eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
اصلاً چرا دروغ همین پیش پای تو گفتم که یک غزل بنویسم برای تو احساس می‌کنم که کمی پیرتر شدم احساس می‌کنم کـه شدم مبتلای تو برگرد و باز هرچه دلت خواست بد بگو دل می‌دهم دوباره به طعـم صدای تو از قـول من بگو بـــه دلت نرم‌تر شود بی‌فایده‌ است این‌همه دوری، فدای تو دریــــای من! به ابــر ســپـردم بیاورد یــک آســمــان بــهــانــهٔ باران برای تو ناقابل است، بیشتر از ایـن نداشتم رخصت بده نفس بکشم در هوای تو ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر ﻟﺮﺯﺵ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ بعد تو پرواز هرگز لحظه ی خوبی نبود شانه های خسته ات را دیر فهمیدم پدر ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺻﺤﻦ آﻏﻮﺷﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺒﺨﺶ ﺗﺎﺑﺶ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ!؟ ﺑﺎﻭﺭ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی شکست پشت من از داغ بی تو بودنها به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی درون هاله ای از اشک مانده سرگردان نگاه خســته مـــن در مدار دلتنگی از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی دگر پرنده احساس مــن نمی خواند مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
✍️ سه بیت؛ سه نگاه؛ سه برداشت متفاوت: ▫️ حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور سینا عرض کرد: اَرَنی « خودت را به من نشان بده» و حضرت سبحان چنین فرمود: لن ترانی «هرگز مرا نخواهی دید» ▫️ برداشت شیخ اجل سعدی: چو رسی به کوه سینا، "ارنی" مگو و بگذر که نیرزد این تمنّا، به جوابِ "لن ترانی" ▫️ برداشت لسان الغیب حضرت حافظ: چو رسی به طور سینا، "ارنی" بگو و بگذر تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی" ▫️ برداشت حضرت مولانا: "ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی" ▪️ مثل سعدی: عاقلانه ▪️ مثل حافظ: عاشقانه ▪️ مثل مولانا: عارفانه 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 همه به پوچی زندگی می رسند اما... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هر چه کردم نشدم از تو جدا بدتر شد گفته بودم بزنم قید تو را بدتر شد خواستم این بار موقر باشم و به جای(تو) بگویم که (شما) بدتر شد آسمان وقت قرار من و تو ابری بود تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد چاره دارو و دوا نیست که حال بد من بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی زده ام حرف دلم را به خدا بدتر شد روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد "جاویدا" لاف نگو عاشق مستانه شدی نیِ عاشق زدی و نایِ نوا بدتر شد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
در جهانِ ما کسی، آسوده و بی درد نیست ور کسی آسوده دارد دل، همانا مرد نیست دردمندان خود نمی دانند قدر درد خویش زان که بالاتر ز بی دردی به عالم درد نیست کُشتیِ افتادگی باید نه تیغِ کِبر و ناز ورطه ی عشق است اینجا عرصه ی ناوَرد نیست حُسن لیلی بیشتر کس را کند مفتون ولی نیست عاشق هر که چون مجنون بیابان گرد نیست در زُجاج چشم بد بین است، عکس، تیرگی ورنه اندر جوهر مِرآت امکان گَرد نیست بر گلِ رخسارِ یارِ من عرق بنشسته است این شمیم راحت افزا، بوی ماءالوِرد نیست نسیت گر پروانه، بلبل هست از او خون گرم تر هیچگه بازار حُسن گلعذاران سرد نیست دستیارانند او را زلف و ابرو، خط و خال نرگس مست تو در تسخیر دل ها فرد نیست صرف تا کی کردنش در صحبتِ نابِخردان عاقلا! عمر گرامی گنجِ باد آورد نیست از سر و جان "عابدا"! دل بر گرفتن لازم است عاشقی تنها به اشک سرخ و روی زرد نیست ✍️ "عابد" 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
بسکه از حیرت فرو ماندم به کار خویشتن کار خود کردم رها با کردگار خویشتن همچو گیسو، خانه بر دوشی سزاوار منست کز پریشانی گره بستم بکار خویشتن گردباد بی سر انجامم که از دیوانگی بر سر خود ریزم از حسرت غبار خوبشتن شمع بی پروانه را مانم که از بی همدمی هرچه دارم اشک می سازم نثار خوبشتن با چه امّیدی به رویای خزان دل خوش کنم؟ من که از کنج قفس دیدم بهار خویشتن مستی من مستی می نیست شور عاشقی ست سر نگیرم سر چو چشمت از خمار خویشتن هیچکس بر آتشم آبی نزد جز اشک من هم غم خویشم من و هم غمگسار خویشتن سینه ی من گور عشق و آرزوها بود و من روزگاری زنده بودم در مزار خویشتن ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
در شب هجر تو شرمنده ی احسانم کرد دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد شمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد زلف او بود سخا حاصل سرمایه ی عمر شانه آخر ز کفم برد و پریشانم کرد. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
شرم از نگاه بلبل بی‌دل نمی‌کنید کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟ از آن زمان که آیینه‌گردان شب شُدید آیینه ی دل از دَم دوران مکدر است فردایتان چکیده ی امروز زندگی است امروزتان طلیعه ی فردای محشر است وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید وقتی حدیث درد برایم مکرر است وقتی ز چنگ شوم زمان، مرگ می‌چکد وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است وقتی بهار، وصله ی ناجور فصل‌هاست وقتی تبر، مدافع حقِّ صنوبر است وقتی به دادگاه عدالت، طناب دار بر صدر می‌نشیند و قاضی و داور است وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست وقتی که نقش خون به دل ما مُصوّر است وقتی که نوح، کشتی خود را به خون نشاند وقتی که مار، معجزه یک پیامبر است وقتی که برخلاف تمام فسانه‌ها امروز، شعله، مسلخ سرخ سمندر است: از من مخواه شعرِ تر، ای بی‌خبر ز درد شعری که خون از آن نچکد؛ ننگ دفتر است ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم تیغ زبان، بُرنده‌تر از تیغ خنجر است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
داغ امید به دل ماند و تحمل کردیم آرزو مُرد شنیدیم و تجاهل کردیم کاسه ی صبر عجب نیست که لبریز شود زانچه یک عمر شنیدیم و تحمل کردیم بلبل فصل خزانیم و ز گلریزی اشک آشیان را به نظرها سبد گل کردیم همچو فواره که از اوج سرازیر شود به ترقی چو رسیدیم تنزل کردیم ناصح از پند مکرر ننشیند خاموش گرچه هر بار شنیدیم تغافل کردیم دست پرورده ی ذوقیم و به فتوای بهار گوش را وقف نواخوانی بلبل کردیم حاجت طعنه زدن نیست که ما خود خجلیم زین همه بار که بر دوش توکل کردیم کم نشد حیرت و سرگشتگی ما افزود هرچه در کار جهان بیش تأمل کردیم گذر عمر نه زانگونه که حافظ فرمود بود سیلی که تماشا ز سر پل کردیم ای خزان دست نگه دار که در آخر عمر نوبهار دگری آمد و ما گل کردیم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟ من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh