eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
نخستين سفرم با اسبي آغاز شد - که در جيبم جاي مي گرفت - از اتاق تا بالکن. سفر کوتاهي بود اما من درياها را پشت سر گذاشتم شهر هاي پر ستاره را از ابتداي جهان تا انتهاي جهان رفتم و اين سفر تنها سفر بي خطر من بود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
بگو بعد از این حافظه‌ی انگشتانت را در چین و شکن موهای چه کسی به باد می‌دهی تا فراموشم کنی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
سال‌ها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه‌ها می‌خواهی صبح تا نیمه‌ی شب منتظری همه جا می‌نگری گاه با ماه سخن می‌گویی گاه با رهگذران خبر گمشده‌ای می‌جویی راستی گمشده‌ات کیست؟ کجاست؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
خیلی وقت ها عجیب دلم می خواهد ماهی کوچکی بودم با چند ثانیه حافظه! از این سر تنگ که می رفتم یک وجب آنطرف تر یادم نبود از کجا آمده ام. ماهی ها خوشبختند شاید... دلتنگ نمی شوند دیگر!؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
من تنها نامی سه حرفی‌ام ؛ بی هیچ شباهتی به شما و تو یک حرف بیشتر، چیزی شبیه بهشت... معجزه معجزه است که گاهی در خواب اتفاق می‌افتد گاهی در بیداری اینجا دریا نیست فقط صدای مرا از رادیو دریا می‌شنوید سرم را بر می‌دارم و چشمانم را می‌بندم چه فرق می‌کند که این شعر از کجا آب می‌خورد شعر در پنجره‌ای‌ست که پشت آن دریاست باور کن... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
... و عشق لبخندِ توست از فرسنگ‏ها دورتر؛ آن‌گاه که نگاهت فاصله‏ ها را در گوشم نجوا می‏ کرد و من تو را خواستم؛ حتّی با همین فاصله ‏های بینمان... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
محبوب من! بیا دست مرا بگیر و مرا بیرون بکش! از کافه‌های دود و نیشخند از گلوی شب‌ها از گِل و لای روزها من پراکنده شده‌ام بیا مرا جمع کن از کوچه و خیابان بیا مرا جمع کن از دیگران! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
به تو فکر می کنم که چطور خوب بودنت رنجِ دنیا را برایم قابل تحمل کرده است، و مرا با تمام کاستی هایم کنارِ مهربانی ات نگه داشته ای... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
زخمی اگر بر قلبت بنشیند، نه می‌توانی زخم را از قلبت واکنی، نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی! زخم تکه‌ای از قلب توست، زخم و قلبت یکی هستند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
آيا مايليد با من ميان اين همه هم‌همه... دمی، دقيقه‌ای لااقل از بوی بوسه يا باران سخن بگوييد؟ می‌گويند: در اين دقايقِ دانا آدمی از علاقه به آدمی، آوازهای آينه را می‌فهمد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
در خانه‌ی کوچکم خدای کوچکی دارم زیباتر از تمام خدایان پیشتر مهربانتر از باران،یا نه! کمی بیشتر در خانه‌ی کوچکم خدای کوچکی دارم نه از بهشت مرا می‌راند به بهانه‌ی سیب نه در دوزخ مرا می‌سوزاند به جرم عشق در خانه‌ی کوچکم که خدای کوچکی در آن ساکن است عبادت گفتنِ دوستت دارم نیایش خواندن شعر و سعادت لمس دست‌های اوست در خانه‌ی کوچکم من و خدای زیبایم در یک‌پیراهن آبی هم آغوشیم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دوباره به من دروغ بگو بگو که رویاهایت میان مرگ و من پرسه نمی‌زند تنت را چندبار خلاصه کرده‌ای میان تن آب و طناب؟ چندبار مرد شده‌ای به مرگ فکر کرده‌ای چندبار به من به پیراهنم که نباشد؟ دروغ بگو قهرمان مگر یک مرد چقدر می‌تواند راست بگوید!؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh