eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
شکوه آرزو را بازگو کن ندار از هیچ کس باکی ،هراسی به هر چیزی نمیخواهی بگو نه اگر راه رهایی زیر سنگ است تمام کوه ها را زیرو رو کن وگر بشکست جام آرزویت تلاطمهای دریا را سبو کن ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
فاتحه ی مرا بخوانید امشب، قراراست که به قرارِ خوابم بیاید، یا بد قول می شودُ از بی قراریش، می میرم! یا بر قول می مانَدُ تا ابد، در خواب می مانم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
حالا سرم از آسمان هم می گذرد و دستهایم ستاره می چینند از زمینیان دورم دور چرا که تو، سلام مرا؛ سر تکان دادی. ✍️ «سیامک» 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
تو آمدی و رفت زتن ماجرای درد از خاطرم گریخت غم روزهای سرد در دل بمان که به احساس بودنت مانده ست بر مدار تو این قلب دوره گرد "یلدا بپاست جان من اکنون شتاب کن" دل در هوای دلکش اردیبهشت رفت با غمزه ی نگاه تو دل تا بهشت رفت سودای وصل بود وبنای عمارتش دل در هوای چینش آن خشت خشت رفت "افسونگری تو کم کن ورخ در نقاب کن" خرداد زاده ایم ودل ما سخن سراست در هرسخن کلام غم عاشقی بپاست خورده گره به غم همه احساس عاشقی این شور عاشقی ست که پایان ماجراست "حال مرا چو عهد قشنگ شباب کن" با نرگس مستت تو به شعرم قدم زدی با یک بغل دسیسه به قلبم علم زدی کوچی به دل نمودی ودر فصل انتخاب تو بهترین روز مرا هم رقم زدی "در من جز عشق هرچه که دیدی خراب کن" با تیر عشق به جانم چه تاختی در عرصه حضور زبودن چه ساختی مردادی ام تو به گرمای عشقمان شال حذر ز سردی دی از چه بافتی "گرمای تیر ماهی من پس شتاب کن" جادوی هرنگاه تو اعجاز می کند صد راه بسته را به دلم باز می کند با هر قدم به من که تو نزدیک می شوی دل در هوای عشق تو پرواز می کند "ای دل بیا وعطر تنم را گلاب کن" آهسته آمدی وچه بی درد آمدی در انتهای فصل شب سرد آمدی با آنکه حس ناب لطیفی تو داشتی مردانه عزم بودی وچون مرد آمدی "با بوسه ای ز مهر بیا انقلاب کن" ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh ▫️ جهت مشاهده ی همه ی اشعار استاد علیرضا ناظمی اینجا را کلیک کنید.
ساکت صبور من صخره های شانه ترا کدام موج بی امان شکست چشمهای خسته ی ترا، کدام قصه تا دیار خواب برد؟ روشنائی شبان پُرستاره ی ترا کدام ابر غم به تیرگی نشاند؟ ای صمیمی همیشه آشنا ای صبورتر از کوه قصه ی ترا، نسیم مهربان به گوش هر درخت خواند نامه ی ترا پرنده تا دیار نور برد از تو هر ستاره با شبِ سیاه قصه گفت از تو قفلِ هر سکوت هر سکوت دیر پا شکسته شد حرف حرفِ نام تو، حدیثِ عاشقانه شد جوی در عبور بی درنگ خویش از تو سر به گوش سنگ ریزه ها، ترانه خواند دیدم از تو هرکجا فسانه ترانه ای است دیدم از تو هر ترانه، شعر عاشقانه ای است چشم بازکردم و ترا هر چه بود و هست از ستاره تا به خاک دیدم ای صبور ساکت همیشه آشنا دیدمت چو موج نور خود، چو ذره گم شدم میان موج با تو خویش را دگر نیافتم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دیگر با صدای بلند نمی خندم با صدای بلند حرف نمی زنم دیگر گوش نمی دهم به صدای باد دریا پرنده پاواروتی پاورچین پاورچین می آیم و می روم بی سر و صدا زندگی می کنم تو در من به خواب رفته ای ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
همیشه منتظرت هستم خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در می زنی اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است لولای شکسته در را عوض می کنم انگار کسی در می زند در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای می گویم: بانو خوش آمدی ولی تو نیستی پشت در تنهایی ست در را می بندم و باز دوباره باز می کنم ولی هنوز هم نیستی اینقدر باز می کنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند کاش می آمدی می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد قلب خسته ام خواهد ایستاد ولی تو نخواهی آمد بانو بانو بانو جان تا آخر عمر فقط همین خواهد بود من و در و لولای شکسته و حسرت دیدار تو فقط همین... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
قول بده که خواهی آمد اما هرگز نیا! اگر بیایی همه چیز خراب می شود دیگر نمی توانم اینگونه با اشتیاق به دریا و جاده خیره شوم من خو کرده ام به این انتظار به این پرسه زدن ها در اسکله و ایستگاه اگر بیایی من چشم به راه چه کسی بمانم؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
به همین دست، به دستان تو عادت کردم این گناه است ولی جان تو عادت کردم جا برای من گنجشک زیاد است ولی به درختان خیابان تو عادت کردم گرچه گلدان من از خشک شدن می ترسد به ته خالی لیوان تو عادت کردم دستم اندازه ی یک لمس بهاری سبز است بس که بی پرده به دستان تو عادت کردم مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار به ندانستن پایان تو عادت کردم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
عاشقم، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره ی باز کجا؟ مــن کجا؟ عشـــق کجا؟ طاقــتِ آغاز کجا؟ تو به لبخند و نگاهی... منِ دلداده به آهی بنشستیم، تو در قلب و منِ خسته به چاهی گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز؟ از آن لحظه ی آغاز؟ از آن چشمِ گنه کار؟ از آن لحظه ی دیدار؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب ، تو را تنگ در آغوش بگیرم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
خميازه های کش دار، سيگار پشت سیگار شب گوشه ای به ناچار، سيگار پشت سیگار این روح خسته هر شب، جان کندنش غريزیست لعنت به اين خودآزار، سيگارپشت سیگار مُردم از اين رهائی، در کوچه های بن بست انگارها نه انگار، سيگار پشت سیگار عکس تو بود و قصّه، قاب تو بود و انکار کوبيدمش به ديوار، سيگار پشت سیگار مبهوت رد ِدودم، این شکوه ها قديمي ست تسليم اصل تکرار، سيگار پشت سیگار ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
تو با يك آسمون خوبي تو با يك التماس گرم تو با هرچي كه من مي خوام هميشه بوده اي عادت تو رومي خوام ومي دونم هميشه با مني عشقم نفس هاي تو اميده براي موندن اين زن ازاين آرامش مطلق ازاين احساس آزادي شدي بتخونه دنيام شدي آغوش تنهايي بذار دستاتو تو دستام نمك گيرم كنن چشمات تو رو خواستن همين لحظه ست عزيزم من تو رو مي خوام ✍️ (قديسه) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh