بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟
بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟
بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری بلدی چهچه و آواز کنی؟
به دلم می کشم از طرحِ نگاهت غزلی
بلدی با نگهت در دلم اعجاز کنی؟
غزلی از تپش این دلِ خود ساخته ام
بلدی عشق مرا در دلِ خود راز کنی؟
دل من سوی تو پر زد، پر و بالش مشکن
بلدی با دل من یکسره پرواز کنی؟
پر از احساس نوازش شده سر پنجه ی من
بلدی روسریت را تو کمی باز کنی؟
بلدی خط بکشی اسم رقیبانِ مرا؟
بلدی تا به ابد، عشقِ نو آغاز کنی؟
بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟
بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟
بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟
بلدی تا سند از قلب من احراز کنی؟
✍️ #علی_عطازاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
شعرنوش
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟ بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟ بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟ بل
▫️ #جواب
بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنم
بلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟!
تو که استاد سخن نام گرفتی امروز
بلدی عشق خودت را به من ابراز کنی؟
دل من مُرده، نفسهاش همه عاریت است
بلدی همچو مسیحا شده، اعجاز کنی؟
تا بگویم که :"دلم از همه عالم شده رنـ..."
حرف من قطع نمایی و تو آغاز کنی
و بگویی که:" دلم قاصد ِ مِهر است...، فقط
بلدم عشق ببافم ، بلدی ناز کنی !؟...
✍️ #مریم_نوری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
اصلاً چرا دروغ همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو
احساس میکنم که کمی پیرتر شدم
احساس میکنم کـه شدم مبتلای تو
برگرد و باز هرچه دلت خواست بد بگو
دل میدهم دوباره به طعـم صدای تو
از قـول من بگو بـــه دلت نرمتر شود
بیفایده است اینهمه دوری، فدای تو
دریــــای من! به ابــر ســپـردم بیاورد
یــک آســمــان بــهــانــهٔ باران برای تو
ناقابل است، بیشتر از ایـن نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو
✍️ #ناصر_حامدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر
ﻟﺮﺯﺵ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
بعد تو پرواز هرگز لحظه ی خوبی نبود
شانه های خسته ات را دیر فهمیدم پدر
ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ
ﭘﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ
ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺻﺤﻦ آﻏﻮﺷﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺒﺨﺶ
ﺗﺎﺑﺶ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ
ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﻣﻦ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ!؟
ﺑﺎﻭﺭ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر...
✍️ #زهرا_ضیایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســته مـــن در مدار دلتنگی
از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی
دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی
✍️ #رضا_آسمان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
✍️ سه بیت؛ سه نگاه؛ سه برداشت متفاوت:
▫️ حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور سینا عرض کرد:
اَرَنی « خودت را به من نشان بده»
و حضرت سبحان چنین فرمود:
لن ترانی «هرگز مرا نخواهی دید»
▫️ برداشت شیخ اجل سعدی:
چو رسی به کوه سینا، "ارنی" مگو و بگذر
که نیرزد این تمنّا، به جوابِ "لن ترانی"
▫️ برداشت لسان الغیب حضرت حافظ:
چو رسی به طور سینا، "ارنی" بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"
▫️ برداشت حضرت مولانا:
"ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی"
▪️ مثل سعدی: عاقلانه
▪️ مثل حافظ: عاشقانه
▪️ مثل مولانا: عارفانه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
هر چه کردم نشدم از تو جدا بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را بدتر شد
خواستم این بار موقر باشم
و به جای(تو) بگویم که (شما) بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد
"جاویدا" لاف نگو عاشق مستانه شدی
نیِ عاشق زدی و نایِ نوا بدتر شد
✍️ #عسگر_جاوید
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
در جهانِ ما کسی، آسوده و بی درد نیست
ور کسی آسوده دارد دل، همانا مرد نیست
دردمندان خود نمی دانند قدر درد خویش
زان که بالاتر ز بی دردی به عالم درد نیست
کُشتیِ افتادگی باید نه تیغِ کِبر و ناز
ورطه ی عشق است اینجا عرصه ی ناوَرد نیست
حُسن لیلی بیشتر کس را کند مفتون ولی
نیست عاشق هر که چون مجنون بیابان گرد نیست
در زُجاج چشم بد بین است، عکس، تیرگی
ورنه اندر جوهر مِرآت امکان گَرد نیست
بر گلِ رخسارِ یارِ من عرق بنشسته است
این شمیم راحت افزا، بوی ماءالوِرد نیست
نسیت گر پروانه، بلبل هست از او خون گرم تر
هیچگه بازار حُسن گلعذاران سرد نیست
دستیارانند او را زلف و ابرو، خط و خال
نرگس مست تو در تسخیر دل ها فرد نیست
صرف تا کی کردنش در صحبتِ نابِخردان
عاقلا! عمر گرامی گنجِ باد آورد نیست
از سر و جان "عابدا"! دل بر گرفتن لازم است
عاشقی تنها به اشک سرخ و روی زرد نیست
✍️ #عبادالدین_مستوفی "عابد"
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
بسکه از حیرت فرو ماندم به کار خویشتن
کار خود کردم رها با کردگار خویشتن
همچو گیسو، خانه بر دوشی سزاوار منست
کز پریشانی گره بستم بکار خویشتن
گردباد بی سر انجامم که از دیوانگی
بر سر خود ریزم از حسرت غبار خوبشتن
شمع بی پروانه را مانم که از بی همدمی
هرچه دارم اشک می سازم نثار خوبشتن
با چه امّیدی به رویای خزان دل خوش کنم؟
من که از کنج قفس دیدم بهار خویشتن
مستی من مستی می نیست شور عاشقی ست
سر نگیرم سر چو چشمت از خمار خویشتن
هیچکس بر آتشم آبی نزد جز اشک من
هم غم خویشم من و هم غمگسار خویشتن
سینه ی من گور عشق و آرزوها بود و من
روزگاری زنده بودم در مزار خویشتن
✍️ #بهادر_یگانه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh