eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
می ترسم تو را که در آینده می جویم در گذشته هایم گم کرده باشم. و چشمانت همان چشمهای بچگی ات باشد. و دستانت همان دستان کودکی ات. مرا باور نداشتی. می ترسم باز هم باورم نکنی با اینکه بزرگ شده ام. قد کشیده ام و صدایم نیز با من بزرگ شده. نگاهم شرمگین شده. و احساسم مغلوب منطق قلبم شده است. می ترسم بیایم به سراغت و تو را ببینم که دیگر بچه نیستی. بزرگ شده ای از من هم بزرگتر... دستانت دیگر گرم نباشد و شاید داغ باشد. می ترسم تو هم مثل همه بزرگ شده باشی نه مثل من. شاید هم گم شده باشی و نیابم تو را... می ترسم از نبودنت؛ از بودنت؛ از چشمهایت. از تو می ترسم. چون مثل رویایی، مثل خوابی... و از اینکه خواب تعبیر دارد. می ترسم تو را تعبیر کنم. و خود را نیابم. احساست کنم و منطق را گم کنم. و خود را هم گم کنم. می ترسم بیایم ولی تو رفته باشی. یا اصلاً تو وجود نداشته باشی. از این بیشتر می ترسم. شاید یک شب منتظرم باشی و نیایم چه فکری می کنی؟! من نیامده ام یا تو رفته ای؟ کدام یک؟! می ترسم از سؤال کردن و پاسخ نیافتن و باز... گیج شدن و گریه کردن... و شاید شعر گفتن. می ترسم دوباره شعر بگویم و تو را در شعرم پنهان کنم. و تو آنقدر بزرگ نشده باشی که شعر بخوانی. شاید هم بزرگ شده باشی ولی... شعر نخوانی مثل خیلی ها. تو اصلاً مرا بلدی؟ می ترسم بلد نباشی... و دوباره مجبور به خواندن بشی! شاید برای سال بعد و امتحانی دیگر؟ می دانی از چه می ترسم؟ آری بخند! آخر من از این خنده های تو نیز می ترسم می تر سم شاید مرا نشناسی؟ و بگویی که کی هستم! و من بلد نباشم اسمم را خانه ام را و همه ی نداشته هایم را... و باز گم شوم... در خودم... در تو... و در ذهنم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
ابروی تو را دیدم و گیسوی تو را نه آنگونه که پشت سر تو روی تو را نه آهوی غزل‌های دو صد شاعر این شهر چشمان تو را دارد و ابروی تو را نه باید به چه تشبیه کنم! رود هریرود!؟ هر رود ندارد دل آموی تو را نه فهمیدم این را پس از آغاز نگاهت گل بوی تو را داشته و خوی تو را نه شب بوتر از آنی که به تعریف نگنجی شب موی تو را شاید و شب بوی تو را نه.... سرلشکر زنبور عسل‌های جهان گفت این باغ ندارد لب کندوی تو را نه دیشب نشنیدی به تو ای ماه! زُحل گفت من نام تو را دارم و الگوی تو را نه او عشق ندارد به کنار تو، ولی من من عشق تو را دارم و پهلوی تو را نه ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
بعد مدت ها که آمد مثل من عاشق نبود گر چه عاشق بود امّا عاشقِ سابق نبود یا برایش مثل یک بازیچه بودم یا که این مردِ شاعر، دخترِ چون ماه را لایق نبود دوستش دارم هنوز و دوستش دارد ولی حیف با من هیچ گاهی نازنین صادق نبود از همان اول اگر می گفت حالا یَحتَمِل مرد شاعر این همه وارونه و دل دق نبود از همان اول اگر می گفت عاشق هست حال شاعر این عاشقانه همدم هق هق نبود از همان اول اگر می گفت عشق اش نیستم قلب من هم احتمالاً مثل الآن شق نبود از همان اول اگر می گفت می رفتم کنار گر چه عاشق بود شاعر، لیک بی منطق نبود حالِ من مثلِ کسی می ماند آن گاهی که در بین اقیانوس ماند و پیش او قایق نبود عشق دزدی را بلد بودم ولی افسوس که مثل مرد ایده آل اش نام من سارق نبود ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
🔹 نام اثر 🎙 شعر و صداخوانی: 🕊 اراده شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ☘️ @shernosh
Leyli AzadLeyli Azad _ Aramesh.mp3
زمان: حجم: 6M
🔹 نام اثر 🎙 شعر و صداخوانی: 🕊 اراده شده در کانال آس ترین برگ دلم روشده چشم تو را دیده و‌جادو شده تا که تو آرامش جانم شدی درگذرِ عشق هیاهوشده پلک زدی بنددلم پاره شد قسمت من غمزه ی آهو شده وای ازاین حال دگرگونی ام باعثش آن پیچش گیسو شده بوی تو پیچیده به پیراهنم خواب و خیالم همه خوشبو شده عاشق این حال خرابِ منم حال عجیبی است که نیکو شده 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
قرار میان بهشت ، به اردیبهشت بود میان عطر یاس ها میان رنگ رنگ شعمدانی ها کنار ساز و آواز چکاوک ها میان آن خیابان به زیر نم نم باران میان عطر پونه های وحشی همی حیران و سرگردان ولی افسوس... اردیبهشت سر آمد و تو از در نیامدی و من باز منتظر... و چشم به راه می مانم تا بهشتی دیگر و اردیبهشتی دیگر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محرمی نیست وگرنه که خبر بسیار است رمق ناله کم و کوه و کمر بسیار است ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید بنویسید که اندوه بشر بسیار است ساقه‌های مژه‌ام از وزش آه نسوخت شکر در جنگل ما هیزم تر بسیار است سفره‌دار توام ای عشق بفرما بنشین نان جو زخم و نمک خون جگر بسیار است هر کجا می‌نگرم مجلس سهراب‌کشی است آه از این خاک بر آن نعش پسر بسیار است پشت لبخند من آیا و چرایی نرسید پشت دلتنگی‌ام اما و اگر بسیار است اشک آبادی چشم است بر آن شاکر باش هرکجا جوی روانی است کپر بسیار است سال‌ها رفت و نشد موی تو را شانه کنم چه کنم دوروبرت شانه به سر بسیار است ✍️ شعر و اجرا 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ☘️ @shernosh
FatimaFatima _ Ein Bar Ke Miayam.mp3
زمان: حجم: 6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال در دست گلی دارم، اینبار که می آیم کآنرا به تو بسپارم، اینبار که می آیم در بسته نخواهد ماند، بگذار کلیدش را در دست تو بسپارم، اینبار که می آیم هم هرکس و هم هر چیز، جُز عشقِ تو پالوده است از صفحه ی پندارم، اینبار که می آیم خواهی اگرم سنجی، می سنج که جُز مهرت از هرچه سبکبارم، اینبار که می آیم سقفم ندهی باری، جایی بسپار، آری در سایه ی دیوارم، اینبار که می آیم باور کن از آن تصویر _ آن خستگی،آن تخدیر_ بیزارم و بیزارم، اینبار که می آیم دیروز بِهِل جانا!با تو همه از فردا یک سینه سخن دارم، اینبار که می آیم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
تا بیافتد روسریت از سر مَشقّت می کشند بادها الــــحق والانصـــاف زحمت می کشند بس که هرجا بر سرت دعواست حتی شانه ها انتظـــار تـــــار مویت را بــــــه نوبت مــی کشند چشـــم تو... ابــروی تو... یاللعجب این روزها مست ها را هم به محراب عبادت می کشند جای هر روزی که بی تو در دلم زخمی نشست رسم زندان است بر دیــــــوار آن خط می کشند میوه می چینـــم، برایــــم برگ ها را پس بزن دست هایم پشت پیراهن خجالت می کشند بس کــــه در عین ریـــــا مردم فریبند آخــرش چشم هایت را به دنیای سیاست می کشند پس مواظب باش وقتی عابران سر به زیر با زبان بـی زبانــــی از تو منت می کشند ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
گفتی شراب و شعر و شبنم دوست داری امشب ولی باران نم نم دوست داری گفتی غزل را عاشقانه عاشقانه گفتی غزل های پر از غم دوست داری با من بگو زیبای خوب آسمانی با این همه آیا مرا هم دوست داری؟ شعرم شرابم شبنم هر چه بخواهی آشفته ای این گونه درهم دوستت دارم این زمزمه آری به گوشم آشنا بود آهسته می گفتی شنیدم دوستم داری؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کند وای ، دل چون کود کی بی تو لجاجت می کند اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نکرد هیچوقت عشقت به دل فکر فراموشی نکرد عشق من با تو به میزان تقدس می رسد بی حضورت دل به سر حد تعرض می رسد «دوستت دارم» برای من کلام تازه نیست حد عشقت را برایم هیچ چیز اندازه نیست در غیاب تو غریبانه فراغت می کشم بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاقت می کشم چشمهایم را نگاه تو ضمانت می کند گرمی دست مرا دستت حمایت می کند با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم ابتلای سینه را اینگونه از غم مانعم چشمهای مهربان تو فراموشم نشد هیچکس جز یاد تو بی تو هم آغوشم نشد من تو را با التهاب سینه ام فهمیده ام ساده گویم خویش را با بودنت سنجیده ام ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh