سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم
عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچهی معشوقهی خود میگذرم
✍️ #محمدحسین_بجهت (شهریار)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
بعد از تو از هر قطره ی باران بدم آمد
از جاده های ابریِ گرگان بدم آمد
گفتم که پا خوردی و زیبایی! ولی... بانو!
بعد از تو من از قالی کرمان بدم آمد
چشمان تو هم رنگِ جنگل های انبوهند
بعد از تو از سرسبزیِ گیلان بدم آمد
بعد از تو از هر کس که می خندید، رنجیدم
از پسته خندان رفسنجان بدم آمد
تو خاطرات زیرِ باران با خودت داری
بعد از تو، من از عشق... از باران... بدم آمد
✍️ #حسن_حسن_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
آنچه در مکتوب من ظاهر نشد نام من است
وآنچه قاصد را به خاطر نیست پیغام من است
غیر بر من می برد حسرت که هم بزم توأم
کاش نوشد قطره ای زین می که در جامِ من است
می توانم از تَغافل بر سرِ رحم آرمت
دشمن من این دلِ بی صبر و آرامِ من است
در خیال جَستن از دام من، آن وحشی غزال
من به این خوش کرده ام خاطر،که در دام من است
"آذر" آن ظالم که بی موجب مرا بدنام کرد
هیچ می گوید که این بیچاره، بدنامِ من است؟
✍️ #آذر_بیگدلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
دوش از همه شب ها شب جان کاه تری بود
فریاد از این شب چه شب بی سحری بود
دور از تو من سوخته تب داشتم ای گل
وز شور تو در سینه شرار دگری بود
هر سو به تمنای تو تا صبح نگاهم
چون مرغک طوفان زده ی در به دری بود
چون باد سحرگاه گذشتی و ندیدی
در راه تو از بوی گل آشفته تری بود
افسوس که پیش تو ندارد هنرم قدر
ای کاش به جای هنرم سیم و زری بود.
✍️ #شفیعی_کدکنی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تا بدام عشق افتادیم آزادیم ما
شرمسار لطف بی پایان صیادیم ما
نیست شیرینی که تا ماند ز ما افسانه ای
ورنه در عشق و جنون استاد فرهادیم ما
دردمندیم و کسی از ما نمیگیرد سراغ
همچو اشک از چشم اهل درد افتادم ما
رفت بی حاصل ز کف سرمایه ی عمر عزیز
نقد جان را در قمار زندگی دادیم ما
هستی ما هست "آگاهی" قرین نیستی
شعله ی شمعیم و لرزان در ره بادیم ما.
✍️ #محمد_آگاهی_خراسانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
برای مردم اندوه سنج؛ مرگ؛ عروسیست
اگر به مونس خود، همدمی یگانه نباشد
هزار مرتبه، مرگ از حیات غمزده بهتر
در آن سرا که ز مهر و وفا، نشانه نباشد
خدا کند که در اقلیم دور، مردِ غریبی
به خاک سر نهد، امّا، #غریب_خانه نباشد
✍️ #مهدی_سهیلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یار جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا می توانی
✍️ #حضرت_مولانا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
من عاشق سکوتم و کم حرف می زنم
هر وقت دل شکسته ترم حرف می زنم
از تو شنیده ام که حریم خداست دل
با تو از آستان حرم حرف می زنم
مثل «فروغ» دلخوش یک شام تیره ام
وقتی که از نهایت غم حرف می زنم
من عاشق سکوتم و رنجی همیشگی
با لهجه ی سیاه قلم حرف می زنم
دریا تویی و رود منم؛ رود رهگذر
یک روز می رسیم به هم حرف می زنم
آن وقت در کنار تو آرام می شوم
آن وقت با زبان دلم حرف می زنم
این نامه چند خط غم هر روزه ی من است
من شاعرم... به لحن قلم حرف می زنم
✍️ #مریم_سقلاطونی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
🔹 چند دوبیتی:
امشب شب یلدای من و صبح یقین است
دل در گرو عشق تو با مهر عجین است
ای شهپرنوشین لب گل بوی خوش اندام
ازفیض رخت عشق همی صدرنشین است
✍️ #فرح_درویش
با عشق تو از عاطفــه بیزار شدم
خون خوردم و از غصه تلنبار شدم
دیشب که به خواب رفتم آدم بودم
امروز ولی الاغ بیــــــدار شدم
✍️ #حسین_رجب_دری
تا چشم گشود کار از کار گذشت
با ضربه سخت پتک تکرار گذشت
میخواست که اهل درد باشد اما
بغضی شد و از گلوی دیوار گذشت
✍️ #حسین_رجب_دری
این گربه چه با کلاس عاشق شده است
از گوشه یک تراس عاشق شده است
معشوق قناری و قفس بر دیوار
یک جور عجیب و خاص عاشق شده است
✍️ #حسین_رجب_دری
انگیزه و عادتم به شب را کشتی
تلخم مزه شهد و رطب را کشتی
احساس نکن که من نمی فهمیدم
در من هوس بوسه و لب را کشتی
✍️ #حسین_رجب_دری
یا با شب بی شعر و طرب عادت کن
یا مایه بذار از خودت همت کن
تا شعر دوباره ای بجوشد از من
یک بوسه بده خیال خود راحت کن
✍️ #حسین_رجب_دری
تا روی لبی برقص تا خوش باشیم
حتی عصبی برقص تا خوش باشیم
امشب که غزل اسیر عرفان شده است
بانو عربی برقص تا خوش باشیم
✍️ #جابر_ترمک
تو ماه زلالی و کمان ابرویی
من اِندِ مرامم و صداقتگویی
مشکل حل است، عصر یکسر برویم
تا دفتر ازدواج دانشجویی...!
✍️ #حامد_عسگری
دیروز تمام آرزوهایم سوخت
چایی خوردم، ته ته نایم سوخت
مردی آمد پی اش، سمندی بژ داشت ...
خب!! حدس زدی که تا کجاهایم سوخت
✍️ #حامد_عسگری
سرگرم مناجاتم و سرمست امشب
از هرکه جز او کشیده ام دست امشب
دیر آمده ای رفیق! دیر آمده ای
تنهایی من سرش شلوغ است امشب
✍️ #میلاد_عرفانپور
چون تو غم روی زرد را کس نشناخت
تنهایی روح مرد را کس نشناخت
مانند تو در سینه ی تاریخ قرون
جغرافی شهر درد را کس نشناخت
✍️ #حمیدرضا_واحدی_فر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
Amirhossein EftekhariAmirhossein Eftekhari _ Baran.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
🔹 #باران
🔸 #امیرحسین_افتخاری
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
تا كه شب سوی من باز گردی
با دلِ خسته همراز گردی
همدمِ جانِ ناساز گردی
بر فلك هست، دست دعایم...
✍️ #احمد_شاملو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
لیلی بخواب ،آن یار مجنونت فنا شد
شعله به دامن بود ودرآتش فدا شد
دست تهی بر سرنهاد و در نهادش
آهی کشید وشرمناک از ماجرا شد
درد غمی در خاطرات ذهن او ماند
هرگز نمیگویم چنین بود و چه ها شد
رفتار تو بوی رفاقت داشت اما
در ذهن من تشکیک آمد کودتا شد
با خاطر آزرده دروهم عجیبی
سر کرد و افسوسش دلیل مدعا شد
خندید از زخم عجیب بر تنش او
از درد داغی که دل او مبتلا شد
آنکه دلش خوش بود پشتت بود هرجا
پشتش شکست وقامتش خم از جفا شد
درد عجیبی غربت بعد از وصال است
هجران بعد از وصل درد بی دوا شد
خم کرده ام سر تا که چشم من نیافتد
درچشمت ازشرمی که از روی شما شد
تا در تنم جان هست براین عهد هستم
عهدی که از اول برایت ادعا شد
سهم تو از این زندگی عاشق کشی بود
سهم من از این زندگی جام بلا شد
در پای لیلی جان فشاندن کار عشق است
لیلی بخواب، آن یار مجنونت فنا شد
✍️ #علیرضا_ناظمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
▫️ جهت مشاهده ی همه ی اشعار استاد علیرضا ناظمی اینجا را کلیک کنید.