eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
زخمی اگر بر قلبت بنشیند، نه می‌توانی زخم را از قلبت واکنی، نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی! زخم تکه‌ای از قلب توست، زخم و قلبت یکی هستند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
آيا مايليد با من ميان اين همه هم‌همه... دمی، دقيقه‌ای لااقل از بوی بوسه يا باران سخن بگوييد؟ می‌گويند: در اين دقايقِ دانا آدمی از علاقه به آدمی، آوازهای آينه را می‌فهمد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
در خانه‌ی کوچکم خدای کوچکی دارم زیباتر از تمام خدایان پیشتر مهربانتر از باران،یا نه! کمی بیشتر در خانه‌ی کوچکم خدای کوچکی دارم نه از بهشت مرا می‌راند به بهانه‌ی سیب نه در دوزخ مرا می‌سوزاند به جرم عشق در خانه‌ی کوچکم که خدای کوچکی در آن ساکن است عبادت گفتنِ دوستت دارم نیایش خواندن شعر و سعادت لمس دست‌های اوست در خانه‌ی کوچکم من و خدای زیبایم در یک‌پیراهن آبی هم آغوشیم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دوباره به من دروغ بگو بگو که رویاهایت میان مرگ و من پرسه نمی‌زند تنت را چندبار خلاصه کرده‌ای میان تن آب و طناب؟ چندبار مرد شده‌ای به مرگ فکر کرده‌ای چندبار به من به پیراهنم که نباشد؟ دروغ بگو قهرمان مگر یک مرد چقدر می‌تواند راست بگوید!؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
کجا پنهان کنم تو را؟! پشت کدامین واژه کدامین سطر که از خط شعرهایم بیرون نزنی و طبل رسوایی ام را نکوبی کجا پنهان کنم تو را ؟! که گونه هایم از عشق گل نیندازند چشمانم از دوری ات نبارند و دستانم بهانه ات را نگیرند لبریز ام از تو و تو آشکارترین پنهان منی. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دوباره شب و خیال "آغوشت" و قدم زدن در جاده های باراني ... مرا تا انتهاي اين جاده ي تنهايي آهسته ببوس... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
نام‌ات را بر زبان می‌آورم دریا بر من گسترده‌تر می‌شود دریایی که ادامه‌ی گیسوان توست کلام‌ات را سرمه ی چشم می‌کنم آفتاب و ماه و ستارگان را در آب‌ها می‌بینم می‌خوانم‌ات موجی بلند به ساحل می‌دود و دست می‌گشاید صدفی پلک می‌زند و تو در گیسوان‌ات می‌تابی. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دلم تنگ می‌شود گاهی، برای يک «دوستت دارم» ساده دو «فنجان قهوه ی داغ» سه «روز» تعطيلی در زمستان چهار «خنده ی» بلند و پنج «انگشت» دوست داشتنی! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
از حوالی چشمهای تو که بگذرم مردُمکانی مست و شوریده راه را بر من خواهند بست بی آنکه بدانند داروغه چشمهای تو منم! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
در عطشِ عشقِ توأم چون تشنه ای که جوید آب را در بی ستاره ای مانده ام چون آسمان شب که جوید ماهتاب را محو و مات آن قاب عکس رو به دیوارم همچون بیتابی که در تنش نیست تب و تاب را در سکوت نگهت گم گشته ام چون بیداری که عاشق است خواب را ای شکفته چون گل عشق در سینه ام چه بگویم که نمیدانم جواب را یا چه بسرایم که نمیدانم آن غزل ناب را یا قصیده ای بسرایم که در آن تو باشی و من باشم و عاشقانه ای بیتاب را ای سفر کرده باز گرد... که تنها مانده ام با کوله باری از غم سراب را مست تر از من دیده ای که بپرسی کجاست عشق؟ و من پاسخ دهم که نمیدانم جواب را؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
من شب های زیادی را از تو نوشتم، بی آنکه تو بدانی. تو را بوسیده‌ام بی آنکه تو بدانی! و تو هربار با خودت گفتی که چرا باد قاصد ترانه‌های خیس است؟ چرا باران ساز میزند؟ من هر ثانیه تو را به آغوش کشیدم بی آنکه تو بدانی. در پیراهن آبی‌ات سوختم تا گرم شوی. بی آنکه تو بدانی... دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدی بر دل سنگ تو و دفتر شعرم لعنت... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
صبح ها خورشید بیدارم می کند تا با هم دنبال تو بگردیم! درکدام مغرب آرمیده ای که در هیچ مشرقی طلوع نمی کنی! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh