HayedehHayedeh _ Mara Az Yad Khahi Bord.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
🔹 نام اثر #مرا_از_یاد_خواهی_برد
✍️ شاعر #سید_تقی_سیدی
🎙 صداخوانی #هایده
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 اراده شده در کانال #شعرنوش
اگر داغم، اگر سوزم، اگر آهم، اگر دردم
بر این آتش که می سوزاندم خود هیزم آوردم
خودم تقدیر را تغییر دادم با دعاهایم
زمین خوردم به سختی با تمام ادعاهایم
اگرچه عاشقان در عشق از من ایده می گیرند
ولی چشمان تو راحت مرا نادیده می گیرند
نميدانم كه باز اين دو چه چيزى زير سر دارند
به چشمانت بگو دست از سر دنیام بر دارند
من از اين آسمان تيره بارانی نمىخواهم
براى زندگى عشق فراوانى نمىخواهم
سرم با زندگی گرم است اگر این زندگی باشد
اگر این روزهای سرد غمگین زندگی باشد
چرا شرحی به معنای فراموشی نمیبینم؟
تنم محتاج آغوش است و آغوشی نمیبینم
چرا آنقدر دلتنگم؟ چرا انقدر دلگیرم؟
چرا من زنده ام بی تو؟ چرا آخر نمی میرم؟
چرا؟ شاید دلیل کوچک بی منطقی دارم
اگر چه عاقلم همواره عقل عاشقی دارم
امیدی هست و میگویم، اگر شاید فقط شاید
اگر دنیا شود زیر و زِبَر، شاید فقط شاید
تو هم شاید مرا در یاد میآری به دشواری
و از من خاطرات مبهمی داری به دشواری
تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی
تو مغروی که از دلتنگی و دوری نمیگویی
تو هم دلتنگی و هم بیقراری در خیالاتم
تو من را دوست داری عاشق این احتمالاتم
نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد
ولى اى كاش میشد دستهايت مال من باشد
پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمیگیرم
که مردم زنده از عشقند و من با عشق میمیرم
اگر چه من به یادت هستم و همواره میمانم
ولیکن تو مرا از ياد خواهى برد، می دانم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
پیامبری مؤنثم
با موهای روشنِ کوتاه
و اندوه های تاریکِ بلند
تا می توانید
به من ایمان نیاورید!
من خود
از بهشتی که وعده می دهم گریخته ام
جایی که فرشته های زیبای زیادی دارد
به درد زنان نمی خورد...
✍️ #رويا_شاه_حسين_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
آغوش
ترکیب پیچیده ای ست
از من و خیال تو
که هر شب
مثل سایه
روی دیوار خانه می افتد...
✍️ #کامران_رسول_زاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
عشق كه هميشه عشق نيست
بعضى وقتها...
آواز كلاغيست
كه از تنهايى
آدم
دل به قارقارش مى بندد!
✍️ #امیر_وجود
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بسترم
صدف خالی یک تنهایی ست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...
✍️ #هوشنگ_ابتهاج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ
ﺁﺷﭙﺰ ِﺧﻮﺑﻰ
ﻧﺨﻮﺍﻫﻰ ﺷﺪ ﻋﺰﻳز!
ﺑﺎﺯ،
ﺩﻟﻰ ﺭﺍ
ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﭙﺮﺩﻡ
ﺳﻮزاﻧﺪی...
✍️ #حسین_ناصری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
Hossein TavakoliHossein Tavakoli _ Daryabam.mp3
زمان:
حجم:
7.9M
🔹 #دریابم
🔸 #حسین_توکلی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
حوّا هم که باشی
من آدم نمی شوم
پس بی خودی جای بوسه
سیب تعارفَم نکن!
✍️ #رضا_کاظمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تصمیم داشتم که تو را یک غزل کنم
وقتش رسیده است به قولم عمل کنم!
این یک معادله ست که مجهولهاش را
باید به انزوا بکشانم و حل کنم
کندویمان عصاره ی نیش و کنایه هاست
زنبور می شوم که لبت را عسل کنم
راحت کنار می کشم از این بهانه ها
تا شانه های خالی خود را بغل کنم
بوسیدنت خلاف قوانین کشور است
باید عمل به شیوه ی بین الملل کنم
من روی خط زلزله ات ایستاده ام
قصدم نبود فاصله ای را گسل کنم
باید به فکرهای سیاهم جهت دهم
اصلاً درست نیست تو را مبتذل کنم!
✍️ #سیما_نوذری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
گفتم بمان، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمی وزید و بلا را بهانه کرد
می خواستم که سیر نگاهش کنم ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد
آماده بود از سر خود وا کند مرا
قامت نبسته دست ِ دعا را بهانه کرد
من صاف و ساده حرف دلم را به او زدم
امّا به دل گرفت و ریا را بهانه کرد
امّا، اگر، نداشت دلش را نداد و رفت
مختار بود و دست قضا را بهانه کرد
گفتم دمی بخند که زیبا شود جهان...
پیراهنِ سیاهِ عزا را بهانه کرد
می خواستم که سجده کنم در برابرش...
سجاده پهن کرد و خدا را بهانه کرد
می رفت سمت مغرب و اوهامِ دور دست
صبح سپید و باد صبا را بهانه کرد
او بی ملاحظه کمرم را خودش شکست...
حال مرا گرفت و عصا را بهانه کرد
بی جرم و بی گناه مرا راند از خودش
قابیل بود و روز جزا را بهانه کرد
✍️ #مهدي_نژاد_هاشمي
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تو را لای کدامین دفتر عمرم بخشکانم؟
تو را کُنج کدامین پاره قلبم...، نمی دانم
من عادت کرده ام هر شب، غبار اشک هایم را
به روی هر چه باقی مانده است از تو ببارانم
عروس هرزه ی صهیون! عصا از گردنم بردار
که من موسی ترین پیغمبر سر در گریبانم
کجا قرآن نوشته یوسف از آن زن بدش آمد؟
که من عمریست از سرپیچی چشمم پشیمانم
زنم امشب کنار یک نفر غیر از خودم خوابید
و من باید خودم را در صدای او بخوابانم!
خدای چکمه پوش خیره بر اعصار یخبندان!
نترس از من، که من خود زاده ی داغِ زمستانم
تنم یخ بسته از سرمای آدم های دیواری
و دیوار است دیوار است دیوار است _ تاوانم_
شنیدم دست باران قصد موهای تو را کرده
برایت چتر آوردم که باران را بسوزانم
دلم افسردگیِ مُزمن یک کوه را دارد
غزل پیچم نکن بانو، که من یا تو... چه می دانم؟
✍️ #حامد_بهاروند
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
به دو چشم تو نه یک بیت، غزل باید گفت
به نگاهت خودِ ارسالِ مَثَل باید گفت
نیش زنبور عسل در مژه هایت داری
پس به چشمان تو کندوی عسل باید گفت
ملأ عام شود کوی تو در خانه بمان
آخر ای فتنه، چه با اهل محل باید گفت؟!
ناز بر غمزه نشسته است به قصدِ دلِ من
ترکِ یکسویه ی این جنگِ جمل، باید گفت
دلِ سختی که به یک عمر نلرزد یکبار
به چنین سنگ، نه دل، بلکه گُسل باید گفت
دل که عاشق نشود غدّه ی چرکین شده است
به چنین زائده، دل نیست، دُمَل باید گفت
شیشه ی عطر اگر وا شد و دل را آشفت
عطر آن را عَرقِ زیرِ بغل باید گفت
✍️ #غلام_عباس_سعیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh