eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
مرا به خلسه می بَرد حضورِ ناگهانی ات ؛ سلام و حال‌پرسی و شروعِ خوش‌ زبانی‌ات... 🖌 کاظم بهمنی 🍁 @shernosh
به خرابه ای نشستم، به خیال روی ماهت که خرابه به ز شهری که تو را دگر ندارد... 🖌 حامد یوسفی 🍁 @shernosh
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ♻️نام اثر 🖌 شعری ماندگار از 🎼 اجرای زیبای 🕊 ارائه شده در کانال ‌ همه شب نالم چون نی، كه غمي دارم دل و جان بردی، اما نشدی يارم با ما بودی، بی ما رفتی چون بوی گل به كجا رفتی؟ تنها ماندم، تنها رفتی چون كاروان رود... فغانم از زمين بر آسمان رود دور از يارم، خون می بارم فتادم از پا به ناتوانی اسير عشقم، چنان كه دانی رهائی از غم نمی توانم تو چاره ای كن كه ميتوانی گر ز دل برآرم آهی آتش از دلم خيزد چون ستاره از مژگانم اشك آتشين ريزد چون كاروان رود فغانم از زمين بر آسمان رود دور از يارم خون می بارم نه حريفی تا با او غم دل گويم نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم ای شادی جان، سرو روان، كز بر ما رفتی، از محفل ما، چون دل ما سوی كجا رفتی؟؟ تنها ماندم، تنها رفتی چو ن بوی گل به كجا رفتی؟؟ به كجائی غمگسار من فغان زار من بشنو... باز آ از صبا حكايتی از روزگار من بشنو باز آ... باز آ... سوی رهی چون روشنی از ديده ما رفتی با قافله باد صبا رفتی تنها ماندم، تنها ماندم... 🍁 @shernosh
به نظرم بابا تک تیرانداز بود. همونی که با یه اسلحه که بالاش دوربینه و سرش صدا خفه‌کن پشت یه دیواری، لبه پشت بومی، جایی که عقل جنم بهش نرسه کمین کرده. همینطور که سرت به هوا بود و فکرت یه جای دیگه یهو به خودت میومدی می‌دیدی فشنگ درست وسط سینته. همینطور که چشمات تا اونجا که جا داره باز مونده و قفسه سینه‌ت انگار اَلو گرفته در کسری از ثانیه مغزت برمی‌‌گشت به چند لحظه قبل که: چی شد؟! و اونجا بود که صدای تیز بابارو می‌شنیدی که رو به تو که داری سکسکه می‌کنی میگه: (فکر نکن چیز خطرناکی نیست) زانوهات شروع می‌کرد به لرزیدن. تلو‌ تلو می‌خوردی. بالاتنه‌‌ت پرت می‌شد عقب و پخش زمین می‌شدی. آخرین تصویری که پشت پلکای بسته‌ت تاریک و تار می‌شد لیوان آبی بود که قاعدتاً باید دستت می‌داد و نداده بود. آخرین بار کِی تیر خوردم؟ همین دیروز! داشتم پَک کلیپسای مو رو نگاه می‌کردم. پشتم به مغازه‌دار بود (آقا از اینا تعداد بخوام چند؟) (صد و پنجاه) (یعنی هر دوازده‌تاش؟) (خانم اگه می‌خوای از این کارا بکنی باید بلد باشی... یه جینش صد و پنجاه) یهو مغازه تاریک شد. همزمان از گوشۀ سقف یه پرژکتور بزرگ روشن شد. ستون نور عین لوله تانک چرخید سمت من که دستمو برده بودم سمت پَک کلیپسا. انگار قبل از این که دستم بهش برسه مچمو گرفته بود. داغیشو وسط دوتا کتفم حس میکردم که داره ذوب می‌کنه و فرو میره و میرسه به قفسه سینه‌‌م. کف دستمو مشت کردم. می‌خواستم بزنم تخت سینه‌‌م که نفسم بالا بیاد. که بگم بلدم... یاد می‌گیرم... می‌تونم اما دستم وا رفت. زدم بیرون. آخرین تصویری که قبل بیرون اومدن از اون تاریکی یادم مونده مردمک زُل و براق مغازه‌دار بود. وقتی داشتم توی شلوغی بازار خودمو گم و گور می‌کردم تازه نفسم بالا اومد. زیر لب گفتم: (اُف... چقدر مدل بابا زیاده... اینجام ولم نمی‌کنه) 🖌 پریسا زابلی پور 🍁 @shernosh
♻️ امروز دوباره دیدمش... بعد از ۱۸ سال! تو تاکسی،روی صندلی جلو نشسته بودم. تو دنیای خودم بودم که یه صدای خیلی خیلی آشنا گفت: مستقیم... فکر کنم قلبم برای چند لحظه از حرکت وایساد! راننده چند متر جلوتر توقف کرد. در ماشین باز شد و صاحب اون صدای آشنا نشست تو ماشین. جرئت اینکه برگردم عقب و نگاهش کنم رو نداشتم. از آینه بغل ماشین نگاه کردم. خودش بود... خشکم زد. توی یه لحظه کوتاه تموم بدنم بی حس شد. داشت به بیرون نگاه میکرد. یک لحظه سرش رو چرخوند و نگاهمون توی آینه ماشین به هم برخورد کرد. به سرعت نگاهش رو ازم گرفت. نمیدونم اونم من رو شناخت یا نه... توی تموم مسیر از توی آینه ماشین داشتم نگاهش میکردم. مثل همون موقع ها بود. فقط چنتا خط روی پیشونیش اضافه شده بود... کاش هیچ وقت به مقصد نمیرسدیم، همونطور که ۱۸ سال پیش نرسیدیم... اما رسیدیم! - آقا، ممنون. پیاده میشیم. ماشین متوقف شد. در ماشین باز شد. درحالی که داشت کرایه رو به راننده میداد اسمم رو صدا زد! تموم بدنم یخ کرد. برگشتم. میخواستم به اندازه ۱۸ سال دلتنگی، با تموم وجودم بگم "جانم"... اما پسربچه ای که از ماشین پیاده شده بود زودتر از من گفت: بله مامان؟! لرزش اشک توی چشمام باعث شد تصویر پسرک رو تار ببینم. نگاهش کردم و بهش لبخند زدم. اونم نگاهم کرد، اونم لبخند زد... 🖌علیرضا نژاد صالحی 🍁 @shernosh
Shahram NazeriShahram Nazeri _ Yar Mara Gar Mara.mp3
زمان: حجم: 13.8M
♻️ ✍️ برای امشب و این ساعت اثری ماندگار از از شاهکارهای شوالیه موسیقی ایران زمین را برای شما همراهان همیشگی کانال آماده نموده ام. امیدوارم این آهنگ مورد پسندتان قرار بگیرد. 🎧 🎼 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 خواننده 🎼 آهنگساز یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینۀ مشروح تویی بر در اسرار مرا نور تویی سُور تویی دولت منصور تویی مرغ ِکُه طور تویی خسته به منقار مرا قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا حُجره خورشید تویی خانۀ ناهید تویی روضۀ امید تویی راه ده ای یار مرا روز تویی روزه تویی حاصل دریُوزه تویی آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی پُخته تویی خام تویی خام بِمَگذار مرا این تَن اگر کم تَنَدی راهِ دلم کم زَنَدی راه شدی تا نَبُدی این همه گفتار مرا 🍁 @shernosh
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ نام اثر ✍️ نوشتۀ 🎤 صداخوانی 🎼 آهنگساز 🎤 خواننده 🕊 ارائه شده در کانال بوی یلدا را می شنوی؟ انتهای خیابان آذر باز هم قرارِ عاشقانۀ پاییز و زمستان قراری طولانی به بلندای یک شب شب عشق بازیِ برگ و برف پاییز چمدان به دست ایستاده عزم رفتن دارد! آسمان بغض می کند… می بارد... خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست دقیقه ای بیشتر مُهلت ماندن می دهد آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد دستی تکان می دهد قدمی برمی دارد سنگین و سرد کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز و... تمام می شود پاییز ای آبستن روزهای عاشقی رفتنت به خیر سفرت بی خطر 🍁 @shernosh
Mostafa MadahiMostafa Madahi _ Saghare Shekaste.mp3
زمان: حجم: 12.6M
♻️ ✍️ برای امشب و این ساعت اثری ماندگار از شاهکارهای آهنگساز فقید ایران زمین استاد را برای شما همراهان همیشگی کانال آماده نموده ام که با صدای اجرا شده است. امیدوارم این آهنگ مورد پسندتان قرار بگیرد. 🎧 🎼 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 خواننده 🎼 آهنگساز ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام ز دست ای ساقی درمیان طوفان بر موج غم نشسته منم، در زورق شکسته منم، ای نا خدای عالم تا نام من رقم زده ‌شد، یکباره مُهـر غم زده ‌شد، بر سرنوشت آدم ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام ز دست ای ساقی تـو تشنـه‌ کـامـم کُـشـتی، در سـراب نـاکـامـی ها، ای بـلای نـافرجامی ها نبـرده لب بر جامی، می‌کِشم به‌ دوش از حسرت، بار مستی و بدنامی ها بر موج غم نشسته منم، در زورق شکسته منم، ای نا خدای عالم تا نام من رقم زده ‌شد، یکباره مُهـر غم زده ‌شد، بر سرنوشت آدم ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام ز دست ای ساقی حکایت از که‌ کنم، شکایت از چه ‌کنم که خود به دست خود آتش، بر دل خون شده ی نگران زده ‌ام 🍁 @shernosh
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️🌸 هدیه ای یلدایی 😍🌸 تقدیم به نگاه زیبای شما _ لطفاً پذیرا باشید 🍁 @shernosh
♻️ نام اثر: در پیِ یلدا برود 🖌 شاعر: 🎤 آواز: 🕊 ارائه شده در: کانال 🎧 👇👇 🍁 @shernosh
Mahdi OmidiMahdi Omidi _ Dar Peye Yalda Beravad.mp3
زمان: حجم: 7.8M
♻️ نام اثر: در پیِ یلدا برود 🖌 شاعر: 🎤 آواز: 🕊 ارائه شده در: کانال دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود آخرین جرعه ی جام است و شبم طولانی است چه کنم این همه غم از دل تنها برود دل پُر حسرتی از این همه یلدا دارم کاش یک بار بیایی تو و غم ها برود راه برگشتنی ای ماه به مردابت نیست مثل رودی که بنا نیست به دریا برود دل من بود که در کوچه ی تنهایی سوخت هر کسی شرم ندارد به تماشا برود عاشقی کردنمان دردسری بیش نبود عشق ای کاش که از دهکده ی ما برود هر که معشوق برانگیخت گوارایش باد دل تنها به چه شوقی پیِ یلدا برود 🍁 @shernosh