پاییز ای فصلِ برگریز
ای همچو مرگ
خوب و رهاننده و عزیز
گویم اگر دوست ترت دارم از بهار
باور نمیکنی
✍️ #بهمن_صالحی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
هر مردی که تو را پس از من ببوسد
بر لبانت
تاکستانی خواهد یافت
که من کاشتهامش
✍️ #نزار_قبانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
حالا که می روی
پَرِ چادر خیالم را رها نکن
میترسم
در همهمه این روزها
گمت کنم
چهار گوشه حریم عشق را
محکم به دندان گرفته ام
✍️ #مریم_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
دفترم را بسته ام! آری...
اینبار بر بسترم خواهم نوشت
شعر شهوت
شعر گناه
سیاه...
مست از شراب تنت...!
✍️ #شیدا_نواب
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
رقص تنت برایم هشتمین اعجوبه ی دنیا بود!
انحنای اندامت مرا
معادله ای تازه بود در هندسه...
لمس تنت
حس تازه ای بود
حواس را ششگانه کرد...
و بوی تنت
دنیایی نو بود مرا
دنیایی بالاتر از حس جنون...
و #زنانگی_ات
حکم تیر خلاص داشت بعد از اعدام هوس
✍️ #وحید_خانمحمدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
کابوس این شبهایم
صدای قهقه های توست
خنده هایی که روزی زنده میکردند مرا
امروز طنینش فوج عذاب است
به وقت عاشقی ها...
✍️ #وحید_خانمحمدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
رفتم و هرکس به من رسید در آن راه؛
گفت: چه کردی؟.. نگاه کردم و رفتم
گفت: که رفتی؟.. خموش ماندم و رفتم
رفتم...
رفتم...
رفتم...!
✍️ #نصرت_رحمانى
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
حلاج شدم
ولی به کفرم سوگند!
دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند...
✍️ #علی_شاملو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
▫️ #مخطب_خاص_دارد
☘️ @shernosh
گاهی
چراغ قرمز یک چهارراه
می تواند خیابانی را گرم کند
غروبی را
شهری را
گاهی
ماتیک نارنجی زنی که گذشت
زمستانی را از یاد عابران می برد
چندان که دستهایشان
را از جیبهایشان در می آورند
چندان که یقه های بالا کشیده ی
پالتوهایشان را پایین
ما به رنگهای گرم مدیونیم
و من مردی میشناسم که زندگی دوباره اش را
مدیون لاک صورتی زنیست...!
✍️ #رویا_شاه_حسین_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
مرا بوسید
باران می بارید
لبانش مزه ی شاتوت ِ شبنم زده می داد
و من نمی دانستم
که انسانها با بال پرواز میکنند؟
یا بالها ، با انسان ِ بوسیده شده...
✍️ #آیسان_سعیدی_مقدم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
و تو مرا با روحانیت شانههایت
میپرورانی
و من قالب زیبای تو را
در جاودانیترین جای قلبام
جاودانی میکنم
از اینکه روزگار تیره است و شب ما تیره است
باک نداریم
من به فروغ تن اندوهگین تو مینگرم
و تو به آتشبازی قلب من خیره میشوی
سرتاسر این پهنهی درد پر از سکوت است
فقط قلبهای ماست که میخواند
در کنار رودی از مرگ به زندگی میاندیشم...
✍️ #بیژن_جلالی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند،
هنوز با همان
موهای درهم و گردنهای باریک و پاهای لاغر
به تبسُم های معصومِ دخترکی می اندیشند
که یک شب او را
باد با خود برد!
✍️ #فروغ_فرخزاد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh