ San'a Goura'h.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
🔹 #سنه_گوره (ترکی آذربایجانی)
🔸 #علی_پرمهر
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
گفتی :
چه کسی؟
در چه خیالی؟
به کجایی؟
بی تاب توأم!
محو توأم !
خانه خرأبم !
✍️ #بیدل_دهلوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
آفتاب را به من بسپار
و فرداها را به دست هایم
دیروز ها را در جیب هایم بریز
و به این حرفهای سرد و وارونه ی مردم
فکر نکن
هوا آن قدرها هم بد نیست
برای تو
و برای دوست داشتن
همیشه صبح است...
✍️ #رضا_باقری_فرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
نفس کشیدمت عمیق،
همچون هوای اول صبح!
همانقدر پاک ، همان قدر دلنشین
نگاهت کردم دقیق!
همچون تابلویی بی نقص!
همانقدر زیبا! همان قدر ظریف
گویی بعد از دیدنت ، نفس کشیدنت
لحظه ، لحظه ات را از خودت
گرفته باشم
همانقدر خودخواه،
همانقدر مجنون
✍️ #زهرا_مصلح
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
شعر که شدی لمست می کنم
و نت به نت می نوازمت
آواز می شوی و از چشم هایم می باری
شعر که شدی حبست می کنم
میان سینه ام
در سلول کوچکی که فقط جای توست
شعر که شدی
تا دهان به دهان نچرخی
و فقط برای من بمانی
شعر که شدی...
بوی رفتن نده
فقط از عشق بگو
که رفتنت مرگ
و ماندنت خود زندگی ست...
✍️ #سجاد_بیرامی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بیا شلوغش کنیم
آنقدر که دنیا در هم بریزد
بعد تو دستِ مرا بگیر
مرا ببر جایی دور
جایی که ایمانِ من به تو
ایمانِ تو به من
و ایمانِ ما به عشق
گم نشود
میانِ هفت رنگیِ روزگار
✍️ #عادل_دانتیسم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هر شب
من و مهتاب با بوسه
بدرقه ات می کنیم تا خواب!
بخواب ای
شُکوه هر شعر و شیدایی!
بخواب ای
دلیل آفتاب و هر روشنایی!
بخواب که فردا، زندگی
با چرخشِ چشمان تو
آغاز خواهد شد...!
✍️ #مینا_آقازاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هیچ احساسی ندارم
اما تو باور مکن که همیشه این گونه ام!
من با تو شب هایی دارم
که تا صبح
در آغوش هم تنگ می چسبیم و
می غلتیم و
در هم می رقصیم .
و
صبح هنگام
به نماز می ایستیم بی وضو
به شکرانه ی شب هایی که می گذرد با هم
و روزهایی که می گذرد بی هم
✍️ #آرش_برزگر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
یکی از همین روزها
تقویم را بهم می ریزم!
دلتنگی ام را می دهم باد ببرد،
پیچکی میشوم بر دست های عاشق تو
و دیگر
هیچ غروبی
غروب جمعه نیست.
✍️ #معصومه_صابر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
چه انتظار شیرینی ست
شنیدن دوستت دارم های خشکیده
بر لبهای تَرک خورده تو
جبران دلتنگی های شبانه مردی باشد
که پیراهنش را به عطر تو آویخته
و صبح
خورشید را در جیبش پنهان کرده
آنگاه که روبروی تو
در سایه ات نشسته ام
و تو خیره بدنبال آفتاب
با دستهایت
خورشید را از جیبم کنار می زنی
بر من می تابی
پیراهنت؛ پیراهنم می شود
و چهارخانه اش
چهار در بهشت بر من جا می گذارد
دگمه هایش را می بندی
و اینگونه
مرا درون دوست داشتنت حبس می کنی...
✍️ #آرش_برزگر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh