اصلاً چرا دروغ همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو
احساس میکنم که کمی پیرتر شدم
احساس میکنم کـه شدم مبتلای تو
برگرد و باز هرچه دلت خواست بد بگو
دل میدهم دوباره به طعـم صدای تو
از قـول من بگو بـــه دلت نرمتر شود
بیفایده است اینهمه دوری، فدای تو
دریــــای من! به ابــر ســپـردم بیاورد
یــک آســمــان بــهــانــهٔ باران برای تو
ناقابل است، بیشتر از ایـن نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو
✍️ #ناصر_حامدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر
ﻟﺮﺯﺵ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
بعد تو پرواز هرگز لحظه ی خوبی نبود
شانه های خسته ات را دیر فهمیدم پدر
ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ
ﭘﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ
ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﺻﺤﻦ آﻏﻮﺷﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺒﺨﺶ
ﺗﺎﺑﺶ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﻧﺦ ﺑﻪ ﻧﺦ ﭘﺎﮐﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﻏﺼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ
ﻧﺎﻟﻪ ﯼ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ
ﻣﻦ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﺠﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ!؟
ﺑﺎﻭﺭ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر...
✍️ #زهرا_ضیایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
نگاه خســته مـــن در مدار دلتنگی
از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی
دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی
✍️ #رضا_آسمان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
✍️ سه بیت؛ سه نگاه؛ سه برداشت متفاوت:
▫️ حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور سینا عرض کرد:
اَرَنی « خودت را به من نشان بده»
و حضرت سبحان چنین فرمود:
لن ترانی «هرگز مرا نخواهی دید»
▫️ برداشت شیخ اجل سعدی:
چو رسی به کوه سینا، "ارنی" مگو و بگذر
که نیرزد این تمنّا، به جوابِ "لن ترانی"
▫️ برداشت لسان الغیب حضرت حافظ:
چو رسی به طور سینا، "ارنی" بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"
▫️ برداشت حضرت مولانا:
"ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی"
▪️ مثل سعدی: عاقلانه
▪️ مثل حافظ: عاشقانه
▪️ مثل مولانا: عارفانه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
هر چه کردم نشدم از تو جدا بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را بدتر شد
خواستم این بار موقر باشم
و به جای(تو) بگویم که (شما) بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد
"جاویدا" لاف نگو عاشق مستانه شدی
نیِ عاشق زدی و نایِ نوا بدتر شد
✍️ #عسگر_جاوید
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
در جهانِ ما کسی، آسوده و بی درد نیست
ور کسی آسوده دارد دل، همانا مرد نیست
دردمندان خود نمی دانند قدر درد خویش
زان که بالاتر ز بی دردی به عالم درد نیست
کُشتیِ افتادگی باید نه تیغِ کِبر و ناز
ورطه ی عشق است اینجا عرصه ی ناوَرد نیست
حُسن لیلی بیشتر کس را کند مفتون ولی
نیست عاشق هر که چون مجنون بیابان گرد نیست
در زُجاج چشم بد بین است، عکس، تیرگی
ورنه اندر جوهر مِرآت امکان گَرد نیست
بر گلِ رخسارِ یارِ من عرق بنشسته است
این شمیم راحت افزا، بوی ماءالوِرد نیست
نسیت گر پروانه، بلبل هست از او خون گرم تر
هیچگه بازار حُسن گلعذاران سرد نیست
دستیارانند او را زلف و ابرو، خط و خال
نرگس مست تو در تسخیر دل ها فرد نیست
صرف تا کی کردنش در صحبتِ نابِخردان
عاقلا! عمر گرامی گنجِ باد آورد نیست
از سر و جان "عابدا"! دل بر گرفتن لازم است
عاشقی تنها به اشک سرخ و روی زرد نیست
✍️ #عبادالدین_مستوفی "عابد"
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
بسکه از حیرت فرو ماندم به کار خویشتن
کار خود کردم رها با کردگار خویشتن
همچو گیسو، خانه بر دوشی سزاوار منست
کز پریشانی گره بستم بکار خویشتن
گردباد بی سر انجامم که از دیوانگی
بر سر خود ریزم از حسرت غبار خوبشتن
شمع بی پروانه را مانم که از بی همدمی
هرچه دارم اشک می سازم نثار خوبشتن
با چه امّیدی به رویای خزان دل خوش کنم؟
من که از کنج قفس دیدم بهار خویشتن
مستی من مستی می نیست شور عاشقی ست
سر نگیرم سر چو چشمت از خمار خویشتن
هیچکس بر آتشم آبی نزد جز اشک من
هم غم خویشم من و هم غمگسار خویشتن
سینه ی من گور عشق و آرزوها بود و من
روزگاری زنده بودم در مزار خویشتن
✍️ #بهادر_یگانه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
در شب هجر تو شرمنده ی احسانم کرد
دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد
سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
شمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد
زلف او بود سخا حاصل سرمایه ی عمر
شانه آخر ز کفم برد و پریشانم کرد.
✍️ #سخای_لاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
شرم از نگاه بلبل بیدل نمیکنید
کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟
از آن زمان که آیینهگردان شب شُدید
آیینه ی دل از دَم دوران مکدر است
فردایتان چکیده ی امروز زندگی است
امروزتان طلیعه ی فردای محشر است
وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید
وقتی حدیث درد برایم مکرر است
وقتی ز چنگ شوم زمان، مرگ میچکد
وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است
وقتی بهار، وصله ی ناجور فصلهاست
وقتی تبر، مدافع حقِّ صنوبر است
وقتی به دادگاه عدالت، طناب دار
بر صدر مینشیند و قاضی و داور است
وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست
وقتی که نقش خون به دل ما مُصوّر است
وقتی که نوح، کشتی خود را به خون نشاند
وقتی که مار، معجزه یک پیامبر است
وقتی که برخلاف تمام فسانهها
امروز، شعله، مسلخ سرخ سمندر است:
از من مخواه شعرِ تر، ای بیخبر ز درد
شعری که خون از آن نچکد؛ ننگ دفتر است
ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم
تیغ زبان، بُرندهتر از تیغ خنجر است.
✍️ #بیداد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
داغ امید به دل ماند و تحمل کردیم
آرزو مُرد شنیدیم و تجاهل کردیم
کاسه ی صبر عجب نیست که لبریز شود
زانچه یک عمر شنیدیم و تحمل کردیم
بلبل فصل خزانیم و ز گلریزی اشک
آشیان را به نظرها سبد گل کردیم
همچو فواره که از اوج سرازیر شود
به ترقی چو رسیدیم تنزل کردیم
ناصح از پند مکرر ننشیند خاموش
گرچه هر بار شنیدیم تغافل کردیم
دست پرورده ی ذوقیم و به فتوای بهار
گوش را وقف نواخوانی بلبل کردیم
حاجت طعنه زدن نیست که ما خود خجلیم
زین همه بار که بر دوش توکل کردیم
کم نشد حیرت و سرگشتگی ما افزود
هرچه در کار جهان بیش تأمل کردیم
گذر عمر نه زانگونه که حافظ فرمود
بود سیلی که تماشا ز سر پل کردیم
ای خزان دست نگه دار که در آخر عمر
نوبهار دگری آمد و ما گل کردیم
✍️ #محمد_قهرمان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟
✍️ #محمدرضا_عبدالملکیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh