eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
یک نیمکت کنار خیابان، دو تا سکوت... این زندگی کشیده به اینجا چرا؟ سکوت من را نگاه کن به تو هم فکر می کنم پس فکر می کند به خودش بی صدا سکوت این ماجرای تلخ خیابان و عشق هاست یک روز سرد توی خیابان دو تا سکوت هر یک شبیه آن یکی آبی، بنفش سرخ - هرچند بود منشاء این رنگ ها سکوت- در هم قدم زدند و به هم فکر! فکر! فکر! آخر رقم زدند سر آغاز را: سکوت! یک ماه بعد: هر دو به هم خو گرفته اند چون کودکی به مادر و چون کوه، با سکوت شش ماه بعد روی پل عابری بلند - من دوست دارمت! مثلاً تا کجا؟ سکوت در روزهای بعد یکی فکر می کند: - عشق اشتباه بود وگرنه چرا سکوت؟ یکسال بعد: ما به هم اصلن نمی خوریم یک نیمکت کنار خیابان دو تا سکوت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
گفتگوها دارم که اگر واژه توان داشت ترا می گفتم واژه ها دارم در سر که اگر... خلوتی بود و دلی بود ترا می گفتم دارم از کوچه آن خاطره ها می گذرم گوش کن گوش... ترا می گویم تو که همدردی و همدل تو که معنای بهاری و بهاری و بهار همزبانی و چه می دانم در کجائی و کجا هست دلت این قدر هست که از جنس منی و همزبانی می توانم به تو از دورترین نقطه خاک با کلامی برسانم عالمی واژه و حرف و سخن و خاطره را و بگویم تو بدانی که چه می گویم و بگویم: صد سال بهتر از این... و نخندی به امیدی که مراست و بدانی که بهار سایه سبز خدا در قفس امروزست. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
همواره به یاد داشته باش: با دیدن آسمان بدان که تو آسمانی. با دیدن ستارگان بدان که ستارگان نیز در درون تو هستند. همانگونه که تو در درون آسمانی، آسمان نیز در درون توست. آرام آرام ساختار کلی تو دگرگون خواهد شد و در این ساختار جدید، کوچکترین مشکل نمی نواند پدید آید. مشکلات مضحک می شوند. انسان دیندار زندگی را اینگونه می گذراند: دل نبسته، آرام، خونسرد، آسوده، استوار و ریشه دوانده در هستی هیچ چیز نمی تواند او را متزلزل کند. حتی مرگ، زیرا مرگ نیز نمی تواند چیزی از او بستاند. او همه آنچه ستاندنی است را دور انداخته و با آن چه همیشه ماندگار است یکی شده. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟ بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟ بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟ بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟ بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟ چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟ به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟ غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟ دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟ پر از احساس نوازش شده سر پنجه ی من بلدی روسریت را تو کمی باز کنی؟ بلدی خط بکشی اسم رقیبانِ مرا؟ بلدی تا به ابد، عشقِ نو آغاز کنی؟ بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟ بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟ بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟ بلدی تا سند از قلب من احراز کنی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
شعرنوش
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟ بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟ بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟ بل
▫️ بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟! تو که استاد سخن نام گرفتی امروز بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟ دل من مُرده، نفسهاش همه عاریت است بلدی همچو مسیحا شده، اعجاز کنی؟ تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ..." حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی و بگویی که:" دلم قاصد ِ مِهر است...، فقط بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی !؟... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
اصلاً چرا دروغ همین پیش پای تو گفتم که یک غزل بنویسم برای تو احساس می‌کنم که کمی پیرتر شدم احساس می‌کنم کـه شدم مبتلای تو برگرد و باز هرچه دلت خواست بد بگو دل می‌دهم دوباره به طعـم صدای تو از قـول من بگو بـــه دلت نرم‌تر شود بی‌فایده‌ است این‌همه دوری، فدای تو دریــــای من! به ابــر ســپـردم بیاورد یــک آســمــان بــهــانــهٔ باران برای تو ناقابل است، بیشتر از ایـن نداشتم رخصت بده نفس بکشم در هوای تو ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر ﻟﺮﺯﺵ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ بعد تو پرواز هرگز لحظه ی خوبی نبود شانه های خسته ات را دیر فهمیدم پدر ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺻﺤﻦ آﻏﻮﺷﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺒﺨﺶ ﺗﺎﺑﺶ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ!؟ ﺑﺎﻭﺭ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی شکست پشت من از داغ بی تو بودنها به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی درون هاله ای از اشک مانده سرگردان نگاه خســته مـــن در مدار دلتنگی از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی دگر پرنده احساس مــن نمی خواند مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
✍️ سه بیت؛ سه نگاه؛ سه برداشت متفاوت: ▫️ حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور سینا عرض کرد: اَرَنی « خودت را به من نشان بده» و حضرت سبحان چنین فرمود: لن ترانی «هرگز مرا نخواهی دید» ▫️ برداشت شیخ اجل سعدی: چو رسی به کوه سینا، "ارنی" مگو و بگذر که نیرزد این تمنّا، به جوابِ "لن ترانی" ▫️ برداشت لسان الغیب حضرت حافظ: چو رسی به طور سینا، "ارنی" بگو و بگذر تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی" ▫️ برداشت حضرت مولانا: "ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی" ▪️ مثل سعدی: عاقلانه ▪️ مثل حافظ: عاشقانه ▪️ مثل مولانا: عارفانه 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 همه به پوچی زندگی می رسند اما... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh