فاتحه ی مرا بخوانید
امشب،
قراراست که به قرارِ خوابم بیاید،
یا بد قول می شودُ
از بی قراریش، می میرم!
یا بر قول می مانَدُ
تا ابد،
در خواب می مانم...
✍️ #حدیث_عبدالملکی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
حالا سرم از آسمان هم می گذرد
و دستهایم
ستاره می چینند
از زمینیان دورم
دور
چرا که تو،
سلام مرا؛
سر تکان دادی.
✍️ #محمد_احمدی «سیامک»
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تو آمدی و رفت زتن ماجرای درد
از خاطرم گریخت غم روزهای سرد
در دل بمان که به احساس بودنت
مانده ست بر مدار تو این قلب دوره گرد
"یلدا بپاست جان من اکنون شتاب کن"
دل در هوای دلکش اردیبهشت رفت
با غمزه ی نگاه تو دل تا بهشت رفت
سودای وصل بود وبنای عمارتش
دل در هوای چینش آن خشت خشت رفت
"افسونگری تو کم کن ورخ در نقاب کن"
خرداد زاده ایم ودل ما سخن سراست
در هرسخن کلام غم عاشقی بپاست
خورده گره به غم همه احساس عاشقی
این شور عاشقی ست که پایان ماجراست
"حال مرا چو عهد قشنگ شباب کن"
با نرگس مستت تو به شعرم قدم زدی
با یک بغل دسیسه به قلبم علم زدی
کوچی به دل نمودی ودر فصل انتخاب
تو بهترین روز مرا هم رقم زدی
"در من جز عشق هرچه که دیدی خراب کن"
با تیر عشق به جانم چه تاختی
در عرصه حضور زبودن چه ساختی
مردادی ام تو به گرمای عشقمان
شال حذر ز سردی دی از چه بافتی
"گرمای تیر ماهی من پس شتاب کن"
جادوی هرنگاه تو اعجاز می کند
صد راه بسته را به دلم باز می کند
با هر قدم به من که تو نزدیک می شوی
دل در هوای عشق تو پرواز می کند
"ای دل بیا وعطر تنم را گلاب کن"
آهسته آمدی وچه بی درد آمدی
در انتهای فصل شب سرد آمدی
با آنکه حس ناب لطیفی تو داشتی
مردانه عزم بودی وچون مرد آمدی
"با بوسه ای ز مهر بیا انقلاب کن"
✍️ #علیرضا_ناظمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
▫️ جهت مشاهده ی همه ی اشعار استاد علیرضا ناظمی اینجا را کلیک کنید.
ساکت صبور من
صخره های شانه ترا کدام موج بی امان شکست
چشمهای خسته ی ترا، کدام قصه
تا دیار خواب برد؟
روشنائی شبان پُرستاره ی ترا کدام ابر غم
به تیرگی نشاند؟
ای صمیمی همیشه آشنا
ای صبورتر از کوه
قصه ی ترا، نسیم مهربان به گوش هر درخت خواند
نامه ی ترا پرنده تا دیار نور برد
از تو هر ستاره با شبِ سیاه قصه گفت
از تو قفلِ هر سکوت
هر سکوت دیر پا شکسته شد
حرف حرفِ نام تو، حدیثِ عاشقانه شد
جوی در عبور بی درنگ خویش
از تو سر به گوش سنگ ریزه ها، ترانه خواند
دیدم از تو هرکجا فسانه ترانه ای است
دیدم از تو هر ترانه، شعر عاشقانه ای است
چشم بازکردم و ترا هر چه بود و هست
از ستاره تا به خاک
دیدم ای صبور ساکت همیشه آشنا
دیدمت چو موج نور
خود، چو ذره گم شدم میان موج
با تو خویش را دگر نیافتم
✍️ #افسر_نیک_روی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
دیگر با صدای بلند نمی خندم
با صدای بلند حرف نمی زنم
دیگر گوش نمی دهم
به صدای باد
دریا
پرنده
پاواروتی
پاورچین پاورچین می آیم و
می روم
بی سر و صدا زندگی می کنم
تو در من به خواب رفته ای
✍️ #رسول_یونان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
همیشه منتظرت هستم
خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در می زنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته در را عوض می کنم
انگار کسی در می زند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
بانو خوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهایی ست
در را می بندم و باز دوباره باز می کنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز می کنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلب خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین...
✍️ #كیكاووس_یاكیده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
قول بده که خواهی آمد
اما هرگز نیا!
اگر بیایی
همه چیز خراب می شود
دیگر نمی توانم
اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم
من خو کرده ام
به این انتظار
به این پرسه زدن ها
در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی
من چشم به راه چه کسی بمانم؟
✍️ #رسول_یونان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
به همین دست، به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم
جا برای من گنجشک زیاد است ولی
به درختان خیابان تو عادت کردم
گرچه گلدان من از خشک شدن می ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم
دستم اندازه ی یک لمس بهاری سبز است
بس که بی پرده به دستان تو عادت کردم
مانده ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت کردم...
✍️ #اکبر_رشیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
عاشقم، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره ی باز کجا؟
مــن کجا؟
عشـــق کجا؟
طاقــتِ آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی...
منِ دلداده به آهی
بنشستیم،
تو در قلب و
منِ خسته به چاهی
گُنه از کیست ؟
از آن پنجره ی باز؟
از آن لحظه ی آغاز؟
از آن چشمِ گنه کار؟
از آن لحظه ی دیدار؟
کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت، همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب ، تو را تنگ در آغوش بگیرم...
✍️ #رحمان_نصر_اصفهانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
خميازه های کش دار،
سيگار پشت سیگار
شب گوشه ای به ناچار،
سيگار پشت سیگار
این روح خسته هر شب،
جان کندنش غريزیست
لعنت به اين خودآزار،
سيگارپشت سیگار
مُردم از اين رهائی،
در کوچه های بن بست
انگارها نه انگار،
سيگار پشت سیگار
عکس تو بود و قصّه،
قاب تو بود و انکار
کوبيدمش به ديوار،
سيگار پشت سیگار
مبهوت رد ِدودم،
این شکوه ها قديمي ست
تسليم اصل تکرار،
سيگار پشت سیگار
✍️ #اندیشه_فولادوند
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
تو با يك آسمون خوبي
تو با يك التماس گرم
تو با هرچي كه من مي خوام
هميشه بوده اي عادت
تو رومي خوام ومي دونم
هميشه با مني عشقم
نفس هاي تو اميده
براي موندن اين زن
ازاين آرامش مطلق
ازاين احساس آزادي
شدي بتخونه دنيام
شدي آغوش تنهايي
بذار دستاتو تو دستام
نمك گيرم كنن چشمات
تو رو خواستن همين لحظه ست
عزيزم من تو رو مي خوام
✍️ #تهمینه_فرجی_نژاد (قديسه)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh
شرمنده دوستان عزیزم! کلافهام
بر شانههای جامعه بار اضافهام
از تاج و تخت و بخت نشانی نمانده است
پیری نفوذ کرده به دارالخلافهام
از لقوهی شدید، تنم رنج میبرد
تغییر کرده است صدا و قیافهام
شب از شناسنامهام آغاز میشود
درگیر اضطراب و اسیر خرافهام
نه شیر سرکشم که ببالم به یال خود
نه آهوام که مست ببویند نافهام
سمت سقوط میرود اندیشههای من
تاریخ مبهم سخنان گزافهام
ای کاش یکنفر برسد راحتم کند
تا بیش از این سفید نماند ملافهام
✍️ #مجتبی_صادقی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
☘️ @shernosh