آفتاب را به من بسپار
و فرداها را به دست هایم
دیروز ها را در جیب هایم بریز
و به این حرفهای سرد و وارونه ی مردم
فکر نکن
هوا آن قدرها هم بد نیست
برای تو
و برای دوست داشتن
همیشه صبح است...
✍️ #رضا_باقری_فرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
نفس کشیدمت عمیق،
همچون هوای اول صبح!
همانقدر پاک ، همان قدر دلنشین
نگاهت کردم دقیق!
همچون تابلویی بی نقص!
همانقدر زیبا! همان قدر ظریف
گویی بعد از دیدنت ، نفس کشیدنت
لحظه ، لحظه ات را از خودت
گرفته باشم
همانقدر خودخواه،
همانقدر مجنون
✍️ #زهرا_مصلح
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
شعر که شدی لمست می کنم
و نت به نت می نوازمت
آواز می شوی و از چشم هایم می باری
شعر که شدی حبست می کنم
میان سینه ام
در سلول کوچکی که فقط جای توست
شعر که شدی
تا دهان به دهان نچرخی
و فقط برای من بمانی
شعر که شدی...
بوی رفتن نده
فقط از عشق بگو
که رفتنت مرگ
و ماندنت خود زندگی ست...
✍️ #سجاد_بیرامی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بیا شلوغش کنیم
آنقدر که دنیا در هم بریزد
بعد تو دستِ مرا بگیر
مرا ببر جایی دور
جایی که ایمانِ من به تو
ایمانِ تو به من
و ایمانِ ما به عشق
گم نشود
میانِ هفت رنگیِ روزگار
✍️ #عادل_دانتیسم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هر شب
من و مهتاب با بوسه
بدرقه ات می کنیم تا خواب!
بخواب ای
شُکوه هر شعر و شیدایی!
بخواب ای
دلیل آفتاب و هر روشنایی!
بخواب که فردا، زندگی
با چرخشِ چشمان تو
آغاز خواهد شد...!
✍️ #مینا_آقازاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هیچ احساسی ندارم
اما تو باور مکن که همیشه این گونه ام!
من با تو شب هایی دارم
که تا صبح
در آغوش هم تنگ می چسبیم و
می غلتیم و
در هم می رقصیم .
و
صبح هنگام
به نماز می ایستیم بی وضو
به شکرانه ی شب هایی که می گذرد با هم
و روزهایی که می گذرد بی هم
✍️ #آرش_برزگر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
یکی از همین روزها
تقویم را بهم می ریزم!
دلتنگی ام را می دهم باد ببرد،
پیچکی میشوم بر دست های عاشق تو
و دیگر
هیچ غروبی
غروب جمعه نیست.
✍️ #معصومه_صابر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
چه انتظار شیرینی ست
شنیدن دوستت دارم های خشکیده
بر لبهای تَرک خورده تو
جبران دلتنگی های شبانه مردی باشد
که پیراهنش را به عطر تو آویخته
و صبح
خورشید را در جیبش پنهان کرده
آنگاه که روبروی تو
در سایه ات نشسته ام
و تو خیره بدنبال آفتاب
با دستهایت
خورشید را از جیبم کنار می زنی
بر من می تابی
پیراهنت؛ پیراهنم می شود
و چهارخانه اش
چهار در بهشت بر من جا می گذارد
دگمه هایش را می بندی
و اینگونه
مرا درون دوست داشتنت حبس می کنی...
✍️ #آرش_برزگر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
رنگ سرخ
می تواند بنشیند بر درخت انار
لب های تو
یا پیراهنِ پاره پارۀ یک سرباز
هیچ اتفاقی نمی افتد
ما عادت داریم
ندیده ای همان انگشت که ماه را نشان می داد
ماشه را کشید؟
ندیده ای که از تمام آدم برفی ها
تنها، لکه ای آب مانده بر زمین؟
دود، فقط نام های مختلفی دارد
وگرنه سیگار من و خانه های خرمشهر
هر دو به آسمان رفتند...
✍️ #گروس_عبدالملکیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هر روز، ميليونها نفر در سراسر جهان
در خط مقدم تنهايىشان،
با خاطراتِ خود مىجنگند
و كشته مىشوند...!
جنگهايى كه در آنها،
پاى هيتلر و روزولت و موسولينى در ميان نيست.
رسانهها اخبارشان را پوشش نمىدهند.
خونى نمىريزد.
خانهاى خراب نمىشود
و نواميسِ ملت به تاراج نمىروند!
آنچه رخ مىدهد:
سيگارى است كه دود مىشود و
انسانى كه رو به زوال مىرود...!
✍️ #معين_معين_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
گدازهی لبهات
گذارِ ناگزیرِ من است
از گذرگاهِ تاریکِ تاریخِ پرهیز
تا روشنای شعلهسارِ دروازههای دوزخینآغوشِ تو
گریزِ من همه از خامیِ نقابهای سبزِ تکراریست
به ترجیحِ سیاهعزای سوختنِ خویش
شرارِ بوسهات را پیش آر
تو ای اعجازِ آتش
خستهام از گلستانِ پرفریب
عاشقانه درمیآمیزم با لهیب
میبوسمت...
✍️ #پوریا_اشتری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
اگر زني را نيافته اي كه با رفتنش نابود شوي،
تمام زندگيت را باخته اي!
اين را مني مي گويم كه روز هايم را
زني با خود برده است جايي دور،
پيچيده دورِ گيسوانش،
آويخته بر گردن،
سنجاق كرده رويِ سينه يا ريخته پايِ گلدان هايش...
باقي را هم گذاشته توي كمد،
براي روزِ مبادا...
✍️ #رضا_ولی_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh