هر چه کردم نشدم از تو جدا بدتر شد
گفته بودم بزنم قید تو را بدتر شد
خواستم این بار موقر باشم
و به جای(تو) بگویم که (شما) بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه، با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو دوا بدتر شد
گفته بودی نزنم حرف دلم را به کسی
زده ام حرف دلم را به خدا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد
"جاویدا" لاف نگو عاشق مستانه شدی
نیِ عاشق زدی و نایِ نوا بدتر شد
✍️ #عسگر_جاوید
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
در جهانِ ما کسی، آسوده و بی درد نیست
ور کسی آسوده دارد دل، همانا مرد نیست
دردمندان خود نمی دانند قدر درد خویش
زان که بالاتر ز بی دردی به عالم درد نیست
کُشتیِ افتادگی باید نه تیغِ کِبر و ناز
ورطه ی عشق است اینجا عرصه ی ناوَرد نیست
حُسن لیلی بیشتر کس را کند مفتون ولی
نیست عاشق هر که چون مجنون بیابان گرد نیست
در زُجاج چشم بد بین است، عکس، تیرگی
ورنه اندر جوهر مِرآت امکان گَرد نیست
بر گلِ رخسارِ یارِ من عرق بنشسته است
این شمیم راحت افزا، بوی ماءالوِرد نیست
نسیت گر پروانه، بلبل هست از او خون گرم تر
هیچگه بازار حُسن گلعذاران سرد نیست
دستیارانند او را زلف و ابرو، خط و خال
نرگس مست تو در تسخیر دل ها فرد نیست
صرف تا کی کردنش در صحبتِ نابِخردان
عاقلا! عمر گرامی گنجِ باد آورد نیست
از سر و جان "عابدا"! دل بر گرفتن لازم است
عاشقی تنها به اشک سرخ و روی زرد نیست
✍️ #عبادالدین_مستوفی "عابد"
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
بسکه از حیرت فرو ماندم به کار خویشتن
کار خود کردم رها با کردگار خویشتن
همچو گیسو، خانه بر دوشی سزاوار منست
کز پریشانی گره بستم بکار خویشتن
گردباد بی سر انجامم که از دیوانگی
بر سر خود ریزم از حسرت غبار خوبشتن
شمع بی پروانه را مانم که از بی همدمی
هرچه دارم اشک می سازم نثار خوبشتن
با چه امّیدی به رویای خزان دل خوش کنم؟
من که از کنج قفس دیدم بهار خویشتن
مستی من مستی می نیست شور عاشقی ست
سر نگیرم سر چو چشمت از خمار خویشتن
هیچکس بر آتشم آبی نزد جز اشک من
هم غم خویشم من و هم غمگسار خویشتن
سینه ی من گور عشق و آرزوها بود و من
روزگاری زنده بودم در مزار خویشتن
✍️ #بهادر_یگانه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
در شب هجر تو شرمنده ی احسانم کرد
دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد
سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد
شمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد
زلف او بود سخا حاصل سرمایه ی عمر
شانه آخر ز کفم برد و پریشانم کرد.
✍️ #سخای_لاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
شرم از نگاه بلبل بیدل نمیکنید
کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟
از آن زمان که آیینهگردان شب شُدید
آیینه ی دل از دَم دوران مکدر است
فردایتان چکیده ی امروز زندگی است
امروزتان طلیعه ی فردای محشر است
وقتی که تیغ کینه سر عشق را برید
وقتی حدیث درد برایم مکرر است
وقتی ز چنگ شوم زمان، مرگ میچکد
وقتی دل سیاه زمین جای گوهر است
وقتی بهار، وصله ی ناجور فصلهاست
وقتی تبر، مدافع حقِّ صنوبر است
وقتی به دادگاه عدالت، طناب دار
بر صدر مینشیند و قاضی و داور است
وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست
وقتی که نقش خون به دل ما مُصوّر است
وقتی که نوح، کشتی خود را به خون نشاند
وقتی که مار، معجزه یک پیامبر است
وقتی که برخلاف تمام فسانهها
امروز، شعله، مسلخ سرخ سمندر است:
از من مخواه شعرِ تر، ای بیخبر ز درد
شعری که خون از آن نچکد؛ ننگ دفتر است
ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم
تیغ زبان، بُرندهتر از تیغ خنجر است.
✍️ #بیداد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
داغ امید به دل ماند و تحمل کردیم
آرزو مُرد شنیدیم و تجاهل کردیم
کاسه ی صبر عجب نیست که لبریز شود
زانچه یک عمر شنیدیم و تحمل کردیم
بلبل فصل خزانیم و ز گلریزی اشک
آشیان را به نظرها سبد گل کردیم
همچو فواره که از اوج سرازیر شود
به ترقی چو رسیدیم تنزل کردیم
ناصح از پند مکرر ننشیند خاموش
گرچه هر بار شنیدیم تغافل کردیم
دست پرورده ی ذوقیم و به فتوای بهار
گوش را وقف نواخوانی بلبل کردیم
حاجت طعنه زدن نیست که ما خود خجلیم
زین همه بار که بر دوش توکل کردیم
کم نشد حیرت و سرگشتگی ما افزود
هرچه در کار جهان بیش تأمل کردیم
گذر عمر نه زانگونه که حافظ فرمود
بود سیلی که تماشا ز سر پل کردیم
ای خزان دست نگه دار که در آخر عمر
نوبهار دگری آمد و ما گل کردیم
✍️ #محمد_قهرمان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟
✍️ #محمدرضا_عبدالملکیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
ببخشای بر من اگر ارغوان را نفهمیده چیدم!!
اگر روی لبخند یک بوته آتش کشیدم!!
اگر سنگ را دیدم اما،
در آئین احساس و آواز گنجشک نفس های سبزینه را حس نکردم!!
اگرماشه را دیدم اما هراس نگاه نفسگیر آهو به چشمم نیامد!!...
چرا روشنی را ندیدم؟؟
چرا روشنی بود و من لال بودم؟؟
چرا تاول دست یک کودک روستایی دلم را نلرزاند؟؟
✍️ #محمدرضا_عبدالملکیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
مهربانی را بیاموزیم
فرصت آیینه ها در پشت در مانده است
روشنی را می شود در خانه مهمان کرد
می شود در عصر آهن
آشناتر شد
سایبان از بید مجنون٬
روشنی از عشق
می شود جشنی فراهم کرد
می شود در معنی یک گل شناور شد
مهربانی را بیاموزیم
موسم نیلوفران در پشت در مانده است
موسم نیلوفران٬یعنی که باران هست
یعنی یک نفر آبی است
موسم نیلوفران یعنی
یک نفر می آید از آن سوی دلتنگی
می شود برخاست در باران
دست در دست نجیب مهربانی
می شود در کوچه های شهر جاری شد
می شود با فرصت آیینه ها آمیخت
با نگاهی
با نفس های نگاهی
می شود سرشار از رازی بهاری شد.
✍️ #محمدرضا_عبدالملکیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
من برای جهل تو اندوهگینم
و تو برای هدایت من می گریی
من برای خود پاک مانده ام
و تو برای خدایت چنین ناپاک
من برای خود، به تو احترام می گذارم
و تو برای خدایت توهین می کنی
من برای خود، یک انسانم، صاحب اختیار!
و تو برای خدایت یک مقلد بی تدبر
من آنگونه که عقل خویش می پسندد زندگی می کنم
و تو آنگونه که طبع او قرن ها پیش پسندید!
من هر اندیشه ای را ارج می نهم
و تو فراموش کرده ای که اندیشیدن چیست!
تو بگو...
فقط یک دلیل که چون تو شوم؟
✍️ #شررناب_علیزاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
آمد امّا در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو از چهره دل شسته بود
عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود
لب همان لب بود امّا بوسه اش گرمی نداشت
دل همان دل بود امّا مست و بی پروا نبود
در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت
گرچه روزی هم نشین، جز با منِ رسوا نبود
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود
دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف
گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود
بر لب لرزان من فریاد دل خاموش شد
آخر آن تنها امید جان من تنها نبود
جز من و او ، دیگری هم بود، امّا ای دریغ
آگَه از دردِ دلم، زان عشقِ جان فرسا نبود
ای نداده خوشه ای زآن خرمن زیبایی ام
تا نبودی در کنارم زندگی زیبا نبود.
✍️ #ابوالحسن_ورزی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh